تلسکوپهایمان را به سمت خودمان بگیریم!/ آسیبشناسیِ اکوسیستم ترویج علم ایران در رویداد«سای کام»
گروه ترویج علم «ساروس» که همزمان با هفته ترویج علم رویداد «سایکام» را با هدف آسیبشناسیِ اکوسیستم ترویج علم ایران و تعریف نیازها و راهکارهای آن برگزار کرد در بیانیه پایانی این رویداد بر ایجاد نهادی واحد، مستقل و پیشگام برای اثربخشی در حوزه ارتباطات علم تاکید کرد.
به گزارش دیده بان علم ایران، متن بیانیه این گروه تروج علم بدین شرح است:
«چشم خود را نمیبیند، مگر انعکاسش را در چیزی دیگر.»۱
بند صفر) گروه ترویج علم «ساروس» با هدف آسیبشناسیِ اکوسیستم ترویج علم ایران و تعریف نیازها و راهکارها رویداد «سایکام» را برگزار کرده است. منظور از «اکوسیستم» در این بیانیه مجموعهای از افراد و گروههایی است که در حوزهی ترویج علم فعالیت میکنند و مرز مشخص، عوامل حیاتی و منافع مشترک دارند.
سایکام با نگاهی به آینده تعریف شفافی از اهداف و ترسیم چشمانداز را برای این اکوسیستم ضروری میداند. اهدافی که از قالبهای شعارگونهی اسنادِ چشمانداز مشابه خود به دور باشند و بتوان آنها را به طور دقیق و فارغ از سلیقهگِراییها اندازهگیری کرد.
«ساروس» تمامقد به احترام گردهماییِ اکوسیستم ترویج علم ایران میایستد و مرامنامهی پیشنهادی «سایکام» را ارائه میدهد:
الف) تلاش برای سازماندهی نیروی انسانی در اکوسیستم
ب) سعی بر ایجاد نهادی واحد، مستقل و پیشگام برای اثربخشی در حوزه ارتباطات علم
پ) نیازسنجی برای ساماندهی کسبوکارهای علممحور؛ کسبوکارهایی که کیفیت ترویج علم هدف باشد، نه زودبازدهی بنگاه تجاری
ت) حفظ استقلال مشی فکری از جناحبندیها
ث) خودانتقادی مداوم و تلاش برای بهبود اکوسیستم
ج) دوری جستن از رفتارهای نابههنجار اعم از برچسبزنی، حذف رقیب، کپیکاری و موازیکاری
چ) مستندسازی تجربیات برای جلوگیری از تکرار اشتباهات
ح) یافتن روشهای نوآورانه برای فراگیرساختن بُرد ترویج در کشور به منظور از بین بردن شکاف دیجیتال
بند یکم) تعریف یک سیستم و مشخصکردن ورودی و خروجیهای آن گام اول است. شناخت نیازها لازمه بهبودِ سازوکارهای آن سیستم است. تعمیر مقطعیِ یک سیستم در وضعیت بحران، بر چرخه استهلاکِ آن تاثیر تصاعدی خواهد گذاشت. با مشخصنشدنِ منشا مشکلات و شفافنشدنِ نیازها، حتی با ورودیهای باارزش به سیستم، خروجی مطلوب حاصل نخواهد شد. علم نیز با همه وجوهِ صلحخواهانه و جهانشمولاش زمانی که در مرزهای جغرافیایی قرار گیرد، میتواند نیازهای مختص آن مرزها را پاسخ دهد و آیا نیاز به علم در یک کشور توسعهیافته در مقایسه با نیاز به علم در کشورهای در حال توسعه یکی است؟
بند دوم) یونسکو در سند «تاثیر علم بر جامعه – شماره ۱۴۴» مقالهای با عنوان «ترویج علم؛ تاریخِ آن، دستآوردها و اشتباهات۲» به این سوال پاسخ میدهد که دغدغه اصلی زندگی در کشورهای در حال توسعه مساله کمبود آب، خشکسالی و ترس از نداشتن محصولاتِ کشاورزی در آینده نزدیک است. همین دغدغهها اقتصاد و سیاستهای منطقه را تحت تاثیر مستقیم قرار میدهند.
در این وضعیت اکوسیستم ترویج علم با اشاعه علم در جامعه تفکر علمی را گسترش دهد و نیز با ارائه محصول یا خدماتی مبتنی بر رویکرد علمی میبایست سیاستگذاران را به سمت سیاستگذاری با رویکرد علمی سوق دهد. ارتباطات علم که در ذیل آن ترویج علم قرار دارد، به رابطه بین دانشگاه و صنعت، سیاستگذاریهای کلان کشوری، شهروندی علمی، سرمایهگذاری برای یافتن روشهای علمی با توجه به نیاز منطقه و ترویج تفکر علمی میپردازد.
آیا دولتها طی این سالیان توانستهاند در یافتن نیازها و ارائه راهکار موفق باشند؟ آیا دولتها در ایران تاکنون با استفاده از راهکارهای ارتباطات علم سیاستگذاری کردهاند؟ آیا اساساً نهاد دولت به دلیل ماهیت موقت، اهداف جناحی و بحرانسازی میتواند بانیِ قابل اتکایی باشد؟
بند سوم) رفتار متناقضنمای ما در جامعه ایران در مواجهه با علم و آموزش قابل بررسی است. از یکسو شاهد ازدیاد موسسات و تمایل به تحصیلات عالی و تولید علم را شاهد هستیم. تا جایی که دانشگاهها را تبدیل به بنگاههای تجاری کردهاند، اما شاید بتوان ریشههای علاقه مردم ایران به علم را نیز در این تمایل پیچیده جستوجو کرد.
از دیگر سو، در بسیاری از صنایع، کشاورزی، دامپروری و … ما همچنان شاهد ترویج روشهای سنتی هستیم و تمایل کاسبکاران این عرصهها به ایجاد زیرساختهای علمی بسیار ناچیز بودهاست. شاید وجود یک نهاد مستقل راهکار مناسبی باشد. نهادی از جنس ارتباطات علم که به عنوان واسط میان دانشجویانی که به تولید علم مشغول هستند و کشاورزان و صنعتکارانی که در خلاء رویکردی علم با معضلات اساسی دستوپنجه نرم میکنند، قرار گیرد.
بند چهارم) ترویج علم با توجه به وجهه محبوب و بازوهای اجراییِ فراگیر خود از طرفی و ارتباطات علم با تسلط بر ارائه راهکارها با توجه به نیازهای منطقه از طرف دیگر، پتانسیل خوبی برای شکلدهی نهادی معتمد، فراگیر و با رویکرد علمی را دارد. نهادی که بتواند در سیاستگذاریهای کلان کشور نقش موثر داشته باشد. نهادی که بتواند با نیازسنجی و برنامهریزی واسطهای معتمد میان دانشگاه و صنعت باشد. نهادی که مستقل از دولتها نیازهای اساسی منطقه را بازشناسایی کند، بنگاهی شفاف و معتمد برای جذب سرمایه جهت بورس دانشجویان علوم مختلف باشد. تامین مالی این بنگاه میتواند از سوی کارفرمایان، کشاورزان، مهندسان، کارخانهداران و … صورت پذیرد. این سرمایه برای نهاد دانشگاه به عنوان بانی پیمایش ریشهها و ارائهدهنده راهکارها استفاده میگردد. چرا این نهاد واسط، نهاد ترویج علم نباشد؟
بند پنجم) جهان به سوی پیچیدگی و انباشت اطلاعات میرود. لازمه درست زیستن در این جهان، شهروندی آگاهانه است. پیش از رسیدن به این مرحله لازم است نیازهای اولیه فضای زیستیمان را بازشناسیم و با نهادگرایی در جهت حل موانع گام برداریم. نقد درونی موثر و همدلانه، هدفگذاریهای قابل اندازهگیری و تلاش برای جذب سرمایه درست، اکوسیستممان را احیا خواهد کرد.
تلسکوپهایمان را به سمت خودمان بگیریم؛ چیزهایی است روی زمین که هنوز ندیدهایم!»
——————————————————————————————–
۱- نمایشنامه «ژولیوس سزار» – ویلیام شکسپیر
۲- http://unesdoc.unesco.org/images/۰۰۰۷/۰۰۰۷۱۱/۰۷۱۱۵۶eo.pdf