ترکیب راه، قلعه و چهارطاقی در دوره ساسانیان
.
حفاظت از راه ابریشم در دروازه خراسان
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری، میثم لباف خانیکی، عضو هیات علمی گروه باستان شناسی دانشگاه تهران در این نشست با موضوع «حفاظت از راه ابریشم در دروازه خراسان ؛ تمهیدات دفاعی دشت سرخس در طول تاریخ» به ایراد سخنرانی پرداخت.
او گفت: راه ابریشم در مسیری طولانی از شرق به غرب، پس از عبور از کوه های زاگرس، کوهپایه های جنوبی البرز و نوار شمالی کویر مرکزی ایران، به سلسله ارتفاعات بینالود و هزارمسجد می رسد و با گذر از نیشابور و توس وارد دشت وسیعی می شود که سرخس نام دارد.
او سرخس را حلقه اتصال فلات ایران و بیابان توران دانست و گفت: کاروان هایی که از چین و ماوراءالنهر به قصد ایران و بین النهرین راه می پیمودند، قبل از ورود به خراسان از سرخس گذر می کردند.
او با اشاره به این نکته که مقدسی، جغرافیانگار قرن چهارم هجری، سرخس را «دروازه خراسان» لقب داده است، گفت: با این حال این دروازه، فقط گذرگاه کاروانیان و بازرگانان و زائران نبود، بلکه بیابانگردان و مهاجمانی که چشم طمع به منابع و خزاین خراسان و ایران داشتند نیز ناگزیر از پیمودن همین مسیر بودند.
این عضو هیات علمی گروه باستان شناسی دانشگاه تهران با بیان این نکته که دفاع از سرخس به معنای دفاع از خراسان و ایران بود، گفت: به همین منظور، سرخس و روستاهایش در نقاطی پی افکنده شدند که در عین حفظ کیان خویش، امکان مراقبت از راه ابریشم را مهیا کنند.
لباف خانیکی افزود: از طرف دیگر در حاشیه جنوبی دشت سرخس، آنجا که دشت به دامنه-های رشته کوه هزارمسجد می رسد، برج ها و قلعه ها و دیوارهای دفاعی برآورده شد تا معابر کوهستانی راه ابریشم و انشعاباتش را بپایند و در صورت لزوم، از ورود مهاجمان و غارتگران به بخش های داخلی خراسان و فلات ایران جلوگیری کنند.
این باستان شناس در ادامه گفت: این تاسیسات دفاعی که در دو معبر کوهستانی مزدوران و آق دربند تمرکز یافته اند، امکان حفاظت از دشت سرخس و خراسان را در مسیر راه ابریشم دو چندان کرده اند.
او با اشاره به مشخص نبودن قدمت دقیق این آثار ، وجود سازه های دفاعی در محل ورود راه ابریشم به فلات ایران را از یک سو روایتگر وقایع تاریخی جاری در مسیر این راه دانست و از سوی دیگر شاهدی بر تلاش مردمان سرخس در حفاظت از «دروازه خراسان» اعلام کرد.
ترکیب راه، قلعه و چهارطاقی در دوره ساسانیان
در ادامه نشست علیرضا شاه محمدپور، عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری درباره «ترکیب راه، قلعه و چهارطاقی در دوره ساسانیان» به ایراد سخنرانی پرداخت.
او در آغاز سخنانش به شروع حکومت سلسله ساسانیان در اوایل قرن سوم میلادی اشاره کرد و گفت: عمده آثار به جا مانده از این دوره شامل شهرها، سدها، پلها، قلعهها، کاخها و آتشکدهها هستند که بررسی نحوه پراکندگی این آثار، شبکههای دسترسی داخل کشور را تا حدودی مشخص میکند.
وی افزود: برخی از این سازهها، همچون پلها، ارتباط مستقیم با شبکه راههای کشور داشتند و همجواری برخی دیگر مانند قلعهها در کنار راههای اصلی قابل بررسی است.
شاه محمد پور با اشاره به تقسیم قلعههای ساسانی به سه دسته گفت: برخی از این قلعه هابه دور یک محوطه یا شهر برای حفاظت از آن ساخته میشدند، گروهی در کنار راههای اصلی برای محافظت از آنها بودند و دسته سوم برای محافظت از مکانی خاص بنا میشدند.
او با اشاره به این نکته که گاهی ساخت قلعه ترکیبی از نیازها را برطرف میکرده است، گفت: قلعههای ساسانی معمولاً بر روی کوهها و یا تپهها ساخته میشدند.
وی افزود: موقعیت قرارگیری آنها نه تنها باعث میشد که از نظر نظامی محفوظ باشند، بلکه به محدوده اطراف کاملاً احاطه داشتند و معمولاً نشانههایی از عبور یک مسیر اصلی در کنار این قلعهها دیده میشود.
او به وجود یک کاروانسرای دوره اسلامی در کنار برخی از این قلعهها اشاره کرد و گفت: از آنجاییکه راههای اصلی کشور تا قبل از انقلاب صنعتی ثبات داشتهاند، میتوان از انطباق راههای کاروانرو با محل برخی قلعههای ساسانی نتیجهگیری کرد که این ساختمانها در مسیرهای اصلی کشور قرار داشتهاند.
ابداع ساخت گنبد در ایران
شاه محمد پور در ادامه افزود: شروع دوره ساسانی با ابداع ساخت گنبد در ایران همزمان شد؛ گنبدی که از نظر سازهای با موارد مشابه رومی متفاوت بود.
به گفته وی، اولین گنبد که به سبک معماری ساسانی هویت داد در قلعه دختر شهر گور قرار دارد. با این حال، گنبد ساسانی که بر روی چهار قوس برپا میشد در آتشکدهها بیشتر از دیگر بناها بهکار گرفته شد.
او با بیان این نکته که در میان تمام آثار معماری این دوره، بناهای چهارطاقی به عنوان سمبل ساسانیان شناخته میشوند، گفت: با وجود تنوع شکلی چهارطاقیها، ساختار اصلی آن ها در تمام کشور بسیار شبیه است.
شاه محمد پور گفت: در فضای مرکزیِ برخی از چهارطاقیها پایه آتشدان کشف شده که کاربری آن ها به عنوان آتشکده را ثابت کرده است.
او افزود: با وجود اینکه امکان استفاده از برخی چهارطاقیها بعنوان آتشکده مورد تردید است، اما شکل چهارطاقی به عنوان یک آتشکده ساسانی بطور عام پذیرفته شده است.
او با اشاره به تنوع مکان قرارگیری چهارطاقیها گفت: میتوان آنها را در چهار گروه دستهبندی کرد.
شاه محمد پور گفت: برخی از آنها به صورت منفرد در یک محوطه قرار دارند. معمولا این نوع چهارطاقیها با زمینهای کشاورزی احاطه شدهاند و اعتقاد بر این است که عایدات کشاورزی این مناطق وقف این آتشکدهها بوده است.
او با اشاره به قرارگیری بعضی از چهارطاقیها در درون یک مجموعه معماری گفت: احتمال کاربری آتشکده برای این نوع چهارطاقیها بیشتر است و به نظر میرسد ساختمانهای اطراف آنها برای انجام خدمات مذهبی و اقامتی باشند، همچنین نسبت به اهمیت این مجموعهها استحکاماتی نیز در اطراف آنها ساخته میشد. او اظهار داشت: برخی از چهارطاقی ها هم داخل قلعه و یا شهر قرار دارند که معمولاً بعنوان آتشکده شناخته میشوند و مراسم مذهبی شهر در آن ها برگزار میشده است.
شاه محمد پور گفت: برخی از این اماکن در دوران اسلامی به مسجد تبدیل شدند و جایگاه مقدس آنها حفظ شد.
او در توضیح چهارمین گروه چهار طاقی ها گفت: این چهارطاقی ها در کنار یک قلعه ساخته شدهاند. در این موارد، مکان مقدس بیشتر در دسترس عموم بوده و احتیاج به حفاظت کالبدی مستقیم نداشته است.
چهار طاقی عنصر مذهبی
او در ادامه از وجود یک جاده اصلی در ترکیب قلعه و چهارطاقی خبر داد و گفت: در این حالت قلعه بعنوان تامین کننده امنیت و کنترل راه ساخته شده و چهارطاقی بعنوان عنصر مذهبی و مرکزیت سکون در مسیر است.
او افزود: نمونه کلاسیک این ترکیب، که در این مقاله بعنوان نمونه مطالعاتی مطرح میشود، در خراسان است که بازههور نام دارد.
شاه محمد پور گفت: یکی از اصلیترین مسیرهای شمالی جنوبی خراسان از تنگهای میگذرد که قلعهای بر فراز کوه و یک چهارطاقی در خروجی تنگه ساخته شده است.
او با تاکید بر اهمیت این جاده در طول تاریخ گفت: وجود یک رباط صفوی در کنار آن نیز دلیلی بر اهمیت آن است.
به گفته وی، چهارطاقی روی یک تپه ساخته شده و تفاوت نحوه گوشهسازی گنبد آن با دیگر نمونههای مشابه متعلق به دوره ساسانیان، توجه محققین را به خود جلب کرده است.
او افزود: جاده اصلی از نزدیکی چهارطاقی گذشته و وارد یک تنگه باریک میشده است.
او با اشاره به وجود آثار یک قلعه به نام قلعهدختر یا قصردختر بر فراز کوه شرقی تنگه گفت: این قلعه بر روی تیغه کوه و به موازات جاده امتداد دارد و کنترل کامل بر عبور و مرور جاده را میسر کرده است.
او در پایان مجموعه بازههور را نمونه کاملی از ترکیب راه، قلعه و چهارطاقی در دوره ساسانیان دانست.