غنای هنر غرب با تاثیر از نگارگری و فرش ایرانی
.
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، محمد کاظم حسنوند، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس این مطلب در نشست تخحصصی همایش ملی هنر ایران در دوره قاجار مطرح کرد.
او در سخنرانی خود با عنوان « بحران هویت در نقاشی قاجار» گفت: زمانی که ماتیس از هنر سنتی ایرانی استفاده می کرد نقاشان ایرانی در پاریس به جای استفاده از هنر مدرن اروپا که سمت ما گرایش داشته از هنر سنتی آنها استفاده می کردند.
به گفته وی، در عهد ناصری با به قدرت رسیدن ناصرالدین شاه همچنان روند گذشته ادامه داشت با این تفاوت که او اهل هنر بوده و شعر می سرود، نقاشی می کرد و از جمله اولین عکاس های جهان است.
او یکی از ویژگی های دوره را قاجار را مردمی شدن هنر دانست و گفت: در این دوران مدرنیته توسط تحصیلکرده های از اروپا برگشته مطرح می شود و کم کم شکاف عمیقی بین هنرمندان و دربار به وجود می آید.
حسنوند با اشاره به وجود نقاشی های قهوه خانه ای و پرده های درویشی در دوره قاجار ، از رواج هنر نقاشی دیواری در این دوره خبر داد و گفت: با این حال تنقض بین شیوه های مختلف هنری را شاهد هستیم و با انبوهی از تصاویر مواجه هستیم که در آن چهره کریم خان از دوره قبل، اساطیر و پادشاهان باستانی به شکل التقاطی کار شده است.
او در ادامه به کمال الملک اشاره کرد و گفت: او فردی بود که جریان غربی گرایی هنر ایران را به پایان رساند.
او افزود: اگرچه یکسری کارهای کمال الملک درباری است اما یکسری از کارهای او نیز انقلابی است و در انتها مردمی شده و به سمت مشروطه خواهان می آید.
حسنوند گفت: برخی از هنرمندان بسیار خلاق مثل محمود خان ملک الشعرا را داریم که کارهایش بسیار شبیه کوبیسم و روسو است و اگر درک می شد هنر ایران مسیر دیگری را طی می کرد.
او در ادامه از حسین بهزاد نام برد و گفت: در کارهای او نوعی بازگشت به گذشته دیده می شود، او مسایل و مشکلات زمان را به شکل رئالیستی کار می کند.
او افزود: اگر افراد خاص و روشنفکرانی در آن زمان بودند یا پادشاه به سایر نقاشان هم توجه می کرد به طور حتم هنر ما الان در مسیری بسیار بهتر از اکنون قرار داشت.
امپراطوری گل سرخ از منظر لوور
در ادامه نشست مقاله گونل فلینگر (Gwenaelle Fellinger)، موزه دار لوور با عنوان امپراطوری گل سرخ از منظر لوور توسط یانیک لینتز رییس بخش اسلامی موزه لوور ارایه شد.
او در مقاله خود برگزاری نمایشگاه امپراطوری گل سرخ را تجربه ای فوق العاده دانست و گفت: این نمایشگاه باعث شد من تاملی داشته باشم درباره موضوعی که به گمانم خیلی غیر منصفانه کمتر از آنچه که باید مورد توجه قرار گرفته است.
او اظهار داشت: عصر قاجار از منظر هنری در اروپا و به طور خاص در فرانسه بسیار مغفول واقع شده است البته اگر نخواهیم بگوییم که به آن به صورت منفی نگریسته شده است.
فلینگر با بیان این نکته که یکی از کارکردهای نمایشگاه ها بازکردن چشم های ما به روی اعصار ناشناخته فارغ از تفکرمان درباره این اعصار است، گفت: همواره برای من جالب بوده است که همیشه واکنش های افراطی به این دوره قاجار وجود داشته، از یکسو گروهی شیفته این عصر بوده اند و از سوی دیگر افرادی به شدت منتفر.
وی افزود: اما وقتی از تاریخ هنر صحبت می کنیم واقعا چه کسی می تواند نگاه خنثی و بی طرفانه ای داشته باشد، چرا که این عصر بخشی از تاریخ بوده است .
او با اشاره به تفاسیر جالب از دوره های تاریخی متفاوت در گذر زمان گفت: در این نمایشگاه همه تمرکز روی نقاشی نبود بلکه سعی کردیم حوزه بحث در هنر عصر قاجار را بسط بدهیم به طوری که همه آثار و نمودهای هنری اعم از هنرهای نگارگری، هنرهای تزیینی، فرش، نقاشی ، عکاسی و کتابگری را شامل شود به طوری که نوعی نگاه ترکیبی را داشته باشیم که تا پیش از این سابقه نداشته است.
فلینگر اظهار داشت: مجموعه های متعلق به دوره های قاجار در مجموعه های فرانسوی اغلب ناشناخته بوده یا خیلی در موزه ها به نمایش در نیامده بودند به همین دلیل سعی کردیم آثار منتشر شده ای که هیچ شناسنامه مکتوبی از آنها وجود نداشت و سالها در انبارها بودند را در معرض دید قرار دهیم.
معرفی مهدی شریف شیرازی خوشنویس دوره قاجار
دلارام کاردار طهران، ایران شناس دیگر سخنران این نشست بود که با عنوان «معرفی مهدی شریف شیرازی خوشنویس قطاع و طغرا نویس دوره قاجار» به ایراد سخنرانی پرداخت.
او گفت: هنر قاجاری با ریشه هایی از دوره صفوی و تاثیرپذیری از هنر غربی، شکل جدیدی به خود گرفت اما هنرمندان خوشنویس پیشینه قدرتمند خود را حفظ کرده و با خلاقیت و نوآوری موفق شدند این هنر را دوره قاجار به جایگاه رفیعی برسانند.
وی افزود: کم و بیش درباره تعدادی از خوشنویسان دوره قاجار صحبت شده است اما خوشنویسانی هستند که درباره آنها کم لطفی شده و آنطور که باید در متون به آنها پرداخته نشده است و یکی از این خوشنویسان بزرگ مهدی شریف شیرازی است.
او در توضیح هنر قطاع یا کاغذبری گفت: طرح و نقش را روی کاغذ کشیده و سپس هنرمند آن طرح را با ظرافت و دقت با وسیله کار مخصوص از کاغذ جدا می کرد به گونه ای که با دو اثر هنری مواجه می شویم؛ طرحی که جدا شده و طرحی که فضای منفی بوده و خالی است اما به خاطر ظرافت در جدا کردن همچنان دارای ارزش هنری است.
او با بیان این نکته این هنر به خوشنویسی محدود نمی شود گفت: قطاعی هنری بوده که در مرقع ها به کار می رفته است اما به عنوان هنر مستقل هم استفاده می شده است.
او با اشاره به این که از ابتدا خط نستعلیق به خاطر ساختار خاصش برای هنر کتیبه نویسی استفاده نشد، گفت: با ایجاد تغییراتی در ساختار نستعلیق قلمی بر روی کاغذ در قرن ۱۳ کم کم این هنر وارد کتیبه نویسی هم شد .
او در پایان یکی از اهداف این پژوهش را ترغیب خوشنویسان و هنرمندان عصر حاضر برای پرداختن به هنر قطاعی اعلام کرد که تقریبا به فراموشی سپرده شده است و پیشینه آن به قرن نهم در ایران باز می گردد.