آغاز دهه کرامت مبارک باد
بسمه تعالی
دهه کرامت،دهه اول ماه ذیالعقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه(علیهالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسیالرضا(علیه السلام) میباشد.این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیفترین علائق و مهر و وفاهای کمنظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است . مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده است . مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب (علیهماالسلام) سابقه ندارد .
دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان و الامقام و گرانقدر جهان میباشد . تمام مفاهیم سازندهای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی میشوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است .
دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که میتوانند رهبری دلهای صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهدهدار بشوند .
دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (علیهماالسلام) است . تمام مفاهیم سازندهای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی میشوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است .
دهه کرامت یادآور تمام خوبیهاست. و یادآور جمال انسانی است . اکنون اطلاعاتمان را در باره ی این بزرگواران بالا می بریم
امام صادق(ع)پیش از ولادت کریمه آل محمد(ص) فرمود :
خدا را حرمى است و آن مکه است،امیرمومنان را حرمى است و آن کوفه است،و ما اهل بیت را حرمى است و آن قم است.بزودى بانویى به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن شود که هر کس به زیارتش بشتابد،بهشت بر او واجب مى گردد .
بارگاه حضرت معصومه(س) تجلیگاه حضرت زهرا(س)
بر اساس رویاى صادقهاى که مرحوم آیت الله مرعشى نجفى(ره) از پدر بزرگوارش مرحوم حاج سیدمحمود مرعشى (متوفاى ۱۳۳۸ ه .)نقل میکردند، قبر شریف حضرت معصومه(س)جلوهگاه قبر گم شده مادر بزرگوارش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها میباشد.آن مرحوم در صدد بود که به هر وسیلهاى که ممکن باشد، محل دفنحضرت زهرا سلام الله علیها را به دست آورد، به این منظور ختم مجربى را آغاز میکند و چهل شب آن را ادامه میدهد، تا درشب چهلم به خدمتحضرت باقر و یا حضرت صادق(علیهماالسلام)شرفیاب میشود، امام(ع) به ایشان میفرماید : « علیک بکریمه اهل البیت» «به دامن کریمه اهلبیت پناه ببرید.» عرض میکند: بلى من هم این ختم را براى این منظور گرفتهام که قبر شریف بیبى را دقیقا بدانم و به زیارتش بروم .
امام(ع) فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم میباشد.سپس ادامه داد: براى مصالحى خداوند اراده فرموده که محل دفن حضرت فاطمهسلام الله علیها همواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصومه را تجلیگاه قبر آن حضرت قرار داده است.هر جلال و جبروتى که برای قبر شریف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروترا بر قبر مطهر حضرت معصومه(س) قرار داده است .
تنها خواهر امام هشتم
نجمه خاتون همسرگرامى امام کاظم(ع) تنها دو فرزند در دامانخود پرورش داد و آنها عبارتند از :
۱ - خورشید فروزان امامت، حضرت على بن موسى الرضا(ع)
۲ - حضرت معصومه (س)
محمد بن جریر طبرى، دانشمند گرانمایه شیعه در قرن پنجم هجرى، براین واقعیت تصریح نموده است .
مدت ۲۵ سال تمام حضرت رضا(ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود، پساز یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستارهاى تابان از دامن نجمهدرخشید که هم سنگ امام هشتم(ع) بود و امام(ع) توانست والاترینعواطف انباشته شده در سویداى دلش را بر او نثار کند .
بین حضرت معصومه(س) و برادرش امام رضا(ع) عواطف سرشار و محبت زایدالوصفى بود که قلم از ترسیم آن عاجز است .
در یکى از معجزات امام کاظم(ع) که حضرت معصومه نیز نقشى دارد،هنگامى که مرد نصرانى میپرسد: «شما که هستید؟» میفرماید: «انا المعصومه اخت الرضا » « من معصومه، خواهر امام رضا(ع)میباشم.» این تعبیر از محبتسرشار آن حضرت به برادر بزرگوارشامام رضا(ع) و از مباهات او به این خواهر برادرى سرچشمهمیگیرد .
زندگی نامه و کرامات حضرت شاه چراغ
حضرت سید امیر احمد(ع) ملقب به شاه چراغ و سیدالسادات، فرزند بزرگوار امام موسی کاظم علیه السلام است . مادر وی، مشهور به «ام احمد»، مادر بعضی از فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) بوده است . ایشان داناترین، پرهیزگارترین و گرامی ترین زنان در نزد آن حضرت بودند و حضرت اسرار خود را به وی می گفتند و امانتشان را نزد وی به ودیعه می گذاشتند .
سفر به ایران
محبان اهل بیت علیهم السلام، پس از حضور با برکت امام هشتم علیه السلام در خراسان برای زیارت چهره تابناک امامت و ولایت از نقاط مختلف، به سوی ایران حرکت می کنند. حضرت احمد بن موسی(ع) نیز در همین سال ها(۱۹۸-۲۰۳ ه. ق) با جناب سید امیر محمد عابد و سید علاءالدین حسین(برادران ایشان) و جمع زیادی از برادرزادگان و محبان اهل بیت علیهم السلام، به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام از مدینه حرکت می نمایند تا از طریق شیراز به طوس عزیمت کنند. در بین راه نیز عده کثیری از شیعیان به آنان ملحق می شوند .
حاکم شیراز مردی به نام «قتلغ خان» بود. وی با چهل هزار لشکر جرّار، در «خان زنیان» در هشت فرسخی شیراز اردو زد و همین که قافله بنی هاشم رسیدند، پیغام داد که حسب الامر خلیفه، آقایان از همین جا باید برگردید. حضرت سید احمد(س) فرمود: «ما قصدی از این مسافرت نداریم، جز دیدار برادر بزرگوارمان». اما لشکر قتلغ خان راه را بستند و جنگ شدید خونینی شروع شد اما لشکر در اثر فشار و شجاعت بنی هاشم پراکنده شدند .
حضرت احمد بن موسی(س) برای امان از گزند حکومت، به همراه برادر خود مخفیانه به شیراز رهسپار شد. « قتلغ خان» که جاسوسانی را برای شناسایی و دستگیر نمودن سادات که از مناطق خود فرار نموده بودند قرار داده بود، مکان ایشان را بعد از یک سال یافت و او و همراهانش را محاصره نمودند و نبردی بین آنها و ماموران حکومت در گرفت و سید احمد با شهامت و شجاعت هاشمی خود به دفاع از خود و همراهان خود پرداخت و نهایت به شهادت رسید
گوشه ای از زندگانی امام رضا(ع)
نمیدانم چقدر از «مدینه» میدانی. اما امام رضا(ع) «مدینه» را خوب میشناسد. همان جا به دنیا آمده، تقویمها، روز، ماه و سال ولادتش را درست به یاد نمیآورند یا شاید خوب میدانند و اذعان نمیکنند تاریخ هیچ وقت امانتدار خوبی نبوده ولادتش را در سالهای ۱۴۸، ۱۵۱ و ۱۵۳ و در روزهای جمعه نوزدهم رمضان، نیمه ماه رمضان، جمعه دهم رجب و یازدهم ذی القعده عنوان کردهاند. اما قطعیت بیشتر در همان سال ۱۴۸، یعنی سال وفات امام جعفر صادق(ع) است. همانطور که اشخاصی همچون مفید، کلینی، کفعمی، شهید ثانی طبرسی، صدوق، ابن زهره، مسعودی، ابوالفداء، ابن اثیر، ابن حجر، ابن جوزی و کسانی دیگر، سال ۱۴۸ را سال ولادت امام رضا(ع) دانستهاند .
اما لقبها و کنیههایش، همچون واژگانی درخشان در هزارتوی ذهن تاریخ باقی ماندهاند. کنیههایش ابوالحسن (در بین خواص) است و لقبهایش، صابر، زکی، ولی، فاضل، وفی، صدیق، رضی، سراج الله، نورالهدی، قره عین المومنین، کلیده الملحدین، کفو الملک، کافی الخلق، رب السریر و رئاب التدبیر .
و رضا(ع)؛ مشهورترین لقبی است که از گذر این همه سال، ما هنوز امام را با آن نام میشناسیم. شاید خواسته باشی دلیل این لقب را بدانی :
« او از آن روی رضا خوانده شد که در آسمان خوشایند و در زمین مورد خشنودی پیامبران و خدا و امامان پس از او بود. همچنین گفته شده: از آن روی که همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند و بالاخره چنین آمده است: از آن روی او را رضا خواندهاند که مامون به او خشنود شد .»
وقتی القاب، نامها و کنیههای مادرش را میخوانی، حس میکنی چیزی در آنهاست، شبیه آنچه در القاب خود امام است: ام البنین، نجمه، سکن، تکتم، خیزران، طاهره، و شقراء
اگرچه به روایتی نام پنج پسر و یک دختر را برای امام رضا(ع) ذکر کردهاند، اما همانطور که علامه مجلسی گفته است: «از جواد به عنوان تنها فرزند او یاد کردهاند.» نامی آشنا برای ما دیگر... میماند سال وفات امام که باز هم ذهن تاریخ ما را بخوبی یاری نمیدهد و احتمال سالهای ۲۰۲، ۲۰۳ و ۲۰۶ ق، در این میان است. اما اکثر علماء همان سال ۲۰۳ را سال وفات دانستهاند . با این حساب عمر حضرت رضا(ع) ۵۵ سال میشود. ۳۵ سالش را در کنار پدرش گذرانده و بیست سال دیگر امامت شیعیان را به عهده داشته است .
آغاز امامت آن حضرت، مصادف میشود با دوره پایانی خلافت هارون عباسی به مدت ده سال .
پنج سال بعد از آن با خلافت امین همزمان است و سرانجام هم دورهای از خلافت مامون در مدت پنج سال و تسلط یافتن او بر قلمرو اسلامی آن روزگاران .
در مدینه
دوران امامت امام رضا(ع) در مدینه از سال ۱۸۳ هجری قمری آغاز شده بود . با توجه به این موارد و جوی که حاکم شده بود، امام رضا(ع) ترجیح میداد امامت خودش را علنی نکند و فقط با عده معدودی از یارانش ارتباط داشته باشد . ولی وقتی بعد از چند سال، حکومت هارون الرشید به خاطر شورشهای مختلف ضعیف میشود، امام رضا(ع) امامت خودش را آشکار میکند و به رفع مشکلات مردم در زمینههای اعتقادی و اجتماعی میپردازد .
با وجود این دلایل، بعضی از منابع به خصوص تذکرههای متاخر، نوشتهاند که امام رضا(ع) همراه با امام جواد(ع) به مکه هم رفتهاند. امام رضا(ع) طواف خانه خدا را انجام میدهد و در پشت مقام ابراهیم(ع) نماز میگزارد.
ورود امام به قم
برخی بر این باورند که امام رضا(ع) در طول این سفر از طریق اراک یا از راه اصفهان، به قم هم وارد شدهاند و به منزل شخصی رفتهاند که این مکان امروز به مدرسه رضویه یا ماموریه شهرت پیدا کرده. اما باید در نظر داشت که مامون گذر امام را از شهرهای محل تجمع شیعیان ممنوع کرده بود. به همین خاطر حضور پیدا کردن امام در قم، سند محکم ندارد و از طرف دیگر منابع تاریخی هم آن را تایید نمیکند . محدث قمی با استناد به نقل سیدبن طاووس مینویسد: «حضرت رضا(ع) بنا به دعوت مامون از مدینه به بصره آمده و با عبور از نزدیکی کوفه از راه بغداد وارد قم گردید .»
ولی نظریه مشهور این است که امام از اصفهان یا نزدیکی آن به سوی طبس و نیشابور عزیمت داشته است. ناصر خسرو هم در سفرنامه خود، راه معروف عراق تا خراسان را که خودش نیز از همان مسیر سفر کرده است ضمن نقشهای که ضمیمه سفرنامهاش است، چنین توصیف میکند :
« این مسیر از بصره آغاز و بعد از گذر از «شاطی عمان»، «ابله»، «عبادان » ، « مهروبان»، «ارجان»، «اصفهان»، «کوه مسکیان»، «نایین»، «ده گرمه»، «رباط زبیده»، «چهارده طبس» به نیشابور منتهی میشود .
ورود امام به نیشابور
همه تاریخنگاران و محدثان ورود امام به نیشابور را تایید کردهاند. شاید بهتر باشد درباره تاریخچه نیشابور کمی صحبت کنیم. نیشابور شهری است که در سال ۲۳ هجری قمری، معاصر خلیفه دوم توسط ارتش اسلام فتح شد. البته بعضی نیز، فتح آن را رخدادی در سال ۳۱ هجری قمری میدانند. نویسنده معجم البلدان مینویسد: «نیشابور شهری بزرگ و دارای فضایل بسیاری است. زیرا این شهر خاستگاه فضلا و مرکز علماست و در میان شهرهایی که من گردش کردهام، چونان نیشابور ندیدهام. نیشابور شهری است که در روزگار قدیم مرکز فرهنگی و علمی بزرگی محسوب میشد و بزرگانی از نقاط مختلف دور و نزدیک در آنجا اقامت داشته و به امور علمی و تحقیقاتی مشغول بودند.
ولایتعهدی امام در خراسان
حضرت رضا (علیه السلام) پس از عبور از نیشابور و چند آبادی دیگر، بالاخره وارد مرو پایتخت مامون شده و مورد استقبال و تکریم او قرار میگیرد. حالا دیگر مامون خود را به اهدافش نزدیکتر احساس میکرد و تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد کند و خودش از خلافت به نفع امام کنارهگیری کند. چون حساب میکرد نتیجه از دو حال بیرون نیست. یا امام میپذیرفت و یا نمیپذیرفت و در هر دو حال برای مامون و خلافت عباسیان پیروزی بود. به همین خاطر مامون بعد از استقبال از امام رضا (علیه السلام)، در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند، گفت: «همه بدانند من در آل عباس و آل علی هیچ کس را بهتر و صاحب حقتر به امر خلافت از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) ندیدم.» و خلافت را به امام رضا (علیه السلام) پیشنهاد داد.به هر حال، مقام ولایتعهدی به طور رسمی در ماه رمضان سال ۲۰۱ هجری قمری اعلام شد .اباصلت هروی میگوید: مامون ولایتعهدی را به حضرت رضا (علیه السلام) و اگذاشت تا اینکه مردم بگویند: آن حضرت به دنیا روی کرده است و بدین ترتیب آن حضرت از دید مردم بر افتد، ولی چون این کار سبب ازدیاد وجاهت و منزلت امام شد، متکلمان را از شهرها فراخواند تا بلکه یکی از آنان، امام را مغلوب کند.
مامون که عرصه را بر خود تنگ میدید و بروز نارضایتی و تشنج را در میان عباسیان بغداد حس میکرد، تصمیم گرفت که پایتخت را از مرو به بغداد انتقال دهد. مامون برای اینکه در پیش عباسیان و امیران عرب خودش را محبوب کند، « فضل بن سهل» وزیر ایرانی خود را در شهر سرخس کشت و هنگام توقف در طوس، نوبت آن شد که امام رضا (علیه السلام) را نیز از پای در آورد. به همین خاطر مجلسی ترتیب داد و در آن مجلس امام را با زهری کشنده مسموم کرد .
دوستداران امام پیکر ایشان را، به روستای سناباد (مشهد فعلی) منتقل و در جانب قبله گور هارون الرشید به خاک سپردند. مشهور است که امام رضا (علیه السلام) در سال ۲۰۳ هجری قمری، در آخرین روز ماه صفر شهادت یافت .
دهه کرامت،دهه اول ماه ذیالعقده است و آغازش با ولادت حضرت معصومه(علیهالسلام) و پایانش با ولادت حضرت ابوالحسن علی بن موسیالرضا(علیه السلام) میباشد.این دهه یادآور بسیاری از مطالب عالی و مفاهیم بلند و سازنده و ارزشمند است. دهه کرامت یادآور لطیفترین علائق و مهر و وفاهای کمنظیر یک خواهر نسبت به مقام شامخ و معنوی برادر است . مهر و وفایی که خواهر مهربان و دلداده را به هجرت وادار نموده و غربت و بیماری و مرگ در فصل جوانی را برای او آسان کرده است . مهربانی که جز در مورد امام حسین و حضرت زینب (علیهماالسلام) سابقه ندارد .
دهه کرامت تداعی کننده عزم و قاطعیت و اراده آهنین زنان بزرگ و بانوان و الامقام و گرانقدر جهان میباشد . تمام مفاهیم سازندهای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی میشوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است .
دهه کرامت یادآور تحول آفرینی بانوان آسمانی است و این که میتوانند رهبری دلهای صدها میلیون مسلمان را در طی اعصار عهدهدار بشوند .
دهه کرامت یادآور زهرا و زینب (علیهماالسلام) است . تمام مفاهیم سازندهای که ما در فرهنگ اسلامی داریم در این دهه تداعی میشوند چرا که حرم حضرت معصومه و امام رضا (علیهماالسلام) کانون دعا و قرآن و نیایش و ... است .
دهه کرامت یادآور تمام خوبیهاست. و یادآور جمال انسانی است . اکنون اطلاعاتمان را در باره ی این بزرگواران بالا می بریم
امام صادق(ع)پیش از ولادت کریمه آل محمد(ص) فرمود :
خدا را حرمى است و آن مکه است،امیرمومنان را حرمى است و آن کوفه است،و ما اهل بیت را حرمى است و آن قم است.بزودى بانویى به نام فاطمه از تبار من در آن جا دفن شود که هر کس به زیارتش بشتابد،بهشت بر او واجب مى گردد .
بارگاه حضرت معصومه(س) تجلیگاه حضرت زهرا(س)
بر اساس رویاى صادقهاى که مرحوم آیت الله مرعشى نجفى(ره) از پدر بزرگوارش مرحوم حاج سیدمحمود مرعشى (متوفاى ۱۳۳۸ ه .)نقل میکردند، قبر شریف حضرت معصومه(س)جلوهگاه قبر گم شده مادر بزرگوارش حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها میباشد.آن مرحوم در صدد بود که به هر وسیلهاى که ممکن باشد، محل دفنحضرت زهرا سلام الله علیها را به دست آورد، به این منظور ختم مجربى را آغاز میکند و چهل شب آن را ادامه میدهد، تا درشب چهلم به خدمتحضرت باقر و یا حضرت صادق(علیهماالسلام)شرفیاب میشود، امام(ع) به ایشان میفرماید : « علیک بکریمه اهل البیت» «به دامن کریمه اهلبیت پناه ببرید.» عرض میکند: بلى من هم این ختم را براى این منظور گرفتهام که قبر شریف بیبى را دقیقا بدانم و به زیارتش بروم .
امام(ع) فرمود: منظور من قبر شریف حضرت معصومه در قم میباشد.سپس ادامه داد: براى مصالحى خداوند اراده فرموده که محل دفن حضرت فاطمهسلام الله علیها همواره مخفى بماند و لذا قبر حضرت معصومه را تجلیگاه قبر آن حضرت قرار داده است.هر جلال و جبروتى که برای قبر شریف حضرت زهرا مقدر بود خداوند متعال همان جلال و جبروترا بر قبر مطهر حضرت معصومه(س) قرار داده است .
تنها خواهر امام هشتم
نجمه خاتون همسرگرامى امام کاظم(ع) تنها دو فرزند در دامانخود پرورش داد و آنها عبارتند از :
۱ - خورشید فروزان امامت، حضرت على بن موسى الرضا(ع)
۲ - حضرت معصومه (س)
محمد بن جریر طبرى، دانشمند گرانمایه شیعه در قرن پنجم هجرى، براین واقعیت تصریح نموده است .
مدت ۲۵ سال تمام حضرت رضا(ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود، پساز یک ربع قرن انتظار، سرانجام ستارهاى تابان از دامن نجمهدرخشید که هم سنگ امام هشتم(ع) بود و امام(ع) توانست والاترینعواطف انباشته شده در سویداى دلش را بر او نثار کند .
بین حضرت معصومه(س) و برادرش امام رضا(ع) عواطف سرشار و محبت زایدالوصفى بود که قلم از ترسیم آن عاجز است .
در یکى از معجزات امام کاظم(ع) که حضرت معصومه نیز نقشى دارد،هنگامى که مرد نصرانى میپرسد: «شما که هستید؟» میفرماید: «انا المعصومه اخت الرضا » « من معصومه، خواهر امام رضا(ع)میباشم.» این تعبیر از محبتسرشار آن حضرت به برادر بزرگوارشامام رضا(ع) و از مباهات او به این خواهر برادرى سرچشمهمیگیرد .
زندگی نامه و کرامات حضرت شاه چراغ
حضرت سید امیر احمد(ع) ملقب به شاه چراغ و سیدالسادات، فرزند بزرگوار امام موسی کاظم علیه السلام است . مادر وی، مشهور به «ام احمد»، مادر بعضی از فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) بوده است . ایشان داناترین، پرهیزگارترین و گرامی ترین زنان در نزد آن حضرت بودند و حضرت اسرار خود را به وی می گفتند و امانتشان را نزد وی به ودیعه می گذاشتند .
سفر به ایران
محبان اهل بیت علیهم السلام، پس از حضور با برکت امام هشتم علیه السلام در خراسان برای زیارت چهره تابناک امامت و ولایت از نقاط مختلف، به سوی ایران حرکت می کنند. حضرت احمد بن موسی(ع) نیز در همین سال ها(۱۹۸-۲۰۳ ه. ق) با جناب سید امیر محمد عابد و سید علاءالدین حسین(برادران ایشان) و جمع زیادی از برادرزادگان و محبان اهل بیت علیهم السلام، به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام از مدینه حرکت می نمایند تا از طریق شیراز به طوس عزیمت کنند. در بین راه نیز عده کثیری از شیعیان به آنان ملحق می شوند .
حاکم شیراز مردی به نام «قتلغ خان» بود. وی با چهل هزار لشکر جرّار، در «خان زنیان» در هشت فرسخی شیراز اردو زد و همین که قافله بنی هاشم رسیدند، پیغام داد که حسب الامر خلیفه، آقایان از همین جا باید برگردید. حضرت سید احمد(س) فرمود: «ما قصدی از این مسافرت نداریم، جز دیدار برادر بزرگوارمان». اما لشکر قتلغ خان راه را بستند و جنگ شدید خونینی شروع شد اما لشکر در اثر فشار و شجاعت بنی هاشم پراکنده شدند .
حضرت احمد بن موسی(س) برای امان از گزند حکومت، به همراه برادر خود مخفیانه به شیراز رهسپار شد. « قتلغ خان» که جاسوسانی را برای شناسایی و دستگیر نمودن سادات که از مناطق خود فرار نموده بودند قرار داده بود، مکان ایشان را بعد از یک سال یافت و او و همراهانش را محاصره نمودند و نبردی بین آنها و ماموران حکومت در گرفت و سید احمد با شهامت و شجاعت هاشمی خود به دفاع از خود و همراهان خود پرداخت و نهایت به شهادت رسید
گوشه ای از زندگانی امام رضا(ع)
نمیدانم چقدر از «مدینه» میدانی. اما امام رضا(ع) «مدینه» را خوب میشناسد. همان جا به دنیا آمده، تقویمها، روز، ماه و سال ولادتش را درست به یاد نمیآورند یا شاید خوب میدانند و اذعان نمیکنند تاریخ هیچ وقت امانتدار خوبی نبوده ولادتش را در سالهای ۱۴۸، ۱۵۱ و ۱۵۳ و در روزهای جمعه نوزدهم رمضان، نیمه ماه رمضان، جمعه دهم رجب و یازدهم ذی القعده عنوان کردهاند. اما قطعیت بیشتر در همان سال ۱۴۸، یعنی سال وفات امام جعفر صادق(ع) است. همانطور که اشخاصی همچون مفید، کلینی، کفعمی، شهید ثانی طبرسی، صدوق، ابن زهره، مسعودی، ابوالفداء، ابن اثیر، ابن حجر، ابن جوزی و کسانی دیگر، سال ۱۴۸ را سال ولادت امام رضا(ع) دانستهاند .
اما لقبها و کنیههایش، همچون واژگانی درخشان در هزارتوی ذهن تاریخ باقی ماندهاند. کنیههایش ابوالحسن (در بین خواص) است و لقبهایش، صابر، زکی، ولی، فاضل، وفی، صدیق، رضی، سراج الله، نورالهدی، قره عین المومنین، کلیده الملحدین، کفو الملک، کافی الخلق، رب السریر و رئاب التدبیر .
و رضا(ع)؛ مشهورترین لقبی است که از گذر این همه سال، ما هنوز امام را با آن نام میشناسیم. شاید خواسته باشی دلیل این لقب را بدانی :
« او از آن روی رضا خوانده شد که در آسمان خوشایند و در زمین مورد خشنودی پیامبران و خدا و امامان پس از او بود. همچنین گفته شده: از آن روی که همگان، خواه مخالفان و خواه همراهان به او خشنود بودند و بالاخره چنین آمده است: از آن روی او را رضا خواندهاند که مامون به او خشنود شد .»
وقتی القاب، نامها و کنیههای مادرش را میخوانی، حس میکنی چیزی در آنهاست، شبیه آنچه در القاب خود امام است: ام البنین، نجمه، سکن، تکتم، خیزران، طاهره، و شقراء
اگرچه به روایتی نام پنج پسر و یک دختر را برای امام رضا(ع) ذکر کردهاند، اما همانطور که علامه مجلسی گفته است: «از جواد به عنوان تنها فرزند او یاد کردهاند.» نامی آشنا برای ما دیگر... میماند سال وفات امام که باز هم ذهن تاریخ ما را بخوبی یاری نمیدهد و احتمال سالهای ۲۰۲، ۲۰۳ و ۲۰۶ ق، در این میان است. اما اکثر علماء همان سال ۲۰۳ را سال وفات دانستهاند . با این حساب عمر حضرت رضا(ع) ۵۵ سال میشود. ۳۵ سالش را در کنار پدرش گذرانده و بیست سال دیگر امامت شیعیان را به عهده داشته است .
آغاز امامت آن حضرت، مصادف میشود با دوره پایانی خلافت هارون عباسی به مدت ده سال .
پنج سال بعد از آن با خلافت امین همزمان است و سرانجام هم دورهای از خلافت مامون در مدت پنج سال و تسلط یافتن او بر قلمرو اسلامی آن روزگاران .
در مدینه
دوران امامت امام رضا(ع) در مدینه از سال ۱۸۳ هجری قمری آغاز شده بود . با توجه به این موارد و جوی که حاکم شده بود، امام رضا(ع) ترجیح میداد امامت خودش را علنی نکند و فقط با عده معدودی از یارانش ارتباط داشته باشد . ولی وقتی بعد از چند سال، حکومت هارون الرشید به خاطر شورشهای مختلف ضعیف میشود، امام رضا(ع) امامت خودش را آشکار میکند و به رفع مشکلات مردم در زمینههای اعتقادی و اجتماعی میپردازد .
با وجود این دلایل، بعضی از منابع به خصوص تذکرههای متاخر، نوشتهاند که امام رضا(ع) همراه با امام جواد(ع) به مکه هم رفتهاند. امام رضا(ع) طواف خانه خدا را انجام میدهد و در پشت مقام ابراهیم(ع) نماز میگزارد.
ورود امام به قم
برخی بر این باورند که امام رضا(ع) در طول این سفر از طریق اراک یا از راه اصفهان، به قم هم وارد شدهاند و به منزل شخصی رفتهاند که این مکان امروز به مدرسه رضویه یا ماموریه شهرت پیدا کرده. اما باید در نظر داشت که مامون گذر امام را از شهرهای محل تجمع شیعیان ممنوع کرده بود. به همین خاطر حضور پیدا کردن امام در قم، سند محکم ندارد و از طرف دیگر منابع تاریخی هم آن را تایید نمیکند . محدث قمی با استناد به نقل سیدبن طاووس مینویسد: «حضرت رضا(ع) بنا به دعوت مامون از مدینه به بصره آمده و با عبور از نزدیکی کوفه از راه بغداد وارد قم گردید .»
ولی نظریه مشهور این است که امام از اصفهان یا نزدیکی آن به سوی طبس و نیشابور عزیمت داشته است. ناصر خسرو هم در سفرنامه خود، راه معروف عراق تا خراسان را که خودش نیز از همان مسیر سفر کرده است ضمن نقشهای که ضمیمه سفرنامهاش است، چنین توصیف میکند :
« این مسیر از بصره آغاز و بعد از گذر از «شاطی عمان»، «ابله»، «عبادان » ، « مهروبان»، «ارجان»، «اصفهان»، «کوه مسکیان»، «نایین»، «ده گرمه»، «رباط زبیده»، «چهارده طبس» به نیشابور منتهی میشود .
ورود امام به نیشابور
همه تاریخنگاران و محدثان ورود امام به نیشابور را تایید کردهاند. شاید بهتر باشد درباره تاریخچه نیشابور کمی صحبت کنیم. نیشابور شهری است که در سال ۲۳ هجری قمری، معاصر خلیفه دوم توسط ارتش اسلام فتح شد. البته بعضی نیز، فتح آن را رخدادی در سال ۳۱ هجری قمری میدانند. نویسنده معجم البلدان مینویسد: «نیشابور شهری بزرگ و دارای فضایل بسیاری است. زیرا این شهر خاستگاه فضلا و مرکز علماست و در میان شهرهایی که من گردش کردهام، چونان نیشابور ندیدهام. نیشابور شهری است که در روزگار قدیم مرکز فرهنگی و علمی بزرگی محسوب میشد و بزرگانی از نقاط مختلف دور و نزدیک در آنجا اقامت داشته و به امور علمی و تحقیقاتی مشغول بودند.
ولایتعهدی امام در خراسان
حضرت رضا (علیه السلام) پس از عبور از نیشابور و چند آبادی دیگر، بالاخره وارد مرو پایتخت مامون شده و مورد استقبال و تکریم او قرار میگیرد. حالا دیگر مامون خود را به اهدافش نزدیکتر احساس میکرد و تصمیم گرفت تا خلافت را به امام پیشنهاد کند و خودش از خلافت به نفع امام کنارهگیری کند. چون حساب میکرد نتیجه از دو حال بیرون نیست. یا امام میپذیرفت و یا نمیپذیرفت و در هر دو حال برای مامون و خلافت عباسیان پیروزی بود. به همین خاطر مامون بعد از استقبال از امام رضا (علیه السلام)، در مجلسی که همه ارکان دولت حضور داشتند، گفت: «همه بدانند من در آل عباس و آل علی هیچ کس را بهتر و صاحب حقتر به امر خلافت از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) ندیدم.» و خلافت را به امام رضا (علیه السلام) پیشنهاد داد.به هر حال، مقام ولایتعهدی به طور رسمی در ماه رمضان سال ۲۰۱ هجری قمری اعلام شد .اباصلت هروی میگوید: مامون ولایتعهدی را به حضرت رضا (علیه السلام) و اگذاشت تا اینکه مردم بگویند: آن حضرت به دنیا روی کرده است و بدین ترتیب آن حضرت از دید مردم بر افتد، ولی چون این کار سبب ازدیاد وجاهت و منزلت امام شد، متکلمان را از شهرها فراخواند تا بلکه یکی از آنان، امام را مغلوب کند.
مامون که عرصه را بر خود تنگ میدید و بروز نارضایتی و تشنج را در میان عباسیان بغداد حس میکرد، تصمیم گرفت که پایتخت را از مرو به بغداد انتقال دهد. مامون برای اینکه در پیش عباسیان و امیران عرب خودش را محبوب کند، « فضل بن سهل» وزیر ایرانی خود را در شهر سرخس کشت و هنگام توقف در طوس، نوبت آن شد که امام رضا (علیه السلام) را نیز از پای در آورد. به همین خاطر مجلسی ترتیب داد و در آن مجلس امام را با زهری کشنده مسموم کرد .
دوستداران امام پیکر ایشان را، به روستای سناباد (مشهد فعلی) منتقل و در جانب قبله گور هارون الرشید به خاک سپردند. مشهور است که امام رضا (علیه السلام) در سال ۲۰۳ هجری قمری، در آخرین روز ماه صفر شهادت یافت .
......................................................................................................................
منابع
علامه مجلسى، بحار الانوار، ۱۱۰ جلد، موسسه الوفاء بیروت - لبنان، ۱۴۰۴ هجرى قمرى
ثقه الاسلام کلینى، الکافی، ۸ جلد، دار الکتب الاسلامیه تهران، ۱۳۶۵ هجرى شمسى
شیخ طوسى، التهذیب، ۱۰ جلد، دار الکتب الاسلامیه تهران، ۱۳۶۵ هجرى شمسى
امین الاسلام فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، یک جلد، دار الکتب الاسلامیه تهران
شیخ مفید، الارشاد، ۲ جلد در یک مجلد، انتشارات کنگره جهانى شیخ مفید قم، ۱۴۱۳ هجرى قمرى
شیخ مفید، المقنعه، یک جلد، انتشارات کنگره جهانى شیخ مفید قم، ۱۴۱۳ هجرى قمرى
قطب الدین راوندى، الدعوات، یک جلد، انتشارات مدرسه امام مهدى (عج) قم، ۱۴۰۷ هجرى قمرى
على بن عیسى اربلى، کشف الغمه، ۲ جلد، چاپ مکتبه بنى هاشمى تبریز، ۱۳۸۱ هجرى قمرى
شیخ صدوق، الامالی، یک جلد، انتشارات کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۲ هجرى شمسی
عماد الدین طبرى، بشاره المصطفى، یک جلد، چاپ کتابخانه حیدریه نجف، ۱۳۸۳ هجرى قمری
شیخ صدوق، ثواب الاعمال، یک جلد، انتشارات شریف رضى قم، ۱۳۶۴ هجرى شمسی
شیخ صدوق، التوحید، یک جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۳۹۸ هجرى قمرى (۱۳۵۷ شمسى)
شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، ۲ جلد در یک مجلد، انتشارات جهان، ۱۳۷۸ هجرى قمر
منابع
علامه مجلسى، بحار الانوار، ۱۱۰ جلد، موسسه الوفاء بیروت - لبنان، ۱۴۰۴ هجرى قمرى
ثقه الاسلام کلینى، الکافی، ۸ جلد، دار الکتب الاسلامیه تهران، ۱۳۶۵ هجرى شمسى
شیخ طوسى، التهذیب، ۱۰ جلد، دار الکتب الاسلامیه تهران، ۱۳۶۵ هجرى شمسى
امین الاسلام فضل بن حسن طبرسى، اعلام الورى، یک جلد، دار الکتب الاسلامیه تهران
شیخ مفید، الارشاد، ۲ جلد در یک مجلد، انتشارات کنگره جهانى شیخ مفید قم، ۱۴۱۳ هجرى قمرى
شیخ مفید، المقنعه، یک جلد، انتشارات کنگره جهانى شیخ مفید قم، ۱۴۱۳ هجرى قمرى
قطب الدین راوندى، الدعوات، یک جلد، انتشارات مدرسه امام مهدى (عج) قم، ۱۴۰۷ هجرى قمرى
على بن عیسى اربلى، کشف الغمه، ۲ جلد، چاپ مکتبه بنى هاشمى تبریز، ۱۳۸۱ هجرى قمرى
شیخ صدوق، الامالی، یک جلد، انتشارات کتابخانه اسلامیه، ۱۳۶۲ هجرى شمسی
عماد الدین طبرى، بشاره المصطفى، یک جلد، چاپ کتابخانه حیدریه نجف، ۱۳۸۳ هجرى قمری
شیخ صدوق، ثواب الاعمال، یک جلد، انتشارات شریف رضى قم، ۱۳۶۴ هجرى شمسی
شیخ صدوق، التوحید، یک جلد، انتشارات جامعه مدرسین قم، ۱۳۹۸ هجرى قمرى (۱۳۵۷ شمسى)
شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، ۲ جلد در یک مجلد، انتشارات جهان، ۱۳۷۸ هجرى قمر