عمومی | دانشگاه یزد

گزارشی از برگزاری نشست روز ملی خلیج فارس در دانشگاه یزد

به گزارش دریافتی از گزوه تاریخ دانشگاه یزد، دکتر مریم خسروآبادی عضو هیئت علمی گروه تاریخ دانشگاه یزد با اشاره به بحث «خلیج فارس، پیشینه تاریخی و  هویت ملی» در اهمیت علم تاریخ، اذعان کرد: برخی تاریخ را به نسبت سایر علوم و به طور مثال جامعه شناسی که با جمع‌آوری و سنجش داده‌ها به ناهنجاری‌ها در اجتماع می‌پردازد علمی غیر کاربردی و مربوط به زمان گذشته می‌دانند  در حالیکه این برداشت نادرست است.
وی افزود: یقینا توریست‌ها و گردشگرانی که راهی ایران می‌شوند و یک راست به سراغ اصفهان و شیراز و یزد می‌روند این تاریخ است که آنها را به این شهرها کشانده است. همچنین در معنا و کاربردی گسترده‌تر می‌تواند مانع جنگ، مانع تنش در روابط سیاسی دولت‌ها و مانع نژاد پرستی و یا بالعکس باشد.
وی با بیان اینکه ما با دو نوع تاریخ مواجه هستیم که می توان از آنها تحت عنوان تاریخ یک و تاریخ دو یاد کرد افزود: تاریخ یک یعنی خود تاریخ یا حوادث و تاریخ دو یعنی تاریخ نگاری. تطبیق این دو با هم علم تاریخ را می‌سازد. وی عنوان کرد: تاریخ یک، تاریخ حقیقی و تاریخ دو می‌تواند جعل شود، اگر دفاعی از تاریخ یک نشود تاریخ دو می‌تواند گسترش یابد، این در حالی است که تاریخ دو باید در خدمت تاریخ یک باشد. زمانی که این دو تطبیق یابند با علم تاریخ مواجه هستیم. هجوم تاریخ دو به تاریخ یک را در مساله خلیج فارس می‌توان مشاهده کرد.

وی یادآور شد: تاریخ همیشه از گذشته شروع می‌شود و به زمان حال می‌رسد کاری که کشورهای عربی انجام داده‌اند تاریخ از حال به گذشته تزریق شده است و این جریانی بر عکس و نوعی جعل تاریخی است. رودی که از کوه سرچشمه گرفته است شاید در مسیر حرکت، شاخه‌هایی به آن بپیوندد اما شما نمی‌توانید آن را قلب کنید و جریان آب را برعکس کنید.
دکتر خسروآبادی اظهار کرد: اگر امروز گفته می‌شود خلیج عربی و کسی مقاومت نکند و بی‌تفاوت باشد بتدریج تاریخ دو یا جعل تاریخ باعث فراموشی واقعیات و داده‌های تاریخ می‌شود و در نهایت تاریخ دو به سمت گسترش بیشتر پیش میرود چنانکه دیری نخواهد گذشت که بعدها ادعای مناطق عرب نشین مانند خوزستان هم بشود. همه چیز از گفتمان شروع می‌شود، گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک. از کردار به گفتار نمی‌رسند بلکه از گفتار و پندار به کردار می‌رسند.
وی با اشاره به مولفه‌های هویت ملی هر کشوری که شامل زبان، دین، خاک(جغرافیا) و تاریخ یا (حافظه جمعی مشترک) است گفت: هنگامی که حافظ شیرازی از شیراز یاد می‌کند یعنی تعلق خاطری به این سرزمین دارد؛ این هویت و یا احساس تعلق وطنی، معمولاً هنگامی که با دیگری برخورد کند خود را به نحو بارزی نشان می‌دهد.
عضو هیات علمی گروه تاریخ ادامه داد: شاهنامه فردوسی زمانی آفریده شد که هویت ما با اعراب برخورد کرد و ما مجبور شدیم خود را بازشناسایی کنیم. به طور مثال خلیج فارس با آن دیگری برخورد کرده است؛ جغرافیا بخشی از هویت و تاریخ نیز بخش دیگر این هویت است که این هر دو در نقطه‌ای از ایران به هم می‌رسند.
خلیج فارس تکه‌ای از جغرافیای این کشور است
به گفته دکتر خسروآبادی خلیج فارس تکه‌ای از جغرافیای این کشور و به عنوان جغرافیا، عنصری از هویت ملی ماست و با توجه به اینکه هر نقطه جغرافیایی سرگذشت تاریخی فراوانی دارد، سرگذشت تاریخی ما یعنی هویت ما را شکل می‌دهد. پس در این مورد، بحث خلیج فارس بخشی از هویت ما را شکل داده است.
وی در ادامه سخنان خود گفت: در قدیم می‌گفتند که خلیج فارس جزء دریای پارس است. دریای پارس شامل خلیج فارس و دریای عمان از هرمز تا چابهار می‌شده است. نام خلیج پارس برگرفته از سرزمینی است که به مدت ۲ تا ۳ هزار سال مرکز یک دولت و تمدن بزرگ بوده است. یعنی تمدن پارس.

دکتر خسروآبادی با اشاره به اینکه قدیمی‌ترین اسناد تاریخی که از عنوان دریای پارس استفاده کرده‌اند گفت: جغرافیدانان یونانی و رومی، قبل و بعد از میلاد از جمله نئارخوس، سردار اسکندر مقدونی در ۳۲۶ق.م، اراتوستن و استرابو، کنت کورث مورخ گه از این آبراه با عنوان "آبگیرپارس" یاد کرده است. پریپلوس اریتره در قرن دوم م در راهنمای دریایی خود نوشته است: "از دهانه خلیج فارس پس از یک سفر شش روزه به مرکز تجاری دیگری می‌رسیم که متعلق به ایران است و آنجا را عمان می‌نامند". نقشه برداران مشهور اروپایی از قرن پانزدهم به بعد نیز به نام خلیج فارس یا دریای پارس اشاره داشته‌اند.
وی افزود: همچنین بقایای قصر کورش هخامنشی در نزدیکی برازجان(تا اوکه در نوشته‌های یونانی و تموکن در الواح گلی تخت جمشید؛ آرامگاههای اولیه هخامنشی در نواحی پس‌کرانه‌ای خلیج فارس؛ کشف مرواریدهای غلطانی که نشان می‌دهد ساحل نشینان خلیج فارس به رسم هدیه به دربار تقدیم می‌کردند در محل پاسارگاد؛ حفر کانال سوئز در سال ۴۹۷ ق.م ازسوی داریوش و انتقال کالاها از بنادر پایین دست خلیج فارس که نشان می‌دهد دو سوی شمال و جنوب خلیج فارس در تملک ایران بوده است؛ نوشته‌های آمین مارسلین(مورخ یونانی سده چهارم میلادی) و موسی خورنی (مورخ ارمنی قرن پنجم میلادی) مولف شهرستانهای ایران،که مُکران(میانه کرمان و سیستان)،  هَجَر(بحرین)، پنیت اردشیر(ساحل قطیف و احساء) و مَزون(ایرانیان به مردم عمان ملاحان می گفتند چرا که اردشیر ساسانی مردم آنجا را به ملاحی واداشت) را در شمار استان‌های متعلق به ایران خوانده است؛ آثار قلعه‌های ساسانی در قُلِهات و صُحار از آبادی‌های مهم دوره  ساسانی همگی به تعلق این سرزمین‌ها به جغرافیای ایران اشاره می‌کنند.
وی دربخش دیگری از سخنان خود اظهار کرد: پس از فتح ایران از سوی اعراب نیز بنادر مهم ابله، بصره، سیراف، جده، قلهات و صحار و عدن عمدتاً ایرانی و ایرانیان بر تجارت و فرهنگ دریایی خلیج فارس و دریای سرخ و آسیای جنوب شرقی تسلط داشتند. چنانکه به نوشته مقدسی جغرافی نویس سده چهارم هجری، در شهر جده کاخ‌های شگفت انگیز داشتند و به عنوان طبقه فرمانروا در کرانه‌های دریای سرخ حاکم بوده بیشتر کشتی سازان و دریانوردان ایرانی بودند و در صحار و عدن، زبان فارسی رواج بسیار داشت چنانکه مقدسی می‌نویسد: «نبینی که بیشتر مردم این دریا را تا مرزهای یمن دریای فارس نامند و بیشتر کشتی سازان و دریانوردان ایرانی هستند». در المسالک و الممالک ابن خردادبه جغرافی‌نویس سده سوم هجری و نیز قدامه بن جعفر از دبیران و منشیان عصر عباسی در الخراج از عنوان بحر الفارسی استفاده کرده‌اند.

ژئوپلیتیک خلیج فارس با تاکید بر اختلافات سرزمینی ایران و امارات متحده عربی بر سر جزایر سه گانه
در ادامه این نشست دکتر احسان لشکری عضو هیات علمی گروه جغرافیا دانشگاه یزد پیرامون «ژئوپلیتیک خلیج فارس با تاکید بر اختلافات سرزمینی ایران و امارات متحده عربی بر سر جزایر سه گانه» در جمع دانشجویان تاریخ و جغرافیا، اختلاف بر سر کنترل و مالکیت سرزمین را  از مهمترین عوامل مناقشات و جنگ‌ها در خاورمیانه بیان کرد.
وی افزود: از جمله این منازعات، مناقشه اعراب - اسرائیل که بعد از جنگ جهانی دوم بر ژئوپلتیک خاورمیانه سایه افکنده و نیز  اختلاف امارات متحده عربی و ایران بر سر جزایر سه گانه (ابوموسی، تنب کوچک و تنب بزرگ)؛ است. جزیره تنب بزرگ در ۳۱ کیلومتری جنوب غرب جزیره قشم، در بخش شمالی خط منصف خلیج فارس واقع شده است. تنب کوچک در فاصله ۱۲ کیلومتری غرب تنب بزرگ واقع گردیده است. ابوموسی در ۵۰ کیلومتری شرق جزیره سیری واقع شده و اندکی از خط میانی خلیج فارس پایین‌تر است.
وی تصریح کرد: در دهه ۱۸۲۰ میلادی و در میانه جنگ‌های ایران و روسیه، نیروی دریایی بریتانیا به بهانه مبارزه با دزدان دریایی، سرکوب برده داری و جلوگیری از نفوذ ژئوپلیتیک روسیه؛ با قبایل موجود در جنوب خلیج فارس قرارداد تحت الحمایگی امضاء نمود. در این زمان ایران بدلیل نداشتن نیروی دریایی مستحکم قادر نبود که در منطقه خلیج فارس حاکمیت خود را حفظ نماید. بتدریج شیوخ مناطق جنوبی خلیج فارس قراردادهایی را با بریتانیا منعقد نمودند و این مسئله مقدمه تحت الحمایگی این مناطق نزد بریتانیا را فراهم نمود. یکی از مهمترین این قبایل شیوخ قاسمی بود که همواره به دنبال کنترل جنوب خلیج فارس و جزایر این منطقه بودند و حتی در برهه‌ای طی توافق با بریتانیا الحاق بندر لنگه به تابعیت این شیوخ نیز شکل گرفت که با اعتراض و ممانعت حکومت ایران در زمان قاجار روبرو گردید.
وی با اشاره به اینکه قشم اولین جزیره ایرانی در خلیج فارس بود که مورد تعرض بریتانیا قرار گرفت گفت: بریتانیا برای سرکوب راهزنی دریایی مجموعه ای از نیروهای خود را بدون نظر دولت ایران در جزیره قشم مستقر نمود. از منظر سیاست ژئوپلیتیک بریتانیا با اتحاد ایران با روسیه می بایست حاکمیت آنها بر جزایر خلیج فارس حفظ شده و حتی المقدور از نفوذ روسیه در سیستان جلوگیری شود.
به گفته دکتر لشکری برای رویارویی با چنین تحولی، بریتانیا تصمیم گرفت جزایر ایرانی تنگه هرمز را به اشغال خود درآوردند. در این زمان اقتدار حکومت مرکزی در ضعیف ترین وضع ممکن قرار داشت. ایران درآمد گمرکات جنوب را بعنوان وثیقه وام بریتانیا که برای سفر اروپایی مظفرالدین شاه هزینه شد؛ قرار داده بود. این مساله دستاویز بیشتری برای مداخله در امور بنادر و جزایر ایران در آستانه سده بیستم به بریتانیا داده بود.

وی تصریح کرد: آنان چندین جزیره را در کنترل مستقیم گرفتند و تعدادی دیگر را در حاکمیت شیوخ قاسمی مسندم قرار دادند. پس از این اقدام بریتانیا همواره ادعای کنترل شیوخ بر جنوب خلیج فارس و جزایر سه گانه را طرح کرد حتی در اسناد رسمی و جزایر تنب و ابوموسی را در سال ۱۹۰۳ میلادی تحت حاکمیت خاندان قواسم شارجه قلمداد نمود.
وی ادامه داد: در دوره رضاشاه با توجه به عدم تثبیت مالکیت ایران به جزایر سیری و قشم این پیشنهاد مطرح گردیده بود که ایران از دعاوی خود نسبت به بحرین و تنب و ابوموسی چشم پوشی نماید؛ لیکن بریتانیا حاکمیت ایران بر سیری و قشم را بپذیرد که با تثبیت مالکیت ایران در دهه ۱۳۳۰ و ۱۳۴۰ شمسی به این دو جزیره؛ این پیشنهاد از طرف ایران منتفی گردید. دکتر لشکری با اشاره به مطالعه تاریخی تحولات گفت: این مطالعات آشکارا نشان می‌دهد که ایران حل قضیه جزایر سه گانه را شرط شناسایی استقلال کشور امارات که در آن هنگام قرار بود بحرین را نیز در برداشته باشد تعیین نمود و خواهان و شناسایی حقوق خود در جزایر تنب و ابوموسی و تجدید حیات حاکمیت ایران بر آنها گردید و حتی تهدید کرد در صورت لزوم از نیروی نظامی جهت باز پس گیری جزایر استفاده خواهد کرد.
به گفته وی اعلام ایران مبنی بر اینکه از به رسمیت شناختن فدراسیونی از امارات متحده عربی که در برگیرنده سرزمینهای متعلق به ایران باشد خودداری خواهد کرد؛ کار تشکیل فدراسیون را شدیدآ پیچیده ساخت. سرانجام قرار دادی میان ایران و امارات امضاء شد که به موجب آن حاکمیت ایران بر جزایر تنب کوچک و بزرگ و حاکمیت مشترک دو کشور بر جزیره ابوموسی به رسمیت شناخته شد. این در حالی است که از مجموع ۳۲۰کیلومتر مرز میان ایران و امارات متحده عربی فقط ۷۲ کیلومتر با توافق طرفین در سال ۱۳۵۳ تعیین شده که از پنج نقطه می گذرد و محدوده مرزی باقی مانده به علت اختلاف بر سر جزایر ابوموسی و تنب بزرگ و کوچک هنوز بلاتکلیف باقی مانده است.
وی یادآرو شد: ابوموسی در فاصله ۶۹ کیلومتری از سواحل ایران و ۵۶ کیلومتری از سواحل شارجه قرار دارد. در حال حاضر جمعیت عرب نشین جزیره ابوموسی در جنوب این جزیره؛ ساکن است که با کمک نوار های فلزی از قسمت ایرانی نشین جزیره مجزا گردیده است . ضمن اینکه در شرق این جزیره نیز سه حلقه چاه نفت وجود دارد که پس از استقلال امارات مقرر گردید که درآمد آن به گونه‌ای میان ایران و شارجه تقسیم گردد.
دکتر لشکری همچنین به برخی از ادعاهای امارات نسبت به جزایر اشاره کرد و گفت: یکی از مهم ترین ادعاهای امارات، بحث اولویت در اشغال است. آنان معتقدند که تا پیش از برافراشتن پرچم امارات در جزایر در سال ۱۹۰۴، از سوی هیچ حکومتی به اشغال درنیامده بود. این در حالی است که شارجه در آن هنگام دولت یا حکومتی در خلیج فارس شمرده نمی شد و صرفاً دارای یک زندگی عشیره ای و قبیله ای بوده است. در حالی که پیشگامی در اشغال مربوط به کشورهای دارای ابعاد حاکمیتی و سرزمین مستقل است.
عضو هیات علمی گروه جغرافیا همچنین موقعیت ارتباطی و مهم جزایر را که به دلیل عمق زیاد نسبت به سایر قسمت های خلیج فارس اهمیت دارند عامل توجه اعراب به این منطقه عنوان کرد.

وی همچنین عکس زیر را سندی تاریخی بر اعمال حاکمیت ایران در این منطقه دانست.

محمدامین اسکندری دبیر انجمن علمی تاریخ نیز در این نشست گفت: چند دهه ای هست که ما با مسئله تحریف نام خلیج فارس روبه رو شده ایم که لازم است اهمیت و آگاهی مان رو نسبت به تاریخ این مرزوبوم افزایش دهیم چراکه همین خلیج فارس از اولین تمدن های جهان با عنوان خلیج پارس شناخته شده است.
وی افزود:برگزاری نشست ها ، نمایشگاه ها و یا همایش ها در این زمینه کار ارزشمندی است ولی مشکل اصلی حقوقی است که در فضای بین المللی کشور ما را درگیر کرده است و می‌طلبد برای حفظ نام خلیج فارس و دیگر میراث فرهنگی مان که نوبت به نوبت به نام کشور های همسایه ثبت میشود در روابط بین الملل فعالیت موثرتری داشته باشیم.

برپایی نمایشگاهی از اسناد معتبر تاریخی نام خلیج فارس از سوی انجمن علمی دانشجویی تاریخ در ساختمان عدل از جمله برنامه روز ملی خلیج فارس بود.