کرسی ترویجی با عنوان « روش شناسی تفسیر سیاسی قرآن » در دانشگاه مفید برگزار شد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه مفید، کرسی ترویجی (عرضه و نقد دیدگاه علمی) با عنوان « روش شناسی تفسیر سیاسی قرآن » با همکاری دفتر امور پژوهشی و دانشکده علوم سیاسی با ارائه دکتر یوسف خان محمدی؛ استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه مفید و با حضور ناقدین دکتر سید صادق حقیقت ؛استاد و عضو هیات علمی دانشگاه مفید و دکتر محمد مهدی مجاهدی؛ استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی - علوم و تحقیقات؛ با حضور اساتید و دانشجویان دانشگاه مفید روز سه شنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ در دانشگاه مفید برگزار شد.

دکتر خان محمدی در ابتدای جلسه به اصلی ترین معیار و الگوی انسان مسلمان یعنی قرآن و سنت پیامبر(ص) اشاره نموده و افزودند قرآن و محتوای آن بخش بزرگی از هویت انسان مسلمان امروزین را تشکیل داده و هویت هم سامان بخش رفتار، روابط و تعاملات انسانی است. بنابراین تامل، تدبر و تفکر در قرآن وظیفه تمام مسلمانان محسوب میشود. در عصر حاضر وظیفه متفکران و نو اندیشان دینی خیلی سنگین تر است، واقعیتهای موجود در جهان اسلام بسیار نگران کننده شده است. جنگ و خشونت، ستیزش دائمی، تخریب، تضعیف، تکفیر و همکاری با قدرتهای بزرگ جهت سرکوب یکدیگر از ویژگیهای جامعه امروزی محسوب میشود، با تاسف فرآوان اکثر مسلمانان در توجیه رفتار خشونت آمیز و غیر معقول خود به قرآن استناد میکنند در حالی که قرآن همه را به برادری و تعامل سازنده، تعاون و صلح و دوستی دعوت کرده است. بنابراین برای فهم صحیح از قرآن بر اساس نیازهای امروزین جامعه، نیازمند ابداع روش جدیدای میباشیم. به نظر نویسنده، روشهای موجود امکان طرح سوالات و دغدغهها و حل بحرانهای موجود را ندارد و اصلاح و ابداع روش جدید جهت طرح سوالات بنیادین و روزآمد از قرآن و دریافت پیامهای راهگشاه از قرآن لازم و ضروری مینماید.

عضومحترم دانشکده علوم سیاسی دانشگاه مفید در ادامه روش جدید برای بازفهم قرآن را براساس شاخص های ۹ گانه توجه ویژه به علم تاریخ،پرهیز از اسرائیلیات و احادیث ضعیف،استقلال از مفسران سابق، نفی اجماع، تخصصگرایی،توجه به اهداف و مقاصد قرآن،توجه به واقعیتهای سیاسی اجتماعی،تهیه متون به زبان ساده و عقلگرایی مورد توجه قرار دادند و افزودند:
یکی از نتایج چنین مطالعهای از قرآن و سنت پیامبر مبتنی بر توجه ویژه به علم تاریخ این است که، چون دو ابزار بسیار مهم عقلگرایی و توجه به واقعیتها و مقتضیات امروزین جامعه را در برمیدارد، از قرائتهایی داعشگونه متصلب از متون دینی و مخصوصاً قرآن جلوگیری میکند و مسیری جدید در فهم اعتدالی و مسالمتآمیز از اسلام رحمانی را به جهان نشان میدهد و تحولات اجتماعی را امری طبیعی و تکاملی و فرصتی برای فهم بهتر دین و رساندن پیام آن به تمام بشریت تلقی میکند. بر خلاف تحجرگرایان که پدیدههای نوظهور و جدید را تهدید فرض میکنند و با آن به مبارزه برمیخیزند.
یکی دیگر از شاخص های مهم، شاخصه پرهیز از اسرائیلیات و احادیث ضعیف می باشدکه ارتباط وثیقی با شاخصه اول یعنی توجه به علم تاریخ دارد. در تفسیر قرآن، استفاده از اسرائیلیات و احادیث ضعیف در طول تاریخ تفسیر، رو به فزونی نهاد و با گذر ایام، اکثر تفاسیر مملو از اسرائیلیات گشت و فهم و گرفتن پیام قرآن را برای مخاطبان با مشکل مواجه ساخت. در ذیلِ احادیث ضعیف و اسرائیلیات، ترویج خرافات گسترش یافت و معیارهای عقلانی معطوف به زندگی اجتماعی و فردی ضعیف گردید. متدبران قرآن، با تمایزگذاری بین تاریخ درست از تاریخ نادرست و افسانهها، با ترویج و به کارگیری علم تاریخ در تفسیر قرآن، به پالایش تفاسیر از اسرائیلیات دست زدند و قرآن را معیار درستی و نادرستی احادیث قرار دادند که با مرور زمان قاعده برعکس گردیده بود و احادیث، معیار فهم قرآن محسوب میشد.
همچنین استقلال از مفسران سابق، در مقابل تقلید از بزرگان و صاحبنظران قرآنپژوه گذشته قرار میگیرد و یکی از شاخصههای روششناسی قرآنگرایان محسوب میگردد. مفسران اجتماعی معتقد بودند، باید از گذشتگان جدا شد و به تقلید از آنها پایان داد و در مقابل، به زمان حال انسان مسلمان و جامعه توجه کرد. چون قرآنپژوهان گذشته، به سوالات زمان خود پاسخ دادهاند و تکرار آن سوالات و پاسخها، نیازهای جامعه امروزین را برطرف نمیکند، بلکه به آشفتگیها دامن میزند و جلو ابتکار و نواندیشی را میگیرد و به نوعی تکرار مکررات است و باعث حیران شدن پژوهشگر در دریای بیکران پژوهشهای گذشتگان میشود؛ به این جهت آشکارا و شفاف، گسست از گذشتگان را اعلام کردند.
دکتر خان محمدی در ادامه به یکی دیگر از شاخص های بازفهم قرآن یعنی نفی اجماع اشاره کردند و افزودند اکثر قرآنگرایان در قرآنپژوهی، از اسناد چهارگانه فهم دین (قرآن، سنت، عقل و اجماع)، اجماع را قبول نداشتند؛ چون اجماع علما را با آزاداندیشی در موارد مختلف قابل جمع نمیدانستند. قرآنپژوهی معطوف به معضلات سیاسی اجتماعی است و معمولاً در این عرصه، محافظهکاری و تقیه، بر اجماع علما حاکم است. به این جهت، اجماع در روششناسی این نحله از قرآنپژوهان جایگاهی ندارد و برخیها علاوه بر اعراض عملی از کاربست اجماع، به صورت صریح از ناکارآمدی آن در دینپژوهی صحبت کردهاند:
دکتر خان محمدی در ادامه به یکی دیگر از شاخص های بازفهم قرآن یعنی نفی اجماع اشاره کردند و افزودند اکثر قرآنگرایان در قرآنپژوهی، از اسناد چهارگانه فهم دین (قرآن، سنت، عقل و اجماع)، اجماع را قبول نداشتند؛ چون اجماع علما را با آزاداندیشی در موارد مختلف قابل جمع نمیدانستند. قرآنپژوهی معطوف به معضلات سیاسی اجتماعی است و معمولاً در این عرصه، محافظهکاری و تقیه، بر اجماع علما حاکم است. به این جهت، اجماع در روششناسی این نحله از قرآنپژوهان جایگاهی ندارد و برخیها علاوه بر اعراض عملی از کاربست اجماع، به صورت صریح از ناکارآمدی آن در دینپژوهی صحبت کردهاند:
اما اجماع یا توافق آرا و یا همنظری و همرایی در احکام دینیآرایی که به تصویب اتفاقی حقوقدانان صاحب صلاحیت و بزرگ قرنهای گذشته اسلام رسیده باشد، «قرآن» و «سنت»، اصلهایی ثابتند و هیچ گونه تغییری در آنها امکان ندارد؛ از این رو، مجتهد و متفکر جدید حقوقی، برای آنکه در تلاش اجتهاد خود، آزادی و امکان توسعه و فراخگرایی بیشتری داشته باشد، ناگزیر است در صورت امکان، تنها خود را تا حدی از زیر بار اجماع آرای قاطع و استدلالهای مقبول فقها و مفسران گذشته رهایی بخشد و آن را «تابعی متغیر»، نه «اصلی ثابت» انگارد و حق استنباط، تجدیدنظر، نقد و ارزیابی مجدد را برای نسلهای بعد، دست و پا کند. در غیر این صورت، اجتهاد، اسمی بیمسمی بیش نخواهد بود و فقه اسلامی، جنبه تکاپویی زنده، دینامیک انعطافپذیری، قابلیت تکامل و همسازی با شرایط تازه را از دست خواهد داد و به صورت نظامی بسته، مرده، جامد، راکد، استاتیک، منجمد، کریستالیزه شده، فسیل و سنگواره درخواهد آمد.
عضو محترم هیئت علمی دانشکده علوم سیاسی به شاخصه تخصصگرایی اشاره داشته و افزودند لزوم تخصصگرایی در قرآنپژوهی، یعنی ایجاد یک رشته مستقل از سایر رشتههای علوم اسلامی. در گذشته، با متدهای دیگر علوم از جمله فلسفه، عرفان، فقه و ادبیات، به قرآنپژوهی میپرداختند؛ اما قرآنپژوهان سیاسی که برای فهم قرآن، معتقد به اتخاذ روش از خود قرآن هستند، براین باورند که در مطالعات اسلامی، میتوان از روش اختصاصی قرآن در سایر رشتهها استفاده کرد، ولی در پژوهشهای اسلامی برعکس شده و «فرع» جایگرین «اصل» گردیده است و از متدولوژی دیگر شاخههای علوم اسلامی در قرآنپژوهی استفاده میشود؛ اما از روششناسی اختصاصی قرآن که همان تفسیر قرآن به قرآن است، استفاده جدی نمیشود. لذا یکی از ویژگیهای بسیار مهم قرآنپژوهان اجتماعی، اتخاذ روش اختصاصی از خود قرآن بوده است و مفسر باید ابتدا در علوم قرآنی متخصص و ماهر باشد و رشته تفسیر باید مستقل از سایر رشتههای علوم اسلامی، بلکه مرجع تکیهگاه سایر رشتهها باشد و متدولوژی آن مختص قرآن باشد.
یکی دیگر از شاخص ها: توجه ویژه به اهداف و مقاصد و تجزیه تحلیل اصول و فروع محتوایی قرآن، پدیده جدیدی به شمار میآید که در دنیای معاصر شکل گرفته و تاثیر شگرفی در مخاطبان قرآن داشته است. قرآنپژوهان سیاسی و اجتماعی، معتقدند آیات قرآن از حیث محتوایی، به دو مقوله مجزا قابل تقسیم هستند: «اصول» و «فروع»؛ اصول، جوهره قرآن و حاوی اهداف اساسی وحی و رسالت پیامبر است. هدف اساسی قرآن آن است که مردم خدای یگانه را بپرستند و دستورالعملی جامع برای سلوک رفتاری (شریعت) داشته باشند. سایر بخشهای قرآن همچون: داستان پیامبران، ترغیب و تشویقها، وعده پاداش به نیکوکاران و وعید مجازات به بدکاران و جز اینها، فقط دستاویز و وسایل یاریبخش برای تقویت اصول و اهداف قران است. از فواید دیگر «مقاصد شریعت»، توانمند سازی در پاسخ گویی به نیازهای امروزین بشر است، نظریه پردازان این عرصه بر این باور هستند که هدف خداوند سبحان از فرستادن پیامبران و شرایع آسمانی تحقق بخشیدن به منافع ضروری بندگان میباشد این منافع ضروری عبارتند از؛ حق حیات، حق عقل، حق دین، حق نسل و حق مالکیت، با سپری شدن غفلت اسلام گرایان از تحقق بخشیدن به این حقوق مبنایی از دهه هشتاد و پس از آن با به کار بستن سازوکارهای « مقاصد الشریعه » توانستند به این نتیجه برسند که حقوق بشر در اسلام تنها یک حق نیست، بلکه ضرورت و تکلیف هم هست. با چنین رویکردی به نظر میآید در روندهای منطقهای و جهانی که به روی این حقیقت گشوده شده فرصتها و ظرفیتها نیز از پی آن آمده و مکانیسمی را برای جنبشهای اسلامی و به طورکلی برای اندیشه اسلامی جهت استمرار و آمادگی رویایی با مشکلات و چالشها را فراهم ساخته است.
از دیگر شاخصههای بسیار مهم روششناسی قرآنگرایان، توجه به واقعیتهای سیاسی اجتماعی و مشکلات جامعه و صورتبندی آنها و عرضه آن به محضر قرآن کریم و پاسخخواهی از آن و نشان دادن مسیر جدید برای اصلاح جامعه است که شهید صدر از آن به تفسیر موضوعی قرآن تعبیر مینمایند. فهم درست مشکلات جامعه و اولویتبندی و صورتبندی آن، به تجربه، علم، فهم و شمّ اجتماعی نیاز دارد که از هر کسی ساخته نیست و مهارت ویژه میخواهد. قرآنپژوه باید در عرصههای جامعهشناسی، علوم سیاسی و علوم قرآنی مهارت داشته باشد تا بتوانند بین معضلات جامعه و قرآن تعامل ایجاد کند. در ایران معاصر، متفکرانی از جمله علامه طباطبایی، مطهری، طالقانی، سیدابوالفضل زنجانی، امام موسی صدر و عبدالکریم موسوی اردبیلی، در مصر محمد عبده و شیخ شلتوت، در لبنان محمدجواد مغنیه، محمدمهدی شمسالدین، علامه فضلالله و در تونس ابنعاشور، به چنین توفیقی نایل شدهاند. اکثر شاخصههایی که اشاره گردید، با این شاخصه به ثمر میرسند و نتایجی را برای راهبرد جامعه فراهم میسازند و ایجاد تعامل بین قرآن و جامعه، با این شاخصه تحقق مییابد و از ضروریات زندگی انسان مسلمان محسوب میگردد.
ایشان در بیان دیگر شاخص های موثر در باز فهم قرآن، به شاخص تهیه متون به زبان ساده اشاره کردند و افزودند سادهنویسی، از ویژگی روششناسانه قرآنگرایان است. مفسران سیاسی، تدبرات و نتایج قرآنپژوهی خود را به زبان ساده برای توده مردم مینوشتند؛ زیرا معتقد بودند قرآن برای هدایت همه افراد نازل شده و برای همگان قابل فهم است. لذا قرآنپژوهانی از جمله طالقانی، تدبرات قرآنی خویش را به زبان فارسی نوشتند که به نوعی هنجارشکنی در حوزه محسوب میشود؛ چون طبق سنت حوزوی، معمولاً علما آثار خویش را به عربی مینوشتند.
عقلگرایی شاخصه مهم دیگری است که در روششناسی قرآنگرایان، اساس قرآنپژوهی قرار گرفت. این شاخصه، با تفسیر فلسفی قرآن متفاوت است که در سنت تفسیری در جهان اسلام یکی از رویکردها محسوب میشود. عقلگرایی در تعامل با نگاه علمی به تاریخ، و مبارزه با تقلیدگرایی و نفی اجماع و توجه به اهداف و مقاصد قرآن معنا مییابد. در عقلگرایی، توجه به واقعیتها و معضلات و نیازهای امروزین انسان معاصر و عرفهای جاری در زندگی بشر اهمیت دارد و چگونگی عرضه این مسائل به قرآن و سنت و نشان دادن یک زندگی مطلوب و متعالی برای مسلمانان و کل بشر، هدف است که با عقل و وجدان بشر سازگار باشد و توانایی پالایش اوهام و خرافات را از جامعه اسلامی داشته باشد.
دکتر خان محمدی در بخش پایانی ارائه خود افزودند برای رسیدن به فهم جدید و روزآمد از قرآن، به روش جدید نیاز است. تا زمانیکه روش تغییر نکند، فهم جدیداز متون دینی شکل نمیگیرد. متفکران و قرآنپژوهان در جامعه اسلامی، برای مقابله با مارکسیسم و لیبرالیسم غربی از یک سو و مبارزه با استبداد و گسترش اوهام و خرافات از سوی دیگر، «راه سوم» را با بازگشت به قرآن مطرح کردند و با تغییر روشهای سنتی دینیپژوهی، روش جدیدی در قرآنپژوهی طراحی کردند که به شاخصهها و ویژگیهای نهگانه آن پرداخته شد. این روش جدید قرآنپژوهی، به شکلگیری یک سبک فکری در جامعه اسلامی از جمله در ایران انجامید. ثمره عملی آن، تساهل، مدارا، رافت اسلامی، افزایش سرمایه اجتماعی و استفاده از فرآوردههای عقل بشری در مدیریت جامعه است و در عرصه سیاست خارجی هم بر صلح و همزیستی مسالمتآمیز تاکید دارد. حکومت در جامعه ایران اسلامی است و قرآن، مهمترین منبع برای سعادت و تعالی انسان مسلمان به شمار میآید و توسعه همهجانبه جز با تفسیرهای عقلانی و معتدل اتفاق نمیافتد. باید روشهای قرآنپژوهی، با توجه به نیازهای امروزین نقد و اصلاح شود و توسعه یابد.
در ادامه کرسی علمی ترویجی « روش شناسی تفسیر سیاسی قرآن » هر یک از ناقدین محترم دکتر محمد مهدی مجاهدی و دکتر سید صادق حقیقت به بیان مهمترین نکات مرتبط با موضوع کرسی پرداختند. دکتر مجاهدی به عنوان ناقد اول مشخص نبودن توصیفی یا تجویزی بودن بحث، عدم پرداخت به مباحث مرتبط با علوم تفسیری مدرن، معلوم نبودن توجیهات قرآنی جنبشهای سیاسی، دامنه تفسیری فقه المقاصد(تفسیر در دایره فقه، مستقل یا فراتر از آن)، عدم نقد استنباط تکفیر و جهاد از کلمه « لااله الاالله» توسط سید قطب، شامل تفسیر شدن خود قرآن و روایات ، عدم امکان در کنارگذاشتن چیزی که با قرآن تناقض دارد و برقراری رابطه سمانتیک و زبان شناسانه بین دوره قدیم و جدید را از مهمترین نکات مرتبط با روش شناسی تفسیر سیاسی قرآن دانستند. در ادامه دکتر سیدصادق حقیقت در نقد روش شناسی تفسیرسیاسی قرآن به نکاتی نظیر عنوان کلی تر از قرآن گرایان است، بین روش به عنوان دانش درجه اول و دوم خلط شده و منهج تفسیری درجه اول است، نه درجه دوم. هیوز برای فهم اندیشه است، نه برای اندیشیدن، شاخص های ۹ گانه مطرح شده بین طبیعت گرایان (همانند طنطاوی) و مفسران سیاسی و اجتماعی (مثل خرقانی و زنجانی) مشترک نیست،برای گروه اول، تجربه مهم است و برای گروه دوم، عقلانیت، «ساده نویسی» شیوه بیان است و در ردیف هشت مورد دیگر قرار نمی گیرد، اجماع نزد فقها هم حجت نیست (منقوله لیس بحجه و محصله لایحصل) و شاخص های ۹ گانه مطرح شده جامع نبوده و مواردی مثل توجه به تجدد و علوم تفسیری نوین همانند هرمنوتیک را میتوان اضافه کرد، اشاره نمودند.