کنکور نمیتواند ملاک سنجش نوآوری و خلاقیت باشد
یکی از منتقدین جدی برگزاری کنکور با شیوه فعلی، دکتر نصرت الله ضرغام رئیس صندوق حمایت از پژوهشگران و فناوران کشور، عضو هیات علمی دانشگاه تهران، پایهگذار واحد علوم پزشکی دانشگاه گیلان و دانشگاه پیام نور و دانشگاه شاهد و رئیس اسبق پردیس بینالمللی کیش دانشگاه تهران است.
با ایشان گفتوگویی انجام دادهایم تا با تجربیات و نظرات ایشان در زمینه نتایج حذف کنکور بیشتز آشنا شویم:
آقای دکتر شما در مسئولیتهایی که داشتید چه در دانشگاه پیام نور و چه الان در دانشگاه پردیس کیش، یکی از دلایل موفقیتتان این بوده که کنکور را در این دانشگاهها کمرنگ کردید. ممکن است در خصوص این رویکردتان قدری توضیح دهید؟
به اعتقاد من، کنکور تمام معیار و ملاک سنجش افراد نیست، کسی که ضریب هوشی بسیار بالایی دارد اگر مقایسه بکنید با کسی که ضریب خلاقیت بالایی دارد، این ۲ را بگذارید کنار هم اگر یک سئوال از هر کدام بکنید، آنکه ضریب هوشی بالایی دارد به سئوال شما یک جواب میدهد اما آنکه ضریب خلاقیت بالایی دارد سئوال شما را چند جواب میدهد و اگر ضریب هوشی و ضریب خلاقیت هر دو باهم باشند نوآوری و خلاقیت فرد به اوج میرسد. پس سازمان سنجش در کنکوری که برگزار میشود نمیتواند تنها ملاک سنجش افراد باشد.
نکته دوم اینکه خداوند به انسانها ۱۰ استعداد داده ، آیا آزمون میتواند این ۱۰ استعداد را ارزیابی و سنجش کند؟ سوم اینکه ببینید در کنکور بسیاری از افرادی که در رشتهای پذیرش میشوند، آن رشته را دوست ندارند و به باور من کسی که رشتهاش را دوست نداشته باشد، احتمال موفقیت تحصیلیاش خیلی بالا نیست. درواقع این فرد فقط میخواهد قبول شود و بالا بیاید.
درحالیکه اگر فرد بهتناسب علاقه و استعدادش بتواند رشتهی تحصیلیاش را انتخاب کند، خروجی دانشگاههای ما بهمراتب متفاوتتر خواهد بود.
در حال حاضر یکی از موفقترین آموزش پرورش دنیا را کشور فنلاند دارد چون واقعاً آموزششان بهتناسب استعداد دانش آموزان است. یعنی میخواهم بگویم که ما بایستی بهنوعی با افزایش دانشمان و نگاهی که به آینده و افقهای دور داریم در کارمان نوآوری داشته باشیم این نوآوری شامل همهی قسمتها است.
من وقتی پذیرفتم که راهاندازی پردیس کیش را انجام بدهم ، هدفم این بود که الگویی نه تنها برای ایران بلکه برای دنیا ارائه بدهم به لحاظ علمی و معرفتی. هرچند که این پروسه زمانبر است و یک سری ضوابط و مقررات دستوپا گیری وجود دارد که بالاخره مانع میشود که شما بتوانید با آن توان و سرعتی که میخواهید، کار را پیش ببرید.
اولین کاری که من کردم یک دستورالعمل و شیوهنامه تدوین کردم برای انتخاب دانشجو و واقعیت این است که سالبهسال میزان کیفیت بچهها بالاتر رفته و من هر جا رفتم همروی کیفیت و هم در رابطه با کادر سازی و هم در رابطه با فرهنگ به معنای عامی که وجود دارد، تاکید داشتم. لذا من دنبال یک دانشگاهی بودم شاداب و بانشاط و واقعاً متکی به یک سری ارزشها، اخلاق مدار، امیدوار که به دانشجویان اعتمادبهنفس میدهد تا اگر این دانشجویان نتوانستهاند پیش از این، استعدادهایشان را پیدا کنند، اینجا این امر برایشان محقق شود و سالبهسال این کیفیت بالاتر رفت منتها موانع و مشکلاتی هم وجود داشت.
نکته دیگر اینکه من رشتههای دانشگاهی را چه در دانشگاه شاهد و چه سایر دانشگاهها کپی نمیکردم. برای بنده اهمیت داشته که زمینهی اشتغال وجود داشته باشد، رشتهای را ایجاد نمیکردم مگر اینکه اطمینان داشتم بههرحال فارغالتحصیل این رشته را جامعه نیاز دارد یعنی بهنوعی میشود گفت که یک نگاه پویا و یک عمل پویا در انتخاب رشتهها، وجود داشت.
بنابراین دانشگاههای ما باید به دنبال رشتههای جدید بهتناسب نیاز جامعه و ضرورتها داشته باشند. اگر نگاه سنتی تغییر نکند فردا برای ۵ میلیون دانشجویی که الان در حال تحصیل هستند، نمیتوانیم شغل ایجاد کنیم بنابراین در اشتغال هم ما باید نوآوری داشته باشیم.
در دانشگاه پیام نور هم ما همین رویکرد را دنبال کردیم. منتها آنجا کیفیت را فدای توسعهی کمیکردیم که وزیر محترم تمام تلاشش را میکند که این را برگرداند در مسیری که رسالت و مسئولیتش بود. در دانشگاه پیام نور پذیرش در آزمون سادهتر بود چون ساده بود افراد بهتناسب علاقهشان رشتهی خود را انتخاب میکردند بنابراین امکان موفقیت بیشتری دارند.
من فکر میکنم که الان با توجه به رشد جمعیت و ظرفیت دانشگاهها که اکنون بسیار بیشتر از قبل شده، مسیر به سمت و سویی است که افراد با توجه به علاقهشان وارد شوند منتها سیاستگذاران و برنامه ریزان هم باید در این زمینه کمکهای موثری داشته باشند و زیرساختها را به لحاظ حقوقی و ضوابط و آییننامهها آماده کنند، شما یقین داشته باشید کسی که به رشتهای علاقه دارد و میرود وارد آن رشته میشود موفقیتش بیشتر است، نوآوریاش بالاتر است.
ببینید ما الان سرمایههای یک شرکت را بیشتر سرمایهی فیزیکی محسوب میکنیم ولی ۷۰ یا ۸۰ درصد سرمایهی شرکتهای بزرگ سرمایهی فکری است، سرمایهی فکری چیست، نیروی انسانی است ، خلاقیت است، نوآوری است، سیاستهاست، برنامههاست، اختراعات است، اینها جزء سرمایههای فکری است که جهان به سمت سرمایههای فکری میرود و الان هم کارآفرینی کشورهای مختلف کاملاً وابسته به داراییهای فکری هست.
این طرحی را که شما در این دانشگاهها اجرا کردید، برای سنجش و پذیرش دانشجو مخصوصا در کیش از چه معیارهایی استفاده کردید برای اینکه بدانید دانشجویی مناسب این رشته هست یا خیر؟
ما بیشترین تمرکزمان روی مصاحبه بود، شما در بعضی از رشتهها اصلاً نمیتوانید بر اساس کنکور انتخاب صحیح انجام دهید، رشتههای هنری هست، حتی رشتههای مدیریتی، یک تیمی نشستند و در یک ساعت، نیم ساعت، یک ربعی که وقت بود در ابعاد مختلف سنجش میکردند که این فرد واقعاً علاقه دارد، توان دارد، گاهی هم آزمون برگزار میکردیم، گاهی هم آزمون برگزار نمیکردیم ولی بیشتر مصاحبه بود، ببینید الان افرادی که خارج از کشور میروند آنجا آزمون نیست، آنجا فعالیتهای علمیشان و سایر فعالیتشان را میفرستند و استاد و گروه مینشیند بررسی میکند و اگر تشخیص داد که او برای آن رشته و موضوعی که در ذهن استاد هست در مقطع ارشد و دکترا البته مناسب و توانمند هست انتخاب میکنند و موفق هم میشود. من فکر میکنم مساله ی کنکور در ایران به مرحلهای رسیده است که نیازمند کار کارشناسی چند دستگاه مختلف است. آموزشوپرورش و آموزش عالی باید در این زمینه همفکری کنند، هماهنگی کنند، مشترک سیاستگذاری کنند، برنامهریزی کنند و فضا را باز کنند، ببینید بعضیها هستند که بیشتر افراد عملی هستند، اینها باید بروند رشتههای مهارتی که، ما دانشگاه علمی کاربردی را داریم، دانشکدهی فنی و حرفهای را داریم و کشور ما به این مهارتها نیاز دارد.
بهنوعی ما باید رویکردمان توجه به تقاضای اجتماعی باشد. تقاضای اجتماعی یعنی مردم علاقهمندند، شغل دارد و... ما نقشهی جامعهی علمی کشور را داریم. اولاً بعد از چند سال باید یک تجدیدنظر راجع به آن بکنیم ، ببینیم که در این مدت چقدر اجرائی شد چقدر اجرائی نشده، چرا اجرایی نشده، آیا اشکال در برنامهریزی است یا اشکال در اجرا است.
پس از تجدیدنظر اساسی این سند بهعنوان، مادر بنیاد ملی علم ایران واقعاً در تدوین برنامهی راهبردی ما اصل و اساس قرار گیرد چون بالاخره این کارهایی که انجام شده باید در کنار هم قرار بگیرند و باهم جمع شوند تا اهداف بالادستی محقق بشود و احکامش عملیاتی و اجرائی شود.
آقای دکتر یک گردش مالی عظیمی در قضیهی کنکور وجود دارد، این موسسات آموزشی کنکور واقعاً هزینههای بالایی دارند، حتی بعضیهایشان مدارسی زدند که شیوهی خاص خودشان را برای تستزنی دارند و حتی این را گسترش دادند به مراحل ابتدایی به بهانهی مدرسهی تیزهوشان، و بچه در دورهی ابتدایی درگیر تست زدن و شیوههای تستزنی و اینهاست، و الان با توجه به اینکه ظرفیت دانشگاهها زیاد شده، تبلیغ میکنند مردم را مشتاق کنند به همان ۱۸ درصدی که کنکور برایش برگزار میشود، یا بیشتر میروند سمت کنکور کارشناسی ارشد، ما چهکار کنیم که با این فرهنگ مقابله کنیم ؟
ببینید اگر بخواهیم کار ریشهای انجام بدهیم، کاری که ما در بنیاد ملی علم ایران شروع کردیم تحت عنوان مردمی کردن و اجتماعی کردن دانش، سطح دانش و آگاهی جامعه باید بالا برود و ما حقیقتش یک بررسی تطبیقی کردیم که در دنیا چگونه عمل میشود و به این مقوله توجه ویژهای در دنیا میشود ، چون وقتی سطح دانش مردم و آگاهی مردم بالا برود ظرفیتهایی که دارند بهتر استفاده میکنند.
ببینید اگر پدر و مادر سطح دانششان نسبت به استعداد خدادادی فرزندشان بالا برود یا به عبارت بهتر پدر و مادرها بدانند چگونه میتوانند استعداد فرزندشان را بشناسند، و یا اینکه اقتصاد خانواده چیست، مدیریت خانواده چیست، سرمایهی انسانی چیست، سرمایهی اجتماعی چیست اگر اینها را یاد بگیرند انتخاب بهتری میکنند و تحت تاثیر بخشهایی که فعالیت اقتصادی بیشتر مدنظرشان هست کار را دنبال کنند، نه اینکه رشتهی پزشکی بخوانند، حتماً رشتهی مهندسی بخوانند.
من انجمن اولیا و مربیان مدرسهای بودم طرف یکی از تخصصهای پزشکی را داشت میگفت من به رشتهی هنر علاقه داشتم ولی پدر و مادرم مرا وادار کردند که من رشتهی پزشکی بروم، هیچگاه احساس رضایت ندارم. ببینید یکی این است که سطح دانش جامعه بالا رود، دوم اینکه واقعاً کارشناسها بنشینند و بررسی بکنند ببینند که واقعاً این کار تجاریای که راه افتاده چقدر به نفع کشور است و چقدر به نفع کشور نیست و صداوسیما بهعنوان رسانهی ملی و شما بهعنوان شورای عالی انقلاب فرهنگی این را تجزیه و تحلیل کنید. من حاضرم در بنیاد ملی علم ایران یک پروژه سفارش بدهم و کل هزینهاش را هم خودم میدهم برای شورای عالی انقلاب فرهنگی کار کنم و بگویم که چقدر به نفع کشور است و چقدر به نفع کشور نیست، حال و آینده، هردو، نه فقط حال.