دانشجویان براساس توانمندیشان مسیر شغلی خود را انتخاب کنند
به همین بهانه با وی به گفتوگو نشستیم.
وی ابتدای صحبتش درخصوص حضورش دردانشگاه و واحدهایی که خدمت کرده است میگوید: آن زمانی که من وارد دانشگاه شدم دانشگاه به این شکلی که الان هست، نبود و واحد خاصی وجود نداشت و کارمندهایی که حضور داشتند باید همه کار انجام میدادند. من در دانشگاه به عنوان نگهبان، انبار دار و تدارکات خدمت کردم و به این صورت نبود که مختص انجام یک کاری باشم.
وی دانشگاه را نهادی بسیار خوب و مقدس میداند و اظهار میدارد: چه در مسجد کار کنیم و چه در دانشگاه کار کردن در هردو مکان، مقدس است. اگر کسی بتواند در دانشگاه کارکند و به جامعه علمی و فرهنگی خدمتی ارائه دهد بسیار لذت بخش است و بسیار خوشحالم که توفیق خدمت در دانشگاه را داشتم.
وی دررهنمود به جوانانی که در ابتدای کار هستند میگوید: جوانانی که در جست و جوی کار هستند باید براساس توانمندی که دارند مسیر شغلی خود را انتخاب کنند تا بتوانند خدمتی برای جامعه علمی و فرهنگی انجام دهند. هیچ کاری عار نیست و کاری مناسب است که اول مورد رضایت خداوند و دوم مورد رضایت مردم باشد و به نظر من محیطهای علمی محیط بسیار خوب و مناسبی برای انجام خدمت است.
وی در ادامه با رضایت خاطر میگوید اگر به گذشته بازگردد مجددا کار در دانشگاه را انتخاب میکند. او میگوید محیط دانشگاه یک محیط علمی بسیار خوبی است که با توجه به حضور افراد تحصیلکرده و با فرهنگ بر سایر نهادها ارجحیت دارد.
میرجلیلی در ادامه صحبتهایش از انتظارش از مسئولان میگوید. وی بیان میکند: با توجه به اینکه در دانشگاه اختلاف مدرک بین افراد وجود دارد از مسئولان انتظار دارم برای افرادی که از لحاظ سطح علمی پایین تر هستند اما زحمات بسیاری میکشند نیز شرایطی فراهم شود که آنها نیز دیده شوند و حقشان ضایع نشود.
وی کار کردن در دانشگاه را سرشار از خاطره میداند و میگوید: اکنون که بعد از این همه سال بازنشسته شدهام فصل جدیدی از زندگی برایم آغاز شده است. زمان به سرعت در حال گذر است، یک دورهای در جست و جوی کار بودیم بعد کار پیدا کردیم حالا هم بازنشسته شدیم هر دوره ای شیرینی خاص خود را دارد.
وی میگوید زمانی که به دانشگاه یزد آمدم ۳۰ نفر دانشجو با ۸ کارمند در دانشگاه حضور داشتند و در آن زمان همه هر کاری که از دستشان برمیآمد انجام میدادند و هیچ کس به این نکته فکر نمی کرد که سمت و وظیفهاش چیست. دانشگاه مثل یک خانه کوچک بود که همه با هم کار میکردند. اکنون دانشگاه بزرگ شده و هر کس سمتی دارد. من چون از ابتدای تاسیس دانشگاه در این مکان بودم به این محیط تعلق دارم.
وی دارای سه فرزند (دو دختر و یک پسر) است. دختر وی دارای مدرک کارشناسی رشته روانشناسی از دانشگاه یزد است و اکنون در مقطع کارشناسی ارشد در حال تحصیل است، پسر وی نیز در رشته مهندسی صنایع در دانشگاه یزد و دختر دیگرش در کلاس سوم دبستان در حال تحصیل است.