گزارش نشست «تحلیل انتقادی سیاست های فرهنگیِ مد و لباس»
روز دوشنبه ۲۳ مهرماه ۱۳۹۷ نشستی تخصصی با موضوع؛ «تحلیل انتقادی سیاست های فرهنگیِ مد و لباس» با سخنرانی دکتر فاطمه براتلو و شریف رضوی در پژوهشگاه برگزار شد که چکیده بحث های مطرح شده در این نشست از نظرتان می گذرد:
اگر پدیدههای اجتماعی را واقعیاتی عینی، ملموس، جمعی، شایع و قابل تبیین بدانیم، میتوان پدیده مُد را "پدیدهای اجتماعی"محسوب کرد. این پدیده اجتماعی(بویژه) در قامت شیء لباس خود را متجلی میکند. بر خلاف آنکه شیء لباس به خودیِ خود خنثی محسوب میشود، وجه کاربردی لباس (به خصوص در ۱۰۰ سال اخیر) در مجاورت تطور نظامهای معنایی تغییر کرده است. این تغییر در فرهنگها و جوامعی که لباس و میزان پوشیدگی آن بخشی از ارزشها و هنجارهای آنرا میسازد سبب بروز مسائل اجتماعی متعددی شده است.
دانیلینلوزیک معتقد است مساله اجتماعی پدیدهای است که مطابق انگارهی عمومی در خصوص آن"چیز غلطی" وجود دارد، که مشکلزا و شایع اما قابل تغییر است. با چنین نگاهی میتوان پدیده مُد را در ایران معاصر یک "مساله اجتماعی" در نظر گرفت. به نظر میرسد دیدگاهی مشابه سبب شده تا بویژه در ده سال اخیر دستاندرکاران و قانونگذاران به فکر سیاستگذاری و سیاستورزی در این حوزه باشند. این در حالیست که اگرچه پدیده مُد در ایران معاصر عمری بیش از ۶۰ سال ندارد، اما ریشه مساله اجتماعیِ تغییر لباس را میتوان از اواسط دوره قاجار مشاهده کرد. به طور خلاصه اگر با اغماض تغییرات در پوشش بانوان و وجوه نمادین حجاب (به عنوان یک پدیده اجتماعی قابل رویت) را مورد بررسی قرار دهیم حیات و نقاط عطف این پدیده در ایران را میتوان به شرح زیر تقسیم بندی کرد:
پیش از انقلاب:
۱) تا پیش از عصر قجری در قامت پوشش سنتی ایرانیان: اقوام و شهرنشینان (نوعی عامل تمایزبخش دینداری و بیدینی و شکلدهندهی مرزبندیهای اعتقادی بوده است)،۲) در عصر قجری و اولین مواجهات مستقیم با غرب در حوزه لباس(موضوع حجاب، با سیاست و حکومت درآمیخت و حکومت ضدحجاب، ترقیخواه نامیده شد)، ۳) لباس در دوران مشروطه تا انقلاب اسلامی(اجماع روشنفکران بر تغییر لباس زنان و بیحجابی، ریشه سیاسی شدن موضوع حجاب به پیش از انقلاب اسلامی باز میگردد).
پس از انقلاب:
۴) حجاب در سالهای جنگ تحمیلی (قانونی شدن حجاب، دین اجتماعی، آغاز جرقههای مدرنیته)، ۵) حجاب پس ازجنگ تحمیلی (دورهی سازندگی: سنخشناسی جدیدی از حجاب با اتیکت «برتر» و «غیربرتر» جایگزین «باحجاب» و «بدحجاب» شد، پدید آمدن دوگانه هایی نظیر چادری-مانتویی)، ۶) حجاب پس از سازندگی (دورهی اصلاحات: سیاهنمایی بزرگ علیه دههی اول انقلاب به راه افتاد، بیحجابی مظهر نوعی فرهیختگی، سرمایهی فرهنگی بالا و کلید کسب آینده شد، شروع تبدیل شدن «پدیده بد پوششی» به یک مشکل اجتماعی، بیانات رهبری برای اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی (۱۳۸۱) و در همدان (۱۳۸۳) و اولین اشارات مستقیم به مُد با ذکر شرایط خاص، انتشار اولین مجلات مرتبط با مُد و لباس(لوتوس) و سایت های مرتبط با این حوزه (دوخت)، افزایش ضریب نفوذ اینترنت، لباس به مصابه نماد نافرمانی مدنی، تشکیل کارگروه حجاب و عفاف در وزارت کشور، برگزاری جشنواره زنان سرزمین من، برای اولین بار کالای مُد معنا پیدا کرد، تغییر صورت مساله از بدن به لباس)، ۷) حجاب پس از اصلاحات (دورهی عدالتخواهی: قانون ساماندهی مد و لباس تصویب شد(۱۳۸۵)، گشت ارشاد کار خود را آغاز کرد(۱۳۸۶)، کارگروهی ساماندهی مد و لباس راه افتاد (۱۳۸۷)، حوادث سال ۸۸ و پیامدهای اجتماعی آن، اولین جشنواره مد و مانتو برگزار شد (۱۳۸۹)، جشنواره مد و لباس فجر آغاز شد (۱۳۹۰)، فیلترینگ اینترنت، افزایش شکافهای اقتصادی، افزایش صعودی ضریب نفوذ تلفن همراه و اینترنت، پدید آمدن انبوه مزون ها)، ۸) حجاب در دوره اعتدال (تداوم جشنواره مد و لباس فجر، هفته مُد تهران برگزار و یکسال بعد تعطیل شد، برخورد با مُدل ها(۱۳۹۴)، گسترش پدیده مزون های خانگی، قاچاق پوشاک، مال های تجاری و...، گسترش استفاده از شبکه های اجتماعی، مشکلات اقتصادی، شکاف اقتصادی، تجرد و...، عرفی شدن غیررسمیِ جامعه، پدیده دختران خیابان انقلاب، پدیده بدن آگاهی، پایان دوره آبرو و نظارت های مرسوم سنتی ، پدیده «من به مثابه بدنِ من»)
پیشینه قانون گذاری در خصوص لباس به دهه ۷۰ و ۹۰ شمسی بر میگردد، به نحوی که در خلال سالهای ۱۳۶۲-۱۳۸۵، شش قانون مرتبط با پوشش در حوزههای مختلف تصویب شد اما هیچکدام از این قوانین به طور مستقیم در خصوص مُد نبودند. زمزمههای قانونگذاری مرتبط با حوزه مُد به رهنمودهای رهبری در دیدار با اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۱ و در دیدار با مردم همدان ۱۳۸۳باز میگردد که منجر به پیگیری و تصویب قانون ساماندهی مد و لباس تصویب شد در سال ۱۳۸۵ شد.
با این وجود به نظر میرسد بر خلاف بیان کلیِ یگانه قانون مستقیم مرتبط با مُد و لباس کشور، این قانون و ساختارهای ایجاد شدهی مرتبط با آن به دلیل عدم و توجه و پاسخگویی به سوالات اصلی مبتلا به همچنان اثرگذاریِ لازم را برای موجهه با تغییرات مستمر پدیده مُد پیدا نکردهاند و در مواردی نه تنها نسخههایی عینی از آنچه آنرا "مُد ایرانی-اسلامی" میدانند ایجاد نشده بلکه، موارد ایجاد شده بازتولید سوژههایی هستند که نفسِ قانونگذاری برای تقابل با آنها صورت گرفته بود. با توجه به آنچه بیان شد به نظر می رسد مسئولین ذیربط در تمهیدات فرهنگی آتی و احتمالاً بروزرسانیِ قوانین و مقررات مرتبط میبایست به طور جدی سوالات زیر را پاسخ دهند:
۱. آیا میتوان پدیدهی مُد اسلامی-ایرانی زا به عنوان یک شیء تمدنیِ دست ساخته بشر (Artifact) عینیت داد؟
۲. اشیاء (کالای مُد یا البسه) دارای خصوصیت یا صفت ایرانی-اسلامی بودن حائز چه مشخصاتی هستند؟ آنها را با چه خصوصیاتی میتوان توصیف کرد؟ این شیء ایرانی-اسلامی حامل چه معانی، مفاهیم و یا پیام هایی است؟
۳. تفاوت شیء مُد ایرانی اسلامی با نمونههایی که هم اکنون با سوژهی غربی ساخته میشوند چیست؟