عمومی | شورای عالی انقلاب فرهنگی

امیدوارم نسل آینده روزهای بسیار درخشانی را ببیند

پس از پیروزی انقلاب اسلامی دانشگاه‌های این مرز و بوم روزهای متفاوتی را نسبت به گذشته تجربه کردند. دانشجویان و اساتید پابه‌پای انقلاب رشد کردند و امروز در چهل سالگی انقلاب شاهد بلوغ و شکوفایی آنان هستیم.
گفت‌وگوی ذیل با دکتر منصور غلامی وزیر علوم، تحقیقات و فناوری و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. در این گفت‌وگو سعی شده تصویر دقیقی از رشد علم و فناوری در ۴۰ سال گذشته و سیر رشد دانشگاه‌ها ارائه شود که تقدیم حضور شما می‌گردد:
با نام خدا. قبل از هرچیز از شما تشکر می‌کنم که با این مشغله و حجم فعالیت‌ها، وقت خود را در اختیار ما قرار دادید. به مناسبت چهل سالگی انقلاب اسلامی در خدمت شما هستیم. برای آغاز تشریح بفرمایید وضعیت دانشگاه‌ها، علم و فناوری در سال ۱۳۵۷ و زمان پیروزی انقلاب اسلامی به چه صورت بوده است؟
با نام خدا. بنده هم از شما تشکر می‌کنم. قطعاً مقایسه‌ای که انجام می‌شود بیشتر به این جهت است که ما بتوانیم فعالیت‌هایی را که در دوره‌های مختلف پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون وجود داشته است را بیان کنیم. طبیعی است که مقایسه‌ها معمولاً برای مشخص کردن حجم و اندازه کارهایی که صورت گرفته می‌باشد اما در ضمن آن، کیفیت کار و برنامه‌هایی که برای بهتر شکل گرفتن این انقلاب صورت گرفته هم خود را نشان خواهد داد؛ لذا من در ضمن طرح مطلب ممکن است به بعضی از این موارد اشاره کنم. ما در زمان پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن سال ۱۳۵۷، تعداد محدودی دانشگاه در کشور داشتیم که خیلی از آنها هنوز هم هستند؛ یعنی اغلب استان‌ها یک دانشگاه داشتند که معروف بودند. بعضی از استان‌ها هم دانشگاه‌هایی داشتند که تازه تاسیس بودند. جمعاً همه مراکز آموزش عالی ما چیزی حدود ۱۷۵هزار دانشجو داشت که در رشته‌ها، دوره‌ها و مقاطع مختلف تحصیل می‌کردند که عموماً هم مقاطع کارشناسی بود. در بعضی از رشته‌ها مثل تربیت معلم که فوق دیپلم تربیت می‌کردند، مقطع کاردانی بود. بعضی دوره‌ها به شکل فنی و تکنسینی بود و تعداد کمی از دانشگاه‌ها هم مقطع کارشناسی ارشد داشتند. پزشکی هم به همین شکل بود. چون در آن زمان دانشکده‌های پزشکی و دندانپزشکی و داروسازی هم جزء زیر‌مجموعه دانشگاه‌های وزارت علوم که آن زمان به عنوان وزارت فرهنگ و بعد وزارت فرهنگ و آموزش عالی تعریف شده بود قرار داشتند، تمرکز کمتری در رشته‌های تخصصی وجود داشت و در پیراپزشکی هم تکنسین اتاق عمل و بی‌هوشی و مواردی از این قبیل و کارشناسی مثل علوم آزمایشگاهی هم داشتند که مجموعه این موارد در هر دو حوزه که امروز و در این شرایط وجود دارد، محدود بود. طبیعی است اعضاء هیئت علمی هم به نسبت دانشجوها کم بود که بنده تعداد دقیق آن را حضور ذهن ندارم. بنده کارشناسی خود را قبل از انقلاب گرفتم و در مهرماه سال ۱۳۵۸ دانشجوی کارشناسی ارشد و در جریان فضای دانشگاه‌ها بودم. پس از پیروزی انقلاب اسلامی یک سال تحصیلی ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ دانشجو بودم و بعد هم حضرت امام خمینی (ره) بحث تشکیل شورای عالی انقلاب فرهنگی در دانشگاه‌ها را مطرح کردند که چیزی حدود چهارسال دانشگاه‌ها تعطیل بودند و اولین زمان فعالیت مجدد دانشگاه‌ها آذر ماه سال ۱۳۶۲ بود. در آن زمان بعضی از اساتید به هر دلیلی از دانشگاه‌ها رفته بودند؛ بعضی از دانشجویان به علت اشتغال به کار در دوره تعطیلی دانشگاه‌ها، از ادامه تحصیل انصراف دادند و برخی از دانشجویان هم در جبهه‌های دفاع مقدس حضور یافتند که این عزیزان هم یا شهید شدند و یا دیر بازگشتند. عدد و رقم‌هایی که ما در بازگشایی دانشگاه‌ها بعد از انقلاب فرهنگی داشتیم از آمار سال ۱۳۵۷ کمتر بودند. بازگشایی در حدود آذرماه بود و سیستم جدیدی شکل گرفت که به جای ترمی، ثلثی شد. در دوره ما پس از انقلاب اسلامی وقتی که دانشگاه‌ها فعال شدند قرار بر این شد که دانشگاه‌ها سالی سه ثلث یا سه ترم داشته باشند. من در آن زمان هم دانشجو و هم رئیس دانشکده بودم. در این زمان نیاز به حرکتی جدی وجود داشت برنامه‌ریزی برای دروس به‌خصوص دروس علوم‌انسانی و واحدهای درسی که باید ارائه می‌شد کار بسیار زیادی بود. بازگشایی دانشگاه‌ها با کنکور و برگرداندن دانشجویانی که قبلاً مشغول به تحصیل بودند و برای تعطیلات دوره انقلاب فرهنگی رفته بودند، اتفاق افتاد. در یک بازه زمانی از اواخر سال ۱۳۶۲ و اوایل سال ۱۳۶۳ تا اواخر دهه شصت که چیزی حدود هشت سال می‌باشد، اتفاقات بسیار وسیعی شکل گرفت و رشته‌های جدید و زیادی در دانشگاه‌های مختلف فعال شدند. ایجاد دانشکده‌های جدید در دانشگاه‌های موجود و ایجاد مراکز آموزشی جدید در بعضی از شهرها و استان‌ها در این زمان اتفاق افتاد. تحولاتی در دوره‌های تحصیلی شکل گرفت. از جمله اینکه مقاطع کاردانی اول مورد توجه قرار گرفت و در بعضی رشته‌ها مثل فنی‌ و کشاورزی‌ توسعه پیدا کرد و در کنار آن توسعه‌ای در مقاطع تحصیلی کارشناسی و ارتقاء دوره‌ها و تعریف دوره‌های ارشد آغاز شد. یعنی رشته‌های کارشناسی به دوره‌های ارشد توسعه پیدا کردند و در این دوره دانشگاه‌ها بر جذب هیئت علمی متمرکز شدند. فارغ‌التحصیلان در آن زمان عموماً تحصیل‌کرده‌های خارج از کشور بودند که پس از انقلاب برگشته بودند یعنی اکثراً کسانی که علاقه‌مند به انقلاب بودند و پس از پیروزی انقلاب اسلامی وظیفه خود می‌دانستند که به کشور بازگردند که در حال حاضر نسل آنان یا بازنشسته شده‌اند و یا در حال بازنشستگی هستند. وقتی این افراد برگشتند توسعه مقاطع تحصیلی را هم داشتیم و کمبود شدیدی در هیئت علمی دانشگاه‌ها احساس شد. کاری که در سال شصت اتفاق افتاد ایجاد دانشگاه تربیت مدرس بود که در آن زمان ایجاد آن با نام مدرسه تربیت مدرس به‌منظور تربیت هیئت علمی برای دانشگاه‌ها تصویب شد. آن زمان مدرس به‌عنوان مدرس دانشگاهی بود و کلمه مدرسه را هم به کار بردند تا مشخص شود یک رویکرد جدید وجود دارد. به این معنی که هم مدارس علمیه و هم مدارس دانشگاهیان را داشته باشیم که بعد هم نام آن تغییر یافت. به‌طوری‌که فارغ‌التحصیلان دانشگاه تربیت مدرس که گروه اول آن در مهر ماه سال ۱۳۶۱ تحصیل خود را شروع کردند؛ سه سال بعد اواخر سال ۱۳۶۳ و اوایل سال ۱۳۶۴ فارغ‌التحصیل شدند و وارد دانشگاه‌هایی شدند که کمبود هیئت علمی در آن ایجاد شده بود و یا دانشگاه‌ها و مراکز جدید بودند. این دانشگاه فعالیت خود را در رشته‌های مختلف توسعه داد و هم‌زمان در همان سال‌های ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ اعزام به خارج از کشور برای تربیت اعضاء هیئت علمی اتفاق افتاد که در پایان دهه شصت در اواخر سال‌های ۱۳۶۹ و ۱۳۷۰ بیش از سه هزار نفر بورسیه دکتری در خارج از کشور برای تحصیل و بازگشت به کشور و پُر کردن جای خالی در دانشگاه‌ها داشتیم که حرکت بزرگی بود. شاید کمتر مقطعی را پیدا کنیم که این تعداد تربیت هیئت علمی یا مدرس و دکتری برای آمدن به دانشگاه‌ها اتفاق افتاده باشد و این کار تا اواخر سال ۱۳۷۰ و ۱۳۷۴ ادامه داشت. اگر بخواهیم آماری ارائه کنیم، در یک بازه زمانی ۱۰ساله باید بگوییم چه تعداد اعزام داشتیم و چه تعداد بازگشتند و در دانشگاه‌ها مشغول به تدریس شدند. با برگشت این جمعیت به دانشگاه‌ها، از اوایل دهه هفتاد، مقاطع کارشناسی‌ارشد در اکثر دانشگاه‌ها و اکثر رشته‌ها شکل گرفت و آغاز یک دوره دیگری از فعالیت دانشگاه‌ها انجام شد که تربیت محقق صورت می‌گرفت، چون ما معمولاً افراد کارشناسی‌ارشد را به‌عنوان محقق تربیت می‌کردیم و می‌کنیم و همچنین تحقیقات در دانشگاه‌ها شکل گرفت که همین امر باعث شد که ما در تولیدات علمی هم حرکت جدیدی داشته باشیم. اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، دانشگاه‌ها و دانشکده‌های جوان، مقاطع تحصیلی دکتری را آغاز کردند که این امر بنا بر ظرفیت ایجاد شده از برگشت بورسیه‌های اعزامی به خارج از کشور بود. وقتی در اوایل دهه هشتاد دوره‌های دکتری شروع به فارغ‌التحصیل دادن کرد، اعزام افراد به خارج از کشور کاهش یافت. به دلیل اینکه ما در خیلی از رشته‌ها فارغ‌التحصیل دکتری داشتیم که به سمت پُر کردن دانشگاه‌ها از جهت تامین هیئت علمی می‌رفتند و همین ظرفیت باعث گسترش آموزش عالی می‌شد. تکرار می‌کنم که دانشگاه‌ها و رشته‌های جدید شکل گرفت؛ مقاطع جدید شکل گرفت و به همین ترتیب ادامه یافت. می‌توان گفت ما در اواخر دهه هشتاد تعداد قابل توجهی دانشگاه و دانشگاه‌هایی که زیرنظام آموزش عالی و وزارت علوم هستند مثل پیام نور، علمی کاربردی، دانشگاه فنی و حرفه‌ای که در آن زمان در بخش آموزش و پرورش بود ولی از این ظرفیت‌ها استفاده می‌کرد، به وجود آمدند. توسعه دانشگاه‌ها در دهه نود بیش از اندازه بود که به لحاظ کمی در این موضوع در حال بازنگری هستیم. در کیفیت، اکثر دانشگاه‌های بزرگ ما، مثل دانشگاه‌های استان، دانشگاه‌های جامع و دانشگاه‌های صنعتی دارای شاخص کیفی خوبی هستند. تحقیقات ما که حاصل توسعه تحصیلات تکمیلی بود باعث شد تا ما در تولیدات علمی در دنیا شاخص شویم و رتبه‌های قابل توجهی را داشته باشیم. ما از اوایل دهه نود رتبه‌های بیست، نوزده و هجده را داشته‌ایم تا در حال حاضر که رتبه شانزده را در سال گذشته به دست آوردیم و امسال هم که نتایج ۲۰۱۸ اعلام شود پیش‌بینی ما بر این است که در اکثر رشته‌ها رتبه پانزده را به دست آوریم. این دستاورد بزرگی است که ما در زمان شروع فعالیت دانشگاه‌ها پس از پیروزی انقلاب و در دوره استقرار نظام انقلاب اسلامی بدست آورده‌ایم. آماری که قبل از انقلاب اسلامی هم داشتیم، آمار قابل توجهی نبود که برای ما جایگاهی بین دانشگاه‌های دنیا ایجاد کرده باشد و ما بگوییم از آن مسیر ادامه داده‌ایم لذا می‌توان گفت تقریباً از هیچ به سطح فعلی رسیده‌ایم که جایگاه بسیار مهمی می‌باشد؛ از این لحاظ که ما انقطاعی دو تا چهارساله داشته‌ایم اما کشورهای دیگر که ما در لیست رقابت با آنها قرار داریم توقفی نداشته‌اند و با همان سرعت و با قدرت و امکانات بیشتر مسیر خود را طی ‌می‌کردند. ما با یک جهش و حرکت انقلابی توانستیم از تعداد زیادی کشورهایی که در حوزه علمی فعال هستند پیشی گرفته و در ردیف پانزدهم قرار گیریم. در تعدادی از رشته‌ها هم جایگاه ما از این میانگین پانزده بهتر می‌باشد. رتبه ششم و نهم در رشته‌هایی مثل زیست‌فناوری، فناوری نانو و بعضی رشته‌ها مثل هسته‌ای و غیره داریم که اینها هم زمینه‌های خاصی هستند که در آنها کارهای خوبی انجام شده است. اگر بخواهیم رتبه پانزده خود را بررسی کنیم هم می‌توانیم در اجزاء این جامعه علمی رتبه‌های بهتری داشته باشیم.

سه دهه یا سه دوره را برای آموزش عالی تعریف کرده‌ایم؛ دوره یا دهه اول که از اوایل دهه شصت تا اوایل دهه هفتاد می‌باشد، دانشگاه‌ها تربیت نیروی انسانی را بر عهده داشته‌اند. ماموریتی که خوب انجام دادند و آن زمان بر عهده داشتند و بر اساس امکاناتی که جمع می‌کردند، ماموریت تربیت نیروی انسانی بود. ما در خیلی موارد کمبود تحصیل‌کرده و کارشناس داشتیم؛ اداره کشور بر عهده گروه و نسل جدید انقلابی واگذار شده بود؛ نیاز به تحصیلات تخصصی هم به لحاظ توانایی‌های کارشناسی، هم به لحاظ توانایی‌های مدیریتی و هم به لحاظ توانایی‌های برنامه‌ریزی به شدت بالا بود و لذا دانشگاه‌ها، نیروی انسانی مورد نیاز را تربیت کرده و تحویل دادند به‌طوری‌که در دهه هفتاد تقریباً نیازهای ما به لحاظ اضطرار و ضرورت تامین شده بود و این کار خوبی بود. اشاره کردم که در دهه هفتاد تحقیقات آغاز شد، سپس فعالیت‌ها به سمت پژوهشی، حل مسائل و مشکلات و زمینه‌های پژوهشی و تخصصی جدید معطوف شد و این کار با تربیت محققین در دوره‌های فوق لیسانس و دکتری باعث تولید مقالات و کتب و انجام طرح‌های پژوهشی شد، که یک جهشی نسبتاً خوبی را به‌عنوان حرکت دوم دانشگاه‌ها در دوره بعد از انقلاب به وجود آورد. حرکت سوم ما، در بحث شتاب تولیدات علمی و رشد علمی، رفتن به سمت تبدیل علم به فناوری، شکل‌گیری مراکز فناوری مثل مراکز رشد، پارک‌های علم و فناوری، کارآفرینی و شرکت‌های دانش بنیان می‌باشد که این دوره تا این زمان که در خدمت شما هستیم ادامه یافت و در حال حاضر برای نسل آینده دانشگاه‌ها برنامه‌ریزی، فکر و تلاش می‌کنیم که ان‌شاالله در آینده نزدیک هم باید محقق شود و هم اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. همه این موارد در شرایطی اتفاق افتاده است که کشورهای دنیا با آرامش و امکانات بیشتر کار خود را ادامه داده‌اند و ما دچار جنگ تحمیلی شدیم و آثار آن دوره بر روی همه فعالیت‌های ما تاثیر بازدارندگی داشته است. محدودیت منابع داشته‌ایم؛ دوره بعد دچار یک تحریم ناعادلانه شدیم که آثار آن وجود داشت و در واقع خیلی از فعالیت‌های ما را محدود کرد و شتاب ما را گرفتند اگر این معادله را بخواهیم با این پارامترها تعریف کنیم و نتیجه‌گیری کنیم خواهیم دید زحمتی که انجام شده بیش از چیزی است که توانسته‌ایم نتایج آن را ارائه دهیم و در شرایطی سخت این کارها انجام شده است که ارزش آن را چند برابر خواهد کرد.

سئوالی که اینجا مطرح می‌شود این است که ما در تولید علم در رده پانزدهم یا سال گذشته در رده شانزدهم جهان قرار گرفتیم اما دانشگاه‌های ما در رده‌بندی ۳۰ دانشگاه برتر دنیا قرار ندارند. این معادله چگونه قابل تعریف است؟ دانشگاه‌های ما جزء دانشگاه‌های برتر نیستند اما تولید علم ما تا این حد بالاست؟
رتبه‌بندی دانشگاه‌ها بر اساس شاخصه‌ها و معیارهای گسترده‌ای می‌باشد. چیزی که ما در رابطه با رتبه‌بندی تولیدات علمی انجام می‌دهیم کمی محدودتر است. مثلاً شاخص اصلی، مقالات هست، بعد کتاب‌ها و بعد جوایزی که عموماً پژوهشی هستند. رتبه‌بندی که دانشگاه‌ها را به لحاظ جایگاه دانشگاهی، معین می‌کنند، شاخص‌های دیگری هم دارند. مثلاً چه تعداد دانشجوی خارجی دارند؟ چقدر ارتباطات بین‌المللی برقرار کرده‌اند؟ چقدر پتنت و اختراع در دانشگاه‌ها به وجود آمده و در مجامع بین‌المللی ثبت شده است؟چه تعداد اساتید دانشگاه در دنیا صاحب نام و صاحب کُرسی هستند و مباحثی از این قبیل یعنی گستردگی زیادی وجود دارد.
مجموعه‌ها و مراکزی که این رتبه‌بندی را انجام می‌دهند چند گروه هستند و هرکدام چیزهایی را کم یا اضافه دارند که گاهی باعث می‌شود بگوییم مثلاً در این رتبه‌بندی، فلان دانشگاه چنین جایگاهی را دارد و رتبه‌بندی دانشگاه دیگر بالاتر یا پایین‌تر می‌باشد. در این رابطه کمتر از ده سال است که دانشگاه‌های ما به گسترش پذیرش و جذب دانشجویان خارجی یا ثبت اختراعات وارد شده‌اند؛ اساتید ما با این دوره‌ای که عرض کردم باید زمان زیادی را سپری کنند تا صاحب نام و کرسی شوند؛ به‌خصوص نسل اول اساتید بعد از انقلاب اسلامی که دوره‌های زیادی را طی کرده‌اند و دوره‌هایی درگیر فعالیت‌های اجرایی شده‌اند. همین حالا که در خدمت شما هستیم، بر اساس یکی از رنکینگ‌ها ۲۳مورد از دانشگاه‌های ما و بر اساس رنکینگ دیگری ۱۸ مورد دیگر از دانشگاه‌ها، جزء لیست هزار دانشگاه برتر دنیا هستند. وقتی فقط کشور ما حدود دوهزار دانشگاه داریم و مثلاً کشور چین هم دوهزار دانشگاه دارد، پس تعداد دانشگاه‌ها در دنیا بسیار زیاد است و هزار دانشگاه برتر دنیا، جایگاه قابل توجهی است. ۲ یا ۳ مورد از دانشگاه‌های ما رتبه زیر ۵۰۰ هستند و به این علت است که ما تازه وارد جریان رتبه‌بندی جهانی به‌عنوان رتبه‌بندی کلی دانشگاه‌ها شده‌ایم. ما مشکلات اینچنینی داشته‌ایم که البته در کشورهای دیگر هم این کار را انجام می‌شود و مثلاً روسیه طرحی را داده که برای بیست و پنج سال بعد باید ۱۰ مورد از دانشگاه‌هایشان در لیست دویست دانشگاه اول دنیا قرار گیرند. بر همین اساس، برنامه‌های متعددی داشته‌اند و دانشگاه‌های کوچک خود را ادغام کرده و تبدیل به دانشگاه بزرگ کرده‌اند. تعداد استاد یا تعداد دانشجو یک شاخص می‌باشد؛ در فرانسه همه دانشگاه‌ها تبدیل به یک دانشگاه پاریس شده است تا بتوانند در دنیا رقابت کنند. من اخیراً بازدیدی از دانشگاه لوون در منطقه‌ای از بلژیک داشته‌ام که در ۱۶ شهر، ۱۶ پردیس و جمعاً ۵۴هزار دانشجو از این تعداد پردیس دارند. ما نمونه‌ای در ایران داریم مثل دانشگاه تهران که چندین پردیس دارد لذا این کار در سطح دنیا هم انجام می‌شود. ما در طرح اقتصاد مقاومتی موردی داریم که در واقع پنج دانشگاه و پنج پژوهشگاه را برای سال ۱۴۰۴ در رتبه‌های بالای جهانی قرار دهیم. لذا این موردی که سوال فرمودید به این دلیل است که ما در مقایسه با دانشگاه‌های مطرح دنیا خیلی جوان هستیم که آنها ۳۰۰ تا ۴۰۰ سال سابقه برای خود تعریف می‌کنند و ما با تاریخچه‌ای که عرض کردم نسبت به آنها جوان‌تریم. البته گاهی می‌گوییم دانشگاه تهران ۸۰ یا دانشگاه‌های دیگر ۱۰۰ سال سابقه دارند اما قطعاً آنچه که امروز بر اساس آن ارزیابی، رتبه‌بندی می‌شویم اکثراً دستاورد پس از انقلاب اسلامی می‌باشد. پس ما حتماً با ظرفیتی که داریم می‌توانیم در رتبه‌های خوب جهانی قرار گیریم. بنده از فرصت استفاده و عرض کنم، مشکلی که داشته و داریم این است که فکر می‌کنیم اگر تعداد دانشگاه‌های ما زیاد باشد آیتم خوبی است، در حالی که الان در دانشگاه‌های بزرگ، جمعیت بزرگ دانشجو و استاد است که رتبه دانشگاه را بالا می‌برد. در طرح سامان‌دهی که هم تکلیف شورای عالی انقلاب فرهنگی و هم تکلیف قانون برنامه ششم توسعه می‌باشد در حال ساماندهی مراکز آموزش عالی و دانشگاه‌ها هستیم. تلاش ما این است که دانشگاه‌های کوچک را به صورت شبکه‌ای ذیل یک تابلو قرار دهیم؛ بدون اینکه ضرورتی داشته باشد که آنها را تعطیل کنیم. اگر هم بعضاً ضرورت داشته باشد حتماً کار کارشناسی خواهد شد که از تعداد دانشگاه‌های کوچک کم کنیم و آنها را در خوشه‌ای از مراکز آموزشی پژوهشی ذیل تابلوی دانشگاه‌های بزرگ قرار دهیم و اگر ان‌شاالله این اتفاق بیفتد قطعاً رتبه‌‍بندی‌های جهانی ما در خیلی از دانشگاه‌های جوان مثل ارومیه، زنجان، دانشگاه بوعلی‌سینا، دانشگاه شهید چمران یا دانشگاه گیلان بالا می‌آیند و اگر موفق شویم و طرح ساماندهی را به نتیجه برسانیم بر رتبه جهانی دانشگاهای ما به شدت تاثیر خواهد داشت.

این روزها بحث دانشگاه‌های نسل سه و چهار بسیار مطرح است، وزارت علوم برای این دانشگاه‌ها چه برنامه‌هایی را دارد؟
بنده در این بحث یک مورد را مطرح کنم؛ دانشگاه‌های ما که تحت عنوان نسل سه و چهار تعریف می‌شوند در واقع دانشگاه‌های کارآفرین و دانشگاه‌های آینده‌نگارانه هستند که به‌عنوان دانشگاه‌هایی تعریف می‌شوند که در جامعه حضور دارند. دانشگاه‌هایی که بر پایه نیازهای جامعه و بر روی فضای جدید امکانات و فناوری‌های خاص قرار می‌گیرند و به نوعی، از اتکا و استقرار بر روی داشته‌های فیزیکی به داشته‌های معنوی و داشته‌های با قابلیت تحرک بالا منتقل می‌شوند. ما برای دانشگاه‌های کارآفرین در سال‌های گذشته حرکت‌های خوبی را داشته‌ایم؛ تشکیل مراکز رشد در دانشگاه‌ها و ایجاد پارک‌های علم و فناوری چه در داخل و چه در خارج از دانشگاه‌ها حرکت‌ خوبی بود؛ این موارد واسطه‌ای برای انتقال دانش به سمت تولیدات فناورانه و صنعتی و بعد اشتغال مبتنی بر دانش می‌باشند که در این جریان در دانشگاه‌ها بیش از سه هزار شرکت دانش‌بنیان، تعداد زیادی مراکز رشد تخصصی و عمومی داریم و پارک‌ها هم فعالیت خود را دارند. معاونت علم و فناوری ریاست جمهوری هم بخشی از شرکت‌های دانش‌بنیان و پارک پردیس را دارد که آنها هم کار خود را انجام می‌دهند و به این آمار اضافه می‌شود. آماری که در حال حاضر در شرکت‌های دانش‌بنیان مطرح می‌شود دچار تفاوت و تناقضی شده است که حتما باید تلاش کنیم آن را اصلاح کنیم که در حال حاضر سه هزار‌ مورد آن در دانشگاه‌ها فعالیت دارند. نتیجه این رویکرد شکل‌گیری شرکت‌های دانش‌بنیان، حول دانشگاه‌های بزرگ مثل دانشگاه شریف یا دانشگاه تهران، دانشگاه خواجه نصیر، دانشگاه امیرکبیر و دانشگاه‌های استان‌ها مثل دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه فردوسی مشهد یا دانشگاه تبریز می‌باشد. در حال حاضر دانشگاه‌های ما به دانشگاه‌های نسل سوم ورود پیدا کرده‌اند. ضمن اینکه این انتقال کمی به طول می‌انجامد و دلیل آن را هم خواهم گفت، اما در هر حال ما به این موضوع ورود پیدا کرده‌ایم. دلیل اینکه حرکت ما کند می‌باشد این است که مراکز صنعتی هم توان مالی زیادی برای اینکه به سمت دانشگاه‌ها بیایند و بر روی این مطلب سرمایه‌گذاری و به دانشگاه‌ها کمک کنند را ندارند و همچنین خیلی از صنایع ما با تکنولوژی جدید، به هر دلیلی کار نمی‌کنند. بعضاً می‌گویند چون رقابت در عرضه محصولات وجود ندارد نیاز به این کار نیست؛ بخشی را هم که ما می‌دانیم این است که تحریم‌ها دسترسی ما را خیلی محدود کرده است؛ هرجا توانسته‌ایم و در هر مقطعی که بتوانیم دسترسی به فناوری جدید یا با تولیدات خود یا جذب از خارج از کشور داشته باشیم این حرکت خوب اتفاق افتاده است. با همه این مسائل و مشکلات، امروزه که دانشگاه‌های ما از نسل سوم عبور می‌کنند یا به آن ورود پیدا می‌کنند، خیلی از صنایع ما با استقبالی که دانشگاه‌ها از آنها داشته‌اند، بخش‌های تحقیق و توسعه خود را گسترش می‌دهند. از این محدودیت‌ها، مثل تحریم‌هایی که اخیراً اتفاق افتاده است، می‌توان به شکل فرصت استفاده کرد؛ یعنی الان در صنایع مختلف و در دانشگاه‌های خود، هم به منظور کمک به صنعت و هم به منظور حضور در حوزه کارآفرینی، تلاش می‌کنیم کمبودهایی که تحریم‌ها ایجاد کرده‌اند را جبران کنیم. در بعضی از صنایع مثل صنایع دفاع این کار از خیلی قبل‌ اتفاق افتاده است. صنایع دفاع ما عموماً از تجمیع عملکردهای پژوهشی دانشگاه‌های ما شکل گرفته است و خود آنها پروژه را جمع کرده و تکمیل می‌کنند. هر بخش از یک کار صنعتی- دفاعی، بخش‌های مختلف تحقیقاتی و اختراعی دارد که اساتید دانشگاه‌ها و دانشجویان انجام داده‌اند. خیلی از آنها در قالب قراردادهای همکاری بوده است و جالب است بگویم که بخشی از هزینه کارهای تحقیقاتی این صنایع را دانشگاه‌ها بر عهده گرفته‌اند که نوعی استقبال می‌باشد. بنده همیشه می‌گویم اگر صنایع به سمت دانشگاه‌ها می‌آیند، دانشگاه‌ها خرج می‌کنند. حقوق استاد را می‌دهند، هزینه زندگی دانشجو را می‌دهند، هزینه پایان‌نامه را می‌دهند، بسیاری از مواد آزمایشگاهی را دانشگاه‌ها می‌دهند اما صنایع می‌توانند از نتیجه استفاده کنند و این سرمایه‌گذاری کمی نیست.
باتوجه به محدودیت‌ها، رویکردهای خوبی داشته و در نمایشگاه‌های هفته پژوهش در سال گذشته و امسال آمار خوبی را داشته‌ایم. فروش تولیدات فناوری دانشگاه‌ها، صادرات شرکت‌های دانش‌بنیان، قراردادهای انجام طرح‌های مشترک، در این موارد رقم‌های درخور‌ توجهی داریم که ممکن است خیلی از خوانندگان این گزارش این اعداد را نشنیده باشند و برای آنان جالب باشد. نمایشگاه‌های ما قبلاً عرضه‌محور بود. یعنی ما اعلام می‌کردیم محصول یا اختراعی را داریم و برای فروش عرضه می‌کردیم اما در نمایشگاه امسال این موضوع را مطرح کردیم که صنایع اعلام کنند چه چیزی را می‌خواهند و ما برای آنان انجام دهیم. با وجود اینکه امسال برای بار اول این کار انجام شد، بیش از ۹۰ شرکت، سازمان و وزارتخانه نیازهای خود را اعلام کردند و تعداد زیادی از آنها با دانشگاه‌ها قرارداد دارند. سهام و سرمایه شرکت‌هایی که در حول دانشگاه‌ها شکل گرفتند تبدیل به سهام و سرمایه بزرگی شده است و با وجودیکه جوان هستند توانسته‌اند سرمایه خوبی را به لحاظ اینکه مبتنی بر فناوری‌های جدید بوده‌اند برای خود ایجاد کنند. دانشگاه‌های ما در تربیت نیروی انسانی، انجام تحقیقات، تبدیل دانش به فناوری و حرکت به سمت کارآفرینی ورود و حضور پیدا کرده‌اند و در حال برنامه‌ریزی برای دانشگاه‌های نسل چهارم هستند.
برنامه ما برای آینده دانشگاه‌ها این است که بازنگری و تجدیدنظر در رشته‌ها، دوره‌ها، محتوای دروس و به‌روز‌رسانی عناوین و محتوای دروس داشته باشیم. این کار شروع شده و ادامه دارد. مورد دیگر سامان‌دهی آموزش عالی به معنی بازنگری در مدل اداره دانشگاه‌ها و قراردادن دانشگاه‌ها در کنار هم برای تشکیل مراکز علمی دانشگاهی بزرگ می‌باشد. حضور فعال در رشته‌های جدید و بین‌رشته‌ای نیز در دستور کار است. خیلی از رشته‌های ما در حال حاضر هم قدیمی شده‌اند و هم فارغ‌التحصیلان آن رشته بازار جذب چندانی ندارند لذا عناوین و محتوای آنها باید عوض شود. در این زمینه هم فعالیت‌هایی در حال انجام است. برنامه دیگری که برای آینده داریم بحث حضور تعداد درخور‌توجهی از دانشگاه‌ها و پژوهشگاه‌ها در رتبه‌بندی‌های بین‌المللی می‌باشد. تاکید مقام معظم رهبری بر این موضوع می‌باشد که اجازه ندهید سرعت رشد علمی کشور متوقف شود. این امر قطعاً باید محقق شود و باید به خاطر داشته باشیم که سرعت علمی در دنیا در حال پیشرفت است و ما باید سرعت خود را بیشتر کنیم و نیاز به همت و تلاش بیشتر و حمایت‌های جدی بخش‌های حمایتی از جمله دولت داریم. در بحث برنامه‌های آتی، بخش کم کردن متولیان آموزش و تربیت نیروی انسانی هم وجود دارد. این کار با محدود کردن دانشگاه‌های وابسته به دستگاه‌های دولتی اتفاق افتاده است. قرار نیست ما وزارتخانه متولی آموزش عالی داشته باشیم و هر دستگاه و وزارتخانه برای خود دانشگاه داشته باشد؛ مگر اینکه فقط برای تامین نیاز خود نیرو تربیت کند. مثلاً دانشگاه‌های نظامی تربیت افسر و نیروی نظامی خود را انجام می‌دهند و دانشگاه‌هایی از این دست مشکلی برای ادامه کار خود ندارند. مورد دیگر، توجه به بخش خصوصی می‌باشد؛ در دنیا سرمایه‌گذاری در حوزه آموزش و تحقیقات بخش درخور‌توجهی از توان علمی کشورها را تامین کرده است. ما هم باید این کار را انجام دهیم. در گذشته حرکت‌هایی شده است، اما هم نیاز به بازنگری و نظارت بیشتر وجود دارد که در حال انجام آن هستیم و هم حمایت قانونی باید از آنان انجام گیرد که آن هم از برنامه‌هایی است که بخش خصوصی باید حمایت و تقویت کند و با نظارت بیشتر پیش رود. همه امکانات دانشگاه‌های ما باید به‌روز باشد و این کار مهمی است؛ ما نمی‌توانیم با پیشرفته‌ترین دانشگاه‌های دنیا رقابت کنیم، در حالیکه امکانات و توانمندی‌های به‌روز را نداشته باشیم. ممکن است بخشی از آن را خود تهیه کنیم و بخش دیگر را از کشورهای دیگر فراهم کنیم که برای این کار منابع مالی نیاز داریم. توسعه پارک‌های علم و فناوری جزء برنامه‌های آینده می‌باشد؛ برنامه دیگر ما این است که به حل مسائل و مشکلات جامعه ورود پیدا کنیم که این کار شروع شده است و در بخش صنعت به آن اشاره کردم. ما با محیط زیست کارهای خوبی انجام داده‌ایم و قرارداد بسته‌ایم. تربیت نیروی انسانی ماهر از برنامه‌های دیگر ماست؛ یعنی فارغ‌التحصیلان ما باید توانایی ایجاد شغل و کارآفرینی و توانایی ورود به مراکز صنعتی و خدماتی در جامعه را داشته باشند. ما به این منظور از سال گذشته در حال اجرای طرح مهارت‌افزایی دانشجویان در حین تحصیل هستیم و دانشجویان را برای مشاغلی که در جامعه مرتبط با رشته تحصیلی آنان است آماده می‌کنیم. اینکه باید چه مهارت‌هایی داشته باشند تا زودتر بتوانند در مشاغل مرتبط با رشته خود ورود پیدا کنند.
فرصت مطالعاتی اساتید در صنعت تصویب شده و با وزارت صنعت، معدن و تجارت قرارداد بسته شده است. با مصوبه‌ای به دانشگاه‌ها اعلام کرده‌ایم که اعضاء هیئت علمی جوان در دوره پیمانی خود که حداقل سه تا پنج سال به طول می‌انجامد، حتماً باید شش ماه تا یک سال در صنعت، فرصت مطالعاتی را با دریافت حقوق از دانشگاه‌ها و با حمایت مالی از پروژه‌هایی که مهم تلقی می‌شوند، بگذرانند؛ یعنی اگر پروژه‌ای را آغاز کردند و مصوب شد آن پروژه مهم و کلیدی می‌باشد، دانشگاه به آنان هزینه اضافه خواهد داد.
این موارد را توانسته‌ایم برای توسعه و تقویت ارتباط دانشگاه‌ها با صنعت و جامعه انجام دهیم و حل مسائل اقتصادی و اجتماعی کشور از برنامه‌هایی است که در حال اجرا می‌باشد. ارتباط خود را با دولت به این شکل برقرار کرده‌ایم که خوشه‌های علمی و گروه‌های علمی- فکری در دانشگاه‌ها تشکیل شده است و مسائل اقتصادی، اجتماعی، صنعتی و سایر زمینه‌ها مثل مسائل سیاسی را بررسی و تحلیل کرده و به صورت گزارش مکتوب و مدون به دولت ارسال می‌کنیم. چندی پیش نشستی با گروه‌های اقتصادی و اجتماعی خوشه‌های علمی با معاون اول رئیس‌جمهور داشتیم که نشست هماهنگی و هم‌فکری بود و دانشگاه‌ها و گروه‌های علمی ما در این زمینه‌ها در حال فعالیت هستند.

یکی از ابعاد وزارت علوم که شاید مغفول مانده، بعد فرهنگی این وزارتخانه است. بدنه وزارت علوم جزء طبقه مرجع و مورد اطمینان آحاد مردم می‌باشد. اساتید و دانشجویان نقش‌های موثر در جامعه داشته‌اند. پس بعد فرهنگی وزارت علوم از اهمیت بالایی برخوردار است. برای وضعیت فرهنگی در دانشگاه‌ها در این سال‌ها چقدر کار کرده‌اید و چه برنامه‌هایی داشته‌اید؟
وقتی ما در رابطه با دانشگاه‌ها صحبت می‌کنیم، بیشتر بخش‌های علمی و آموزشی را مد نظر داریم اما بنده باید به دو بخش دیگر نیز اشاره کنم؛ در کنار برنامه دانشگاه‌ها یک بخش فرهنگی و یک بخش خدمات دانشجویی وجود دارد که بعضاً به اسم خدماتی - رفاهی دانشجویی مطرح می‌شود. ما در حوزه فرهنگی باید مقایسه‌ای را انجام دهیم بین آنچه قبل از انقلاب داشتیم با آنچه بعد از انقلاب داریم که به نظر بنده مقایسه در این رابطه مثبت و خوب است. قبل از انقلاب اسلامی ما هیچ تشکل دانشجویی در دانشگاه‌ها نداشتیم. بنده دانشجوی قبل از انقلاب بودم صرفاً بعضی دانشگاه‌ها فقط یک نفر را به عنوان نماینده داشتند که آن را هم خود دانشجویان یا رئیس دانشگاه یا دانشکده انتخاب می‌کردند. کسی را که می‌توانست حرفی بزند و ارتباط برقرار کند یا دارای شاخصه دیگری بود به عنوان نماینده انتخاب می‌شد. نه شورای صنفی و نه هیچ تشکلی وجود نداشت. فعالیت‌های فرهنگی دانشجویی هم اتفاق نمی‌افتاد. آن زمان دانشگاه‌ها دانشجویان را تور یا بازدید می‌بردند و بازدیدهای علمی نمونه‌ای بود که معمولاً توجیه داشتند. مسائل فرهنگی بر روی تربیت دانشجو با اهداف فرهنگی به لحاظ باورهای اعتقادی، شخصیت دانشجویی، تربیت اجتماعی یا مسائل روانشناسی معمولاً وجود نداشت یا خیلی به ندرت وجود داشت. اما پس از انقلاب اسلامی یک نوع حرکت فرهنگی اتفاق افتاد؛ مخصوصاً اینکه بازگشایی دانشگاه‌ها بعد از انقلاب فرهنگی انجام شد. نکته بارز اینکه بلافاصله پس از فعال شدن دانشگاه‌ها پس از انقلاب اسلامی، تشکل‌های دانشجویی مثل انجمن‌های اسلامی شکل گرفت. سابقه انجمن‌های اسلامی از قبل از انقلاب بود ولی انجمن‌هایی بودند که بیرون از ساختار دانشگاه‌ها شکل می‌گرفتند. دانشجویان جمع می‌شدند و این تشکل‌ها را هم داخل و هم خارج از کشور راه‌اندازی می‌کردند. خیلی از چهره‌های شاخص انقلاب اسلامی از همین انجمن‌های اسلامی بودند؛ گروه‌های فکری و عموماً مذهبی و البته غیر‌مذهبی هم بودندکه با رویکردهای لیبرالیستی یا سوسیالیستی فعالیت می‌کردند اما انقلاب اسلامی حضور افرادی که در انجمن‌های اسلامی بودند را بیشتر دید و انجمن‌های اسلامی به‌صورت علنی در دانشگاه‌ها جای گرفتند. پس از تشکیل بسیج مستضعفین با فرمان حضرت امام خمینی(ره)، شاخه دانشجویی بسیج دانشجویی شکل گرفت. به تدریج تشکل‌های اسلامی متنوع شدند و جامعه اسلامی و بعد هم انجمن‌های اسلامی شکل گرفت. در حال حاضر هم انجمن‌های اسلامی رویکردهای مختلف از تشکل‌های دانشجویی دارند. از همان اوایل انقلاب کانون‌های فرهنگی شکل گرفتند و بحث قرآن و نهج‌البلاغه، کانون عترت یا هیئت‌های مذهبی دانشجویی وجود داشت و همه این موارد فضای فرهنگی دانشجویان را شکل داده و می‌دهند؛ پس از آن هم در کنار کانون‌ها و انجمن‌های فرهنگی، انجمن‌های علمی فعال شدند.

این انجمن‌ها در حال فعالیت هستند و توسط دانشگاه‌ها و وزارت علوم حمایت می‌شوند و کارهای فرهنگی به صورت جدی در حال انجام است. به لحاظ اینکه فضای فرهنگی کشور و فضای محیط‌های دانشجویی، فضایی مذهبی- اعتقادی می‌باشد، آمار و ارزیابی و نظرسنجی‌هایی توسط دانشگاه، حوزه معاونت فرهنگی، حوزه معاونت دانشجویی و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری انجام گرفته است که شاخص‌های خیلی خوبی می‌باشد. بنده تاکید دارم این آمار ذکر شود به دلیل اینکه نقدهایی که ما داریم، براساس نمودهای ظاهری می‌باشد. بنده اصرار دارم که حتماً آمار را بیان کنم چون نظرسنجی‌هایی که داریم چیز دیگری را نشان می‌دهد. اگر متفاوت بگویم نظرسنجی‌های ما نشان می‌دهد که به‌طور میانگین بالای ۹۲ درصد دانشجویان ما اعتقاد به خدای واحد، معاد و پیامبر دارند و چون شیعه هستند قطعاً بحث امامت هم در این اعتقاد وجود دارد.۹۲درصد میانگین است و ما ۹۷ درصدی هم داشته‌ایم؛ بیش از ۸۵ درصد گفته‌اند ما انقلاب اسلامی را دوست داریم. حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری و شخصیت‌های ملی و فرهنگی کشور خود را دوست داریم و به آنان علاقه‌مندیم؛ بیش از ۷۰ درصد گفته‌اند در صورتی که برای میهن اتفاقی پیش آید ما ایستادگی می‌کنیم و این آمار زیبایی است. این موارد الزاماً ارتباط مستقیمی با یکدیگر ندارند که بگوییم مثلاً اگر کسی از بنده ناخشنود بود حتماً با انقلاب، دین، مذهب و اعتقادات مشکل دارد. لذا آمار نشان می‌دهد که فضای موجود در دانشگاه‌ها فضای خوبی می‌باشد. باید بپذیریم که جوانان شجاعت خاصی در ابراز عقیده دارند و هم قطعاً تجربه کمتری نسبت به من و شما دارند. تعدادی از جوانان در ارتباط با تجربه‌اندوزی، با شک کردن، سوال کردن و اعتراض کردن به تعادل می‌رسند. پس از بررسی، مشاهده می‌کنیم که وقتی دانشجویان ما به مقطع کارشناسی ارشد یا دکتری می‌رسند، ثبات فکری، خط‌مشی و شخصیتی آنان بسیار بیشتر شده است. ما باید بپذیریم دانشجوی جوان ۱۸ تا ۲۰ ساله در دانشگاه وقتی در فضای دانشجویی قرار گیرد، احتمالاً سوال بیشتر داشته باشد و بعضی افراد را زیر سوال ببرد اما وقتی آنان را در چهار یا پنج سال بعد بررسی می‌کنیم خواهیم دید خیلی تغییر پیدا کرده‌اند. ۹۲ تا ۹۵ درصد در مسیری خوب که آثار فضای فرهنگی و حضور اساتید خوب و تلاش مسئولین ماست، قوام و دوام گرفته‌اند؛ ما نباید عملکرد افراد دلسوز انقلابی و تلاشگر در محیط دانشگاه‌ها را به جهت اینکه ۵ تا ۲۰ درصد از اشخاص آن‌طور که ما می‌خواسته‌ایم، نشده‌اند زیر سوال ببریم. بنده با اعتقاد و با شناخت و حضوری که بین دانشجویان داشته‌ام عرض می‌کنم که بهترین محیط‌های دانشجویی را دانشگاه‌های ما دارند. حالا اگر بعضی دانشجویان را می‌بینیم که کمی مقنعه‌شان عقب است یا لباس نامناسبی بر تن دارند، نباید همه دانشگاه را زیر سوال ببریم. نظرسنجی‌ها قطعاً قابل‌اعتماد می‌باشد و ما باید به دانشجویان هم اعتماد داشته باشیم و هم به آنان شخصیت دهیم و آنان را باور داشته باشیم؛ در شرایط فعلی که هر جوان دانشجو و غیر دانشجو و محصل یک گوشی تلفن همراه در دست دارد و بدون اینکه ما بتوانیم نظارت جدی بر آنان داشته باشیم او را به دنیا وصل کرده است، چیزی که آنان را حفظ کرده و باعث شده هنوز سخنانی را بگویند که دلگرم کننده باشد، این است که تربیت و اعتقاد و باور خوب و قوی دارند. ما باید تلاش کنیم تا نواقص را برطرف کنیم و کارهای اثرگذار بیشتری را انجام دهیم؛ البته به این معنی نیست که برای کاستی‌هایی که بعضاً دلسوزان نظام، انقلاب و فرهنگ ما می‌گویند عذری آورده باشم ولی دانشگاه‌ها با چه توان فرهنگی کار انجام می‌دهند؟ دانشگاه‌های ما به لحاظ پشتیبانی مالی در حوزه آموزش و پژوهش خود نمی‌توانند با ظرفیت و توان بالا کار کنند و در حوزه‌های دیگر هم به همین شکل می‌باشد. با وجود این، تک‌تک مدیران ما افراد انقلابی هستند؛ اگر آمار بگیریم خیلی از روسا و معاونین دانشگاه‌ها رزمندگان دفاع مقدس هستند. خیلی از آنان هنوز خود را بروز نداده‌اند؛ لذا ما یک مجموعه مدیریتی خوب و گروه دلسوز انقلاب داریم که در دانشگاه‌های ما فعالیت می‌کنند و حاصل آن این است که به لطف خدا توانسته‌ایم جوانان خود را حفظ کنیم و محققین خوب و دلسوزی تحویل جامعه دهیم. همه جوانانی که در خارج از کشور تحصیل کرده‌اند و به هر دلیل به کشور بازنگشته‌اند دل آنان برای نظام و انقلاب می‌تپد. بنده به واسطه سفرهای خارجی و یا به دلیل آشنایی با والدین و اساتید دانشجویان، جوانانی را می‌شناسم که به هر دلیل در خارج از کشور هستند و می‌گویند ما لحظه شماری می‌کنیم تا شرایطی حاصل شود و بتوانیم به کشور بازگردیم و ما باید بتوانیم این ارتباطات را حفظ کنیم. کاری که حتماً جزء برنامه‌های ما می‌باشد این است که جذب نخبگان ایرانی خارج از کشور به سمت داخل را داشته باشیم. کارهای پژوهشی مشترک می‌تواند این ارتباط را برقرار و تقویت کند و به سمت داخل کشور هدایت کند. بالاخره باید قبول کنیم که جاذبه‌هایی در خارج از کشور وجود دارد و علی‌رغم دلسوزی و علاقه و وابستگی به داخل، می‌تواند آنان را نگه‌دارد. ما باید بتوانیم این جاذبه‌ها را خنثی کنیم؛ در همین رابطه ما نزدیک ۱۵۰ پروژه مشترک با دانشگاه‌های خارج از کشور داریم که اساتید دکتری ما با اساتید و محققین خارجی انجام می‌دهند که بخش درخور‌توجهی از اساتید خارجی افراد ایرانی مقیم خارج از کشور می‌باشند و استاد ایرانی دانشگاه‌های خارجی هستند. به همین جهت این ارتباطات به‌خوبی انجام شده است و در حال انجام می‌باشد؛ لذا به نظر بنده در حوزه فرهنگی خوب کار شده است، اما جای خالی و نقص هنوز وجود دارد و باید تلاش شود. بار سنگین آموزش و پژوهش برای دانشگاه‌های ما بسیار سنگین است و لذا در حوزه‌های غیر از این بخش که بخش تربیتی و فرهنگی می‌باشد، ممکن است ظرفیت کافی نداشته باشند. این بدان معنی نیست که نمی‌خواهند؛ امیدواریم بتوانیم همچنان جوانان را در کنار انقلاب اسلامی و نظام اسلامی حفظ کنیم. خوشبختانه در یک سال گذشته با وجود اتفاقاتی که در سطح جامعه رخ داده است با اعتقاد می‌گوییم که جوانان و دانشجویان ما در کنار نظام و انقلاب و مسئولین هستند و به ظرفیت‌های نظام اسلامی برآمده از انقلاب باور دارند. فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی در دانشگاه‌های ما نه‌تنها فروکش نکرده است بلکه در سال ۱۳۹۷ نسبت به سال ۱۳۹۶ پانزده تا بیست درصد افزایش داشته است و دانشگاه‌ها به کار خود ادامه می‌دهند. تعداد سخنرانی‌ها، تعداد مناظرات و تعداد کرسی‌های آزاد‌اندیشی در سال ۱۳۹۷ خیلی بیشتر از ۱۳۹۶ بوده است و ۱۳۹۶ بیش از ۱۳۹۵ بوده است و این امر نشان دهنده این است که دانشجویان ما فعالیت می‌کنند، حضور دارند و حرف می‌زنند. ما اگر اجازه دهیم این ارتباطات برقرار شود و اظهار نظر و ابراز وجودها اتفاق بیفتد، منافع آن به جامعه برخواهد گشت. وقتی دانشجو ۱۰ سخنرانی را بشنود و حرف‌های طرفین مختلف را بشنود و با تفکرات سیاسی متخصصین موضوع آشنا شود، خود صاحب‌نظر خواهد شد. می‌تواند پاسخ ده‌ها نفر را بدهد و این اظهارنظر کارشناسی خواهد شد. این از برنامه‌هایی است که در دانشگاه‌ها انجام می‌شود و مورد حمایت است. خوشبختانه با اینکه بعضی افراد نگران بوده‌اند و ممکن است نگران هم باشند، هیچ عارضه‌ای هم ندارد.

سوال پایانی را مطرح می‌کنم و بیش از این مزاحم وقت شما نخواهم شد. در این ۴۰ سال گذشته زحمان فراروانی کشیده شد تا دانشگاه‌های ما به این جایگاه رسیدند. فکر می‌کنید در ادامه این حرکت ما در چهل سال آینده در تولید علم بتوانیم رتبه تک رقمی را به دست آوریم؟ به‌عنوان وزیر علوم چشم‌اندازی را که برای چهل سال آینده این موضوع در کشور می‌بینید چگونه است؟
بر اساس تجربه‌ای که بنده دارم عرض می‌کنم که نه‌‎تنها در چهل سال آینده بلکه زودتر از چهل سال، به دلیل اینکه سرعت بسیار بالا می‌باشد، قطعاً این اتفاق خواهد افتاد. اگر با سرعتی که در این چهل سال پیش رفته‌ایم، حرکت کنیم، حدود ۷ تا ۸ سال آینده حتماً این امر تحقق می‌یابد. ما گاهی نگران محدودیت‌ها می‌شویم؛ بر فرض گاهی می‌گوییم ما با سرعت خوبی در حال پیشرفت بودیم و حرکت ما خوب بود اما محدودیت‌هایی از طرف جامعه جهانی بر ما تحمیل شد. در این مسئله، فرصت حاصل می‌شود؛ در حال حاضر در دانشگاه‌های ما فرصتی حاصل شده است که اگر ۱۰ سال پیش به ما می‌گفتند چنین اتفاقی می‌افتد، باور نمی‌کردیم. قطعاً در آینده این اتفاق خواهد افتاد و تغییرات جهانی هم به این امر کمک خواهد کرد. تغییرات جغرافیای سیاسی، تغییرات نگاه‌های فرهنگی- سیاسی در دنیا و به خصوص تغییرات علم و فناوری آنقدر گسترش یافته است که از اختیار افرادی که می‌خواهند محدودیت ایجاد کنند خارج خواهد شد. دیگر دولت‌ها و سیاست‌مداران دنیا نمی‌توانند برای ملت‌ها و کشورهای دیگر محدودیت‌های این‌چنینی ایجاد کنند و لذا حتماً تحول جدی اتفاق خواهد افتاد و امیدوارم نسل آینده روزهای بسیار درخشانی را ببینند و این امر در ۱۰-۱۵ سال آینده اتفاق بیفتد تا ما هم آن روزها را ببینیم. نکته دیگری که باید عرض کنم این است که باور و اعتقادات ما این را می‌گوید که با ظهور منجی عالم بشریت، زمانی می‌رسد که مومنین و پیروان دین اسلام و اگر منحصر نکنیم به شیعیان که پیروان اصلی حضرت هستند، اداره دنیا را بر عهده خواهند گرفت و این اداره بدون علم نیست. حدیثی داریم که می‌فرماید: «اَلعِلمُ سُلطان»؛ اگر قرار است سلطه داشته باشیم به معنی مدیریت جهانی، حتماً علم آن را خواهیم داشت و این علم حتماً به زودی به دست خواهد آمد.

مجدداً از وقتی که در اختیار ما گذاشتید و پاسخگوی سئوالات ما بودید، کمال تشکر را می‌کنم.