اگر بر مدار تولید ارزش زندگی می کردیم تحریم شدنی نبودیم
.
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ، سید محمد بهشتی رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ، طی سخنانی در« سی و پنجمین نشست تخصصی توسعه در سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان گیلان ؛امتناع از زمینه »کهن ترین سند درباره ایران را نامه تنسر (موبد موبدان دوران اردشیر بابکان سلسله ساسانی) خطاب به شاه مازندران دانست که در آن درباره ایران و ایرانی ها توضیح داده می شود.
او نامه تنسر را مصداق این مصرع دانست که همه عالم تن است و ایران دل و گفت: در این نامه درباره میانه جهان بودن ایران و سرزمین اعتدال بودن آن توضیح داده می شود.
وی با اشاره به مقایسه ایران با اروپا، هندوستان و حبشه در این نامه گفت: در نامه تنسر ایران بهترین سرزمین های جهان شمرده می شود.
بهشتی سپس به وجود اشتراکات نوشته های حمدالله مستوفی با نامه تنسر اشاره کرد و افزود: از این نامه تا زمان مشروطه همواره بزرگان این سرزمین، ایران را بهترین سرزمین جهان معرفی کرده و تاکید می کردند در ایران همه چیز اعم از کوه ها و کویر و دریا و غیره سرجای خودش است اما بعد از جنگ های ایران و روس ایرانی ها تصور کردند که در این سرزمین هیچ چیز سرجای خودش قرار ندارد.
به گفته وی بتدریج ایران را بدترین سرزمین جهان دانستیم و افسوس خوردیم که چرا ایران قطعه ای از اروپا یا جایی در غرب چین یا حتی جنوب خلیج فارس نیست!
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری دلیل حسرت ایرانی ها را گمان آنها مبنی بر اینکه مشکل ایران و این سرزمین است دانست و افزود: بعد از جنگ های ایران و روس دیگر رویاهایمان با سرزمین مان انطباق ندارد و گویی سرزمین و فرهنگ ما دیگر رکاب نمی دهند و مدام برای شبیه جایی دیگر شدن تلاش های نافرجام می کنیم.
او باشاره به وجود کتاب های بسیاری درباره علل توسعه پیدا نکردن ایران افزود: ما گمان می کنیم به دلیل ایران بودن ایران و ایرانی بودن ایرانی ها، این سرزمین توسعه پیدا نکرده است و در جهت تصحیح غلط ها تلاش های فراوانی شده است تا جایی که هرگاه پول بیشتری داشتیم بیشتر تلاش کردیم.
بهشتی با نگاهی به سال ۱۳۳۵ به بعد که ایران به واسطه درآمدهای نفتی، پول بیشتری به دست آورد، گفت: از این دوران تا کنون مدام تلاش کرده ایم غلط های این سرزمین را گرفته و اصلاح کنیم.
او با اشاره به امتناع از زمینه، آن را به اختلال اتیسم تشبیه کرد و گفت: در این اختلال فرد نمی تواند با محیط ارتباط برقرار کند و ایرانی ها هم در دوره معاصر گویی به بیماری اتیسم مبتلا شده اند.
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ،تحصیلات را در ایران به نوعی مترادف با ابتلا به اتیسم دانست و نظام آموزشی را عامل این ابتلا عنوان کرد.
او در توضیح این مساله، به برف سنگین سال ۱۳۸۳ در شهر رشت اشاره کرد و گفت: دراثر این برف در رشت ۲۷هزار سقف خانه هاخسارت دید هرچند خوشبختانه این خسارت ها، منجر به کشته شدن کسی نشد اما این میزان خسارت بسیار تکان دهنده و حتی بیشتر از زلزله رودبار بود.
وی با اشاره به آیین نامه ۲۸۰۰ (آیین نامه طراحی ساختمان ها) گفت: در این آیین نامه تا ۷۵ سانتیمتر برف پیش بینی شده بود اما در رشت ۱۶۰سانتیمتر برف آمده بود بنابراین این برف آیین نامه ۲۸۰۰ را رعایت نکرده و باعث تخریب شده بود!
او افزود: در دنیا آیین نامه ها به مثابه زمینه بوده و تنظیم می شوند تا بلایای طبیعی خسارتی به همراه نداشته باشند این در حالی است که در ایران معتقدیم بلایای طبیعی از جمله برف باید آیین نامه ها را رعایت کنند.
بهشتی در ادامه به برف سنگین سال ۱۳۵۱ اشاره کرد و گفت: خاطرات مربوط به این برف از تخریب خبر نمی دهند بلکه بیشتر خاطره های شیرینی از انبوه برف و حفر تونل در کوچه ها برای تردد است.
او همچنین به برف مشابهی در سال ۱۳۲۷ اشاره کرد و گفت: به رغم این که در آن زمان آیین نامه ۲۸۰۰ وجود نداشت مصرف فولاد و بتن به اندازه امروز نبود و تا این حد مهندس های تحصیلکرده نداشتیم اما در آن زمان برف باعث تخریب ساختمان ها نشد.
وی با اشاره به مرف بالای کارخانه های فولاد و وجود کارخانه های فولاد بسیاری در استان هایی مانند یزد گفت: اگرچه در این استان ها آب کافی وجود ندارد اما ما به پشتوانه پول، آب را با لوله کشی از کوهرنگ به یزد منتقل می کنیم.
به گته وی ، آب کوهرنگ بیشتر از چند سال دیگر جریان نخواهد داشت و بی آبی باعث تعطیلی کارخانه های فولاد این استان خواهد شد.
بهشتی در ادامه با مطرح کردن این پرسش که چرا کارخانه های فولاد در استانی مانند یزد راه اندازی شده اند؟گفت: بیماری اتیسم باعث تربیت مهندس هایی شده است که گمان می کنند جادوگر هستند و می توانند هر چیزی را به مدد پول و تکنولوژِی تغییر داد.
او گفت:اگر قیمت واقعی و جهانی آب و برقی که برای کاشت و به بار نشستن هندوانه صرف می شود را محاسبه کنیم گاهی شاهد هندوانه هایی باقیمت طلا هستیم که کسی جرات مصرف آن را نخواهد داشت.
بهشتی بیشترین صادرات کشاورزی ایران را آب دانست و با اشاره به کمبود آب در این سرزمین ، علت این مساله را ابتلا به بیماری اتیسم اعلام کرد.
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با بیان اینکه زمان سخن گفتن از توسعه در فهممان نسبت به توسعه ایران را فاقد ارزش می دانیم تصریح کرد : با این رویکرد ارزش هایی که در این سرزمین می شناسیم شامل نفت ، گاز ،مس و تمامی مواد خام هستند .
او گفت : این در حالی است که زمانی خام فروشی را قبیح می شماردیم و حتما باید روی مواد اولیه کاری انجام می دادیم که این کار قیمت و ارزش داشت و هر جایی از این سرزمین که از این قبیل کار ها بیشتر انجام می شد ارزش بیشتری داشت.
بهشتی در ادامه به دست اندر کاران امر توسعه توصیه کرد: کتاب «جزوه دخل و خرج ممالک محروسه پارس در سال ۱۳۰۴قمری »که تفریق بودجه آن سال را نشان می دهند مطالعه کنند.
او گفت : با مطالعه این کتاب تصوری که از دوره قاجار داریم مبنی بر اینکه در آن زمان حساب و کتابی وجود نداشته و حکام به زور باج و خراج می گرفتند و در نهایت پادشاه بخش اعظم آن را صرف عیاشی می کرد تغییر می کند .
وی خاطر نشان ساخت : این کتاب با ذهنیتی که افراد از حساب دخل و خرج زمان قاجار دارند کاملا مغایرت دارد و نشان می دهد که در آن زمان کشور دارای حساب و کتاب روشن بوده است و همه افراد جامعه از پینه دوز و چوپان گرفته تا سرمایه داران مالیات دادن را مانند نفس کشیدن امری بدیهی تلقی می کرده اند .
به گفته بهشتی این جزوه نشان می دهد ؛ هیچ پولی از مردم گرفته نمی شده مگر اینکه بدانند محل خرج آن کجاست و هیچ پروژه ای نبوده که محل دخلش معلوم نباشد و سهم هر ایالت در اداره کشور معلوم بوده است .
او در ادامه با اشاره به میزان تامین درآمد مالیاتی کشور به مقایسه دو استان گیلان و شهر کاشان پرداخت و تصریح کرد : ایالت گیلان و شهر کاشان در زمان قاجار به ترتیب چهار و پنج درصد درآمد مالیاتی کشور را تامین می کردند که این آمار به راحتی نشان می دهد کاشان با وجود شهر بودن در آمد بیشتری از گیلان داشته که مالیات بیشتری پرداخت می کرده است .
وی گفت : کاشان در مقایسه با گیلان که درآن زمان خیلی سر سبز بوده و ابریشم تولید می کرده در آمد بیشتری داشته زیرا که تولید ارزش بیشتری می کرده و صنعت در آن شهر رونق داشته است .
بهشتی این حقیقت را با تصورات امروزه ما متفاوت دانست زیرا که مربوط به زمانی و روزگاری است که ما هنوز دچار بیماری اوتیسم نشده بودیم و با محیط مان ارتباط داشته ایم، آن را می شناختیم و به جا می آوردیم .
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری با اشاره به اینکه تا سال ۱۳۳۵در آمد نفتی آنقدر جدی وارد سیستم اقتصادی ایران نشده بود تصریح کرد : تا قبل از این زمان کشور از محل تولید ارزش اداره می شد.
او در ادامه به اشاره به وجود تعداد زیادی خانه قاجاری در شهر کاشان که نشان دهنده ثروتمند بودن اهالی این شهر بوده است گفت :کاشانی ها با فرآوری ابریشمی که از گیلان می گرفتند و تولید زربفت ، تولید ارزش می کردند.
بهشتی افزود :تمام ایرانی ها نه تنها در گذشته مالیات پرداخت می کردند بلکه هنرشان تولید ارزش بوده و این تنها مختص کاشان نیست بلکه گوشه گوشه ایران تولید ارزش می شده است .
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت : اگر زمانی بگویند نفت تمام شده باید زنگ های خطر به صدا در آِیند زیرا که موجودیت ما از محل فروش مواد خام به ویژه نفت است و در خودمان هیچ ظرفیتی از تولید ارزش نمی بینیم.
او تصریح کرد : این در حالی است که اگر همچنان بر مدار تولید ارزش زندگی می کردیم تحریم شدنی نبودیم .
بهشتی با اشاره به حمله مغول ها در سال ۶۲۱قمری به شهر کاشان و خسارات زیادی که وارد کردند گفت :با این وجود درست دوسال بعد در سال ۶۲۳ کاشانی ها محرابی از کاشی زرین فام ساختند که امروز در موزه برلین به عنوان یک شاهکار نگهداری می شود این به آن معنی است که هنر اهالی کاشان تولید ارزش بوده که مغول ها نتوانسته اند آن را نابود کنند .
او در مثالی دیگر افزود : در حمله مغولها به نیشابور که با خسارات زیادی همراه بود هنر سفالگران نیشابوری دیگر خریداری نداشت از این رو نهایتا از اسپانیا سر در آوردند که از همان به بعد با حضور سفالگران نیشابوری معماری اسپانیا رنگی می شود .
بهشتی هنر ایرانیان را تا پیش از ابتلا به اوتیسم تولید ارزش دانست و افزود : از زمانیکه به این بیماری مبتلا شده ایم دیگر باور نمی کنیم که کار ایرانیان تولید ارزش و کیمیا گری به معنای تبدیل چیزهای بی ارزش به ارزشمند بوده است .
او تصریح کرد : این همان چیزی است که امروزه به آن صنایع خلاقانه دانش محور می گوییم .
وی گفت :امروزه بدون در نظر گرفتن ظرفیت های خودمان دنباله رو جهان شده ایم گاهی به سراغ نانو تکنولوژی می رویم و گاهی سراغ دیگر مسائل و اگر کسی بپرسد چرا این مسیر را طی می کنید پاسخی نداریم و تا زمانیکه همه به دنبال آنند پیگیرش هستیم .
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری تاکید کرد :تا زمانیکه بیماری اوتیسم داریم نمی توانیم رویای توسعه داشته باشیم و حتی بویی از توسعه را استشمام نخواهیم کرد.
به گفته وی برخلاف عقیده برخی فعالان و اهالی صنعت که ۸۰سال کوشیده اند ایران را صنعتی کنند و نه تنها هنوز موفق نشده اند بلکه تنها به این نتیجه رسیده اند که ایران اساسا کشوری صنعتی نبوده در حالی که بر اساس مستندات ایران از ابتدا کشوری صنعتی و اساس زندگی ایرانیان بر پایه صنعت و تجارت بوده است .
وی گفت : برخلاف نظر این عده که معتقند ایرانیان کشاورز و دامپرور بوده اند ، ایران نه آب چندانی داشته و نه مراتع فراوانی که در این دو حوزه فعالیت کند بلکه از دوره هخامنشی تا قاجار دوره های درخشان تمدنی در ایران داشته ایم که از محل صنعت و تجارت شکل گرفته است .
او خاطرنشان ساخت که باور تحصیلکردگان اوتیسمی این است که اساسا کشور ایران اهل صنعت و تجارت نبوده است و این در حالی است که این افراد وجود بازار ها و کارگاه های تولیدات صنعتی را در شهر های کشور نادیده می گیرند و می خواهند حالا ایران را صنعتی کنند .
بهشتی با اشاره به اینکه این بازارها در هیچ جای اروپا وجود نداشته است و طبق گزارش های به جای مانده ایران کشوری صنعتی بوده است افزود: به عنوان نمونه اینکه در زمان فتحلیشاه که چین و هند مستعمره انگلیس بوده اند میزان منسوجات انبارهای کاشان بیش از لندن است .
او با اشاره به مفهوم امتناع از زمینه تصریح کرد :بر اساس شاخص های نظام برنامه ریزی ما با زمینه کار نداریم و نهایتا با زمین کار داریم.
وی با طرح این پرسش که فرق این دو چیست ؟ گفت :همان فرقی که بین روز و روزگار، زمین و سرزمین و ... وجود دارد همان فرقی که بین زمین و زمینه است .
بهشتی در ادامه با طرح بخشی از وصیت نامه شاه شجاع خطاب به فرزندش گفت : شاه شجاع د ر جایی از این وصیت نامه در مورد بم توضیح می دهد و می گوید :اما بم ، دروازه ایران است به هندوستان، بارانداز است ، سه شهر در آنجا است بم بردسیر و سیرجان ، اگر دیدی بم آباد است و بردسیر و سیرجان خراب ، نگران نباش آنها هم آباد می شوند اما اگر دیدی بم خراب است و آن دو آباد نگران باش که آنها هم نابود می شوند .
او با بیان اینکه در نظام برنامه ریزی آدمیزاد به معنی جمعیت است تصریح کرد : شاه شجاع در این وصیتنامه هیچ سخنی از جمعیت به میان نمی آورد زیرا در بم بودن بم ، میزان جمعیت یا خیلی چیزهایی که الان در مقیاس های ما وجود دارد مهم نیست .
حافظ در مدح شیراز می گوید :خوشا شیراز و وضع بی مثالش ... و حرفی از خیابان ها و ... آن نمی زند و تنها به زمینه اشاره دارد نه زمین همان چیزی که مردم را به بازدید از شهر شیراز تشویق می کند.
بهشتی با بیان اینکه در نظام برنامه ریزی ما یک چنین چیزی وجود ندارد زیرا اینها زمین نیستند و زمینه هستند افزود: حداکثر چیزی که ما می دانیم مربوط به زمین و روز است برای همین هم امتناع از تاریخ و فرهنگ داریم و فکر می کنیم که افرادی که سخن از اینها می زنند از هپوروتیات سخن می گویند.
او افزود : جالب است هیچ وقت این پرسش برایمان پیش نمی آید چرا کشورهای توسعه یافته که قبله ما هستند چرا اینقدر به تاریخ ، علوم انسانی و در واقع زمینه اهمیت می دهند و ما که تا این اندازه تمنای توسعه داریم اینقدر از تاریخ پرهیز داریم و حوصله مان از آن سر می رود .
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری اظها رداشت : توسعه روی زمینه بنا می شود و با زمانه سرو کار دارد و به معنی رشد است که معنای عمیقی دارد .
او در ادامه به سفرنامه هایی که از زمان صفویه تا قاجار از سوی اروپاییان نوشته شده اشاره کرد و گفت : در تمامی این سفرنامه ها نکته مشترکی وجود دارد و آن هم تعجب اروپاییان از انتخاب این سرزمین توسط ایرانیان برای زندگی است زیرا که به اعتقاد آنها این سرزمین از نظر منابع زیستی خصوصا آب خیلی سرزمین فقیری است.
بهشتی گفت : همین افراد با ورود به شهر اصفهان نیز از سبز بودن آن شگفت زده شده اند زیرا که در آن زمان در شهر های اروپا تا دوره صفویه یک درخت وجود ندارد و فضاهای سبز امروز از قرن ۱۸به بعد شکل گرفته و نمونه اش بافت قدیم شهر فلورانس است که هیچ درختی ندارد زیرا که اروپاییان تا دوره رنسانس درخت را دشمن زیستگاه های بشری می دانسته اند و حتی کشیش ها به عنوان امری مقدس درختان را قطع می کردند تا بتوانند زیستگاه ، شهر ، مزرعه و ... ایجاد کنند .
وی گفت : درکورنولوژی حیات بشری که در آن گیاهان و جانوران اهلی شده اند ، انسان با سفال و فلز آشنا شده و ... ایران یا اول یا یکی از سه تا بوده است و این سابقه زیست کهن در این سرزمین و عقب بودن هزار ساله اروپا از ایران در عصر آهن نشان می دهد که ایرانیان در انتخاب این سرزمین اشتباه نکرده اند زیرا که اگر اشتباه کرده بودند باید دراین سالها خود را اصلاح می کردند .
بهشتی در ادامه اظهار داشت : مایا کوفسکی شاعر و درامنویس روسی می گوید :اسبی شتری دید و گفت تو عجب اسب بدقواره ای هستی شتر به او گفت تو چه شتر بد قواره ای هستی و تنها خدا می دانست یکی از آنها شتر و دیگری اسب است .
او با اشاره به اینکه ایران محل تلاقی کمربند بیابانی و کوهستانی است و این تقاطع خاصیتی ویژه ای را برای این سرزمین ایجاد کرده تصریح کرد که ایران به لحاظ زمین شناختی سرزمینی داینامیک است در حالیکه اروپا سرزمینی استیبل است .
وی خاطر نشان کرد : تنوع اقلیمی حاصل داینامیک بودن است و باعث شده که در سرزمین ایران آنومالی ها خیلی مهم باشند نه میانگین ها و همواره باید آماده بود .
بهشتی افزود : اینکه در گذشته در جهیزینه هر دختر رشتی یک پارو بوده برای اینکه اگر برفی بارید آماده باشند ، در شهر های کویری خانه ها زیر زمین داشتند برای ذخیره مواد غذایی در مواقع خشکسالی و...نشان می دهد که ما در گذشته برای آنومالی ها آمادگی داشتیم .
او تصریح کرد :انسان ها در سرزمین داینامیک همواره بین دو زلزله ، دو سیل ، دو خشکسالی ، دو آنومالی و ... داری زندگی می کنند در حالیکه در سرزمین استیبل (پایدار )در میانگین ها زندگی می کنند.
رییس پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری گفت : وقتی دچار اتیسم می شوید آنومالی ها تبدیل به حوادث غیر مترقبه می شوند یعنی قرار نیست اتفاق بیفتند در حالیکه در گذشته اینها مترقبه بود و همه آمادگی داشتند با اینها مقابله کنند .
وی با اشاره به داینامیک بودن سرزمین ایران افزود: ما سرزمین بالقوه ای داریم که منابع و موانع زیستی بالقوه اند و هنر زیستن در این سرزمین از قوه به فعل در آوردن است در حالیکه هنر زیستن در اروپا شکار کردن منابع و دفع موانع است.
بهشتی گفت : این دو متفاوت و مصداق شعر مایا کوفسکی اند
او با طرح این پرسش که آیا الگویی که متعلق به یک سرزمین استیبل با موانع و منابع بالفعل است را می توان در یک سرزمین داینامیک با موانع و منابع بالقوه اجرا کرد گفت : هم اکنون به نقطه ای رسیدیم که اکوسیستم شامل طبیعت و فرهنگ به آستانه های تحمل رسیده است .
وی تصریح کرد: داریم در یک دوراهی قرار می گیریم که یا اهل سرزمینمان شویم یا بمیریم ،یعنی امتناع از زمینه نمی توانیم داشته باشیم و امتناع از زمینه ما را به انتخاب سختی وادار می کند که مختص تحصیلکرده ها نیست و همه ملت باید این انتخاب را بکنند .
بهشتی با اشاره به آمار های جهانی گفت :سرزمین ایران نمی تواند دو و نیم برابر مصرف جهانی آب شیرین ، سه برابر میانگین جهانی تولید زباله ، رتبه اول در مصرف سنگ ، رتبه ۱۱در بلند مرتبه سازی و ... را تحمل کند .