رئیس انجمن آمایش سرزمین ایران: نظام اجرایی کشور همچنان با…
به گزارش خبرنگار گروه علمی ایرنا، اساسا بی توجهی به مباحث مربوط به آمایش سرزمینی یا همان ظرفیت مناطق در اجرای انواع و اقسام پروژه های ملی در بخش های مختلف را می توان یکی از دلائل اصلی بروز انواع و اقسام گرفتاری های زیست محیطی حال حاضر کشور از جمله آلودگی هوا، مشکل ریزگردها و کمبود آب دانست.
«بر اساس آنچه در تعاریف آمایش سرزمین آمده است، در واقع به معنای بهرهبرداری بهینه از امکانات در راستای بهبود وضعیت مادی و معنوی و در قلمرو جغرافیایی خاص است. در این طرح مزیتهای فضای طبیعی، اجتماعی و اقتصادی، ساماندهی و نظام بخشی میشود. این کار با هدف ایجاد رابطه منطقی بین توزیع جمعیت و انجام فعالیتها در پهنه سرزمین با توجه به ویژگیهای فضایی مناطق است.»
برخلاف ملاحظات آمایش سرزمین، دیده می شود در منطقه ای که به دلائل جغرافیایی از قدرت لازم برای تامین ذخیره آب برخوردار نبوده است، سد ساخته می شود و پس از یکی دو دهه تبعات زیست محیطی آن نمود پیدا می کند.
راه اندازی صنایع آب بری همچون فولاد و ذوب آهن در مناطقی از کشور همچون خوزستان یا اصفهان که به لحاظ جغرافیایی با میانگین کاهش بارندگی و کمبود آب مواجه هستند، از مصادیق دیگر است یا در بخش کشاورزی، هنوز هم در برخی از مناطق کم آب کشور گندم آبی یا برنج بصورت غرقابی و حتی هندوانه کشت می شود.
بسیاری از کارشناسان، کشت نیشکر در دشت های خوزستان را نیز که در دهه های گذشته پایه گذاری شد، بعنوان محصولی که نیاز وافر به آب دارد و حساس ترین گیاه به شوری محسوب می شود، از جمله بی توجهی ها به موضوع آمایش سرزمین می دانند.
جانمایی هایی که به گفته دکتر امیر محمودزاده رئیس انجمن آمایش سرزمین ایران، بیشتر امیال و مسایل سیاسی پشت آن قرار دارد تا مطالعات علمی و در نظرگرفتن پتانسیل های منطقه،
حالا ما مانده ایم و تبعات زیست محیطی هزاران طرحی که بدون مطالعه و جانمایی صحیح در مناطق مختلف کشور راه اندازی و مهمتر اینکه با اشتغال و قوت مردم گره زده شده اند.
محمودزاده در گفت و گو با خبرنگار گروه علمی ایرنا اظهار می کند: بسیاری از این طرح ها و پروژه های آب بر صنعتی یا کشاورزی و پتروشیمی با فشار سیاسی یک نماینده مجلس به وزیر در یک دوره خاص راه اندازی شده است.
به اعتقاد وی، علت اینکه برای رفع مسائل کشور در حوزه زیست محیطی موفق نیستیم، آن است که نگاه ما به آمایش سرزمینی به جای نگاه آینده پژوهانه بلندمدت، نگاه برنامه ریزی کوتاه مدت به منظور کسب منافع اقتصادی بوده است.
رئیس انجمن آمایش سرزمین ایران خاطرنشان کرد: از سال ۱۳۲۷ به طور مرتب برنامه های پنج ساله در کشور ما طرح ریزی و اجرا شده اما هیچگاه نگاه آینده پژوهی بلندمدت ۵۰ یا ۱۰۰ ساله به مسائل و موضوعات اساسی کشور نداشته ایم.
وی معتقد است: هرگاه مدیران ما از نگاه آینده پژوهانه برخوردار شوند و مباحث آمایش سرزمین را بعنوان یک پیوست اصلی در مطالعات و پروژه ها درنظر گیرند، بسیاری از مشکلات فعلی از جمله کمبود آب، ریزگردها و آلودگی هوا رفع خواهد شد.
«طبق گزارش ها، ایران دارای سابقه ۵۰ ساله در زمینه برنامه ریزی است و تاکنون دو بار برنامه های آمایشی سرزمینی را تجربه کرده است. تجربه نخست مربوط به مطالعه ای است مربوط به دهه ۵۰ که به صورت تفصیلی تهیه و تدوین شد و پس از انقلاب مسکوت ماند. تجربه دوم نیز مربوط به اوائل دهه ۶۰ است که طرح آن به عنوان نخستین طرح آمایش جمهوی اسلامی ایران مطرح شد اما به دلیل جنگ تحمیلی به تعویق افتاد.»
وی در خصوص اینکه آیا طرح آمایش سرزمینی در کشور تهیه شده است می گوید: طرح آمایش سرزمینی به طور کامل در کشور متوقف شده است و اجرای آن به این مفهوم است که ما بتوانیم نمود خارجی آمایش سرزمینی را در طرح های اجرایی مشاهده کنیم، مطالعاتی که در کتابخانه ها خاک بخورد و نتوان از آن بهره برد به معنای این است که این طرح انجام نشده است.
محمود زاده می افزاید: هرچند در برنامه پنجم توسعه، بحث آمایش سرزمین مجددا مطرح و این برنامه توسعه ای از سال ۱۳۸۹ آغاز و با تمدید یکساله تا انتهای سال ۱۳۹۴ اجرایی شد اما باز هم این مبحث بصورت جدی مورد توجه دست اندرکاران نظام اجرایی کشور قرار نگرفت.
رئیس انجمن آمایش سرزمین ایران تاکید کرد: در هیچ پروژه ای ضوابط و پیوست های آمایش سرزمینی رعایت نمی شود.
وی معتقد است: برای شکل گیری نگاه آینده پژوهانه در کشور بایستی برنامه آمایش سرزمینی و شکل گیری تفکر آن را از مدارس شروع و پایه ریزی کرد تا در پی یک فرایند بلند مدت، مدیران آموخته باشند که قبل از اجرای هرگونه طرح در یک منطقه، پیوست آمایش سرزمینی آن پروژه را تهیه و مطالعه کنند.
این استاد دانشگاه در توضیح تفاوت بین برنامه ریزی و آینده پژوهی می گوید: در نظام برنامه ریزی از حال به آینده می روید، افق آن معمولا پنج ساله است، به صورت نقطه زنی عمل می شود و بدنبال یک هدف خاص هستیم اما در نظام آینده پژوهی با روش پس نگری از آینده مطلوب بر می گردیم و وضع موجود را اصلاح می کنیم و افق آن حداقل ۵۰ ساله است.
رئیس انجمن آمایش سرزمین ایران در ادامه، بزرگترین چالش موجود در بحث آمایش سرزمین را عدم توجه لازم به مباحث این طرح و مهاجرت افراد به شهرها می داند.
محمودزاده می افزاید: عواقب این کار کمبود آب در مناطق مختلف، مهاجرت و حاشیه نشینی شهرها و خالی شدن نوار مرزی شرقی و جنوب و جنوبی شرق کشور از سکنه است، به طوری که بسیاری از مناطق دارای پتانسیل در کشور خالی از سکنه است.
رئیس انجمن آمایش سرزمین ایران با اشاره به اینکه، ایران در یک منطقه خشک و نیمه خشک واقع است تاکید کرد: به طور حتم مدیریت منابع آبی کشور و توجه به آمایش سرزمین و منابع آب از اهمیت زیادی برخوردار است.
وی با تاکید براین که از بیش از ۷۵ درصد مساحت کشور به صورت صحیح و مناسب استفاده نمی شود، افزود: لذا هنگامی که از کمبود آب صحبت می شود مرتب گفته می شود که بایستی آب را از جنوب یا شمال به فلان منطقه کشور منتقل کنیم، این درحالی است که بایستی انتقال جمعیت به سمت آب صورت گیرد، اینکه بخش عمده ای از سواحل خلیج فارس که به آب دسترسی دارد خالی از سکنه است بسیار تعجب آور است.
محمودزاده همچنین می گوید: ما بعنوان انجمن آمایش سرزمین چهار وظیفه مهم فرهنگ سازی، ارتقای سواد عمومی افراد، آموزش و همچنین انجام مطالعات آمایش سرزمین را عهده دار هستیم.
وی می گوید: ما مرتب از مسئولان می خواهیم که قبل از انجام هرگونه پروژه کلان و ملی و حتی منطقه ای در کشور کار مطالعات و تهیه پیوست آمایش سرزمین را برای پروژه های مربوطه پیگیری کنند.
محمود زاده ضمن اظهار تاسف از بی توجهی مسئولان اجرایی به اهمیت موضوع آمایش سرزمین اظهار می کند: مسئولان هرکاری دلشان بخواهد انجام می دهند و توقع دارند که ما نیز در گزارش ها و مطالعات و دیدگاه ها خودمان طرح های اشتباه آنان را تایید کنیم.