نشست علمی «نقش نخبگان در مسایل اجتماعی از منظر امیرالمومنین(ع) با تاکید بر نخبگان علمی» در دانشگاه مفید برگزار شد.
به گزاش روابط عمومی دانشگاه مفید نشست علمی با عنوان« نقش نخبگان در مسایل اجتماعی از منظر امیرالمومنین با تاکید بر نخبگان علمی» با سخنرانی دکتر عبدالرحمان حسنی فر (عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی) روز سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۶ در دانشگاه مفید برگزار شد.
این نشست علمی بر اساس تفاهم نامه مشترک بین دانشگاه مفید و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی مبنی بر برگزاری سلسله نشست ها به صورت ماهیانه در حوزه امیرالمونین (ع) و نهج البلاغه، در دانشگاه مفید برگزار شد.
این نشست علمی بر اساس تفاهم نامه مشترک بین دانشگاه مفید و پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی مبنی بر برگزاری سلسله نشست ها به صورت ماهیانه در حوزه امیرالمونین (ع) و نهج البلاغه، در دانشگاه مفید برگزار شد.
در این نشست که با حضور دکتر جنیدی (رئیس مرکز تحقیقات امام علی (ع)) و سرکار خانم مختاری (عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انساینی و مطالعات فرهنگی) برگزار گردید، دکتر حسنی فر طی سخنرانی به موضوع نقش نخبگان در مسایل اجتماعی از منظر امام علی (ع) پرداختند.
دکتر حسنی فر اذعان داشت: مواجه با متونی مثل نهج البلاغه و متون قرآنی و حتی میراث اندیشه ای کارساده ای نیست و ما می توانیم گزاره هایی را از این متون استخراج کرده و مبنای کار قرار دهیم و یا استنباط هایی را از این متون داشته باشیم. لذا این متون از پیچیدگی خاص برخوردارند که فهم زمانه می تواند در پرورش این متون و گزاره ها تاثیر گذار باشد.
ما روز به روز متوجه می شویم که جوامع پیچیده می شوند و این بحث یکی از مباحث جوامع امروزی است. با افزایش جمعیت و افزایش ارتباطات و تعاملاتی که که در عرصه اجتماعی و منطقه ای و بین المللی صورت می گیرد، مشخصه ای را می توانیم پیدا کنیم و آن ویژگی پیچیدگی است.
طبعا آنچه جامعه امروز به آن رسیده تاثیرگذاری علم است. آنچه باعث شده پیچیدگی ها ساده شوند و به یک معنا حل شوند اثرگذاری علم است. طبعا علم بر دوش عالمان است. امروزه این یک اصل شده که اهل علم باید در امور سیاسی و اجتماعی دخالت کنند اما در جامعه ما نقش اجتماعی علم پررنگ نیست. این یک دغدغه است و باید ببینیم چطور می توانیم این را تقویت کنیم. شاید منابع فکری و دینی ما به گونه ای ترغیب کند که در این زمینه قدمی برداریم و حس مسولیت اجتماعی ما تقویت شود. البته فهم عمومی کم کم به این امر که ما نسبت به اموری که در اطرافمان روی می دهد باید واکنش نشان دهیم و احساس مسئولیت داشته باشیم نزدیک می شود. این قاعدتا فقط با حرف تنها نیست و باید برای آن راهکار طراحی کرد و نهاد سازی کرد. طبعا یکی از منابعی که به آن رجوع می شود قرآن، نهج البلاغه و میراث اندیشه ای است. ما باید ببینیم در جامعه چه کسانی تاثیر گذارند. در علوم سیاسی می گویند جوامع دو دسته اند: یا نخبه گرا یا توده گرا. بابررسی انجام شده در ایران نخبگان هستند که تاثیر گذارند. البته نکته قابل بحث در این مورد فرضیه ناکارامدی نخبگان است. یعنی در عین حال که نخبگان اثرگذارند، در مواقعی حساس هم ناکارامد هستند. شاید جمله کلیدی که از نهج البلاغه بشود استنباط کرد و مینای عمل قرار داد نقش عالم در مسولیت پذیری حکومت است. در واقع حکومت ابزاری است برای اینکه احقاق حقی صورت گیرد. کسی که حکومت کننده است باید نسبت به امور آگاهی داشته باشد. بنابراین می توانیم عباراتی از متون قرآن و نهج البلاغه استخراج کنیم و مبنای کار قرار دهیم که طبعا این اصول به صورت کلی می باشند چرا که نمی توان از حضرت انتظار داشت که پیچیدگی که امروزه وجود دارد را در نهج البلاغه جوابگو باشند.
از دیدگاه حضرت 12 نوع نخبه عنوان شده که تمرکز این بحث روی علما و حکماست:
1. انبیاء و پیامبر اسلام و خاندانش
2. خلیفه، حاکم، سلطان، امیر
3. عمال و کارگزاران حکومتی
4. تاجران، بازرگانان و صنعتگران
5. قاضیان
6. کاتبان و دبیران حکومت
7. نظامیان
8. علما و حکما
9. امام جماعت
10. اخیار و صلحا، ابرار و نیکوکاران
11. منافقان و رهبران شیاد و بدکاران
12. کبار و سادات
هم نخبگان خوب و هم نخبگان بد مد نظر هست. پس هر دو گروه اثرگذارند.
نکاتی که می شود از منظومه فکری آن حضرت استخراج کرد چند محور دارد:
1. جامعه در نظر حضرت مهم است
2. لزوم مسئولیت پذیری اجتماعی از جانب افراد جامعه
3. دور اندیشی
4. اهمیت هم افزایی اجتماعی به واسطه فعالیت افراد جامعه
5. شایسته سالاری
6. عدالت محوری
7. حق محوری
8. احقاق حق
9. مخاطب قراردادن نخبگان در نامه ها و حرف ها
فلسفه حضور دانشگاه ها که امروز گسترش یافته اند کمک به فرآیند تصمیم گیری است. یعنی به تصمیم گیری مشورت علمی داده شود؛ در واقع علم جدید یعنی پژوهش. اما متاسفانه دانشگاه ها و پژوهشگاه های ما بر گزاره های خبری تقلیل پیدا کرده اند. در حالی که اهل علم وپژوهش باید به جای اینکه خبرنگار باشند، باید تحلیل گر خبر باشند. ناکارآمدی نخبگان همین جاست. در صورتی که اگر به جایگاه علوم انسانی در معنای علم آن برسیم می فهمیم باید:1. اطلاعات و اخبار ما نسبت به موضوعات اجتماعی و سیاسی باید به نحو مفصل و کافی باشد. 2. تحلیل و استنباطی که از این گزاره ها انجام می شود بیشتر از گذشته باشد. .اما در دانشگاه چون ما خلا مباحث تحلیل داریم، آنچه که در واقع نقش علوم انسانی را پیش می کشد، فهمی است که مطرح می کند امروزه نقش اجتماعی علم در جامعه ایرانی کمرنگ است و این را با گزاره هایی که از حضرت علی (ع) داریم می توانیم اثبات کنیم. اگر در مسیر حرکت نکنیم فهم غلط و برداشت سطحی راهبرد ما می شود.