عمومی | دانشگاه مفید

کتاب «چالش های معاصر تعیین سرنوشت اقوام» توسط انتشارات دانشگاه مفید چاپ و منتشر شد.

به گزارش روابط عمومی دانشگاه مفید، کتاب «چالش های معاصر تعیین سرنوشت اقوام» تالیف ت.ی.خبریووا و ترجمه کابلشاه ادریس اف توسط انتشارات دانشگاه مفید چاپ و منتشر شد.

رشد خوداگاهی ملی و جستجوی قهری یا اگاهانه اشکال مختلف ابراز موجودیت قومیتی از دیرباز با جامعه بشری همراه بوده است. این فرایندها در اثار متفکران عهد قدیم، قرون وسطی و عهد جدید به طرق مختلفی انعکاس یافته است. در ادوار مختلف پیشرفت بشر، برای مثال در عصر انقلاب‌های بورژوایی و جنگ‌های ناپلئون در اروپا، در قرون شانزدهم تا ابتدای قرن نوزده، در جنگ بر سر تقسیم و باز تقسیم مستعمرات در ربع ابتدایی قرن بیستم و در جریان جنبش‌های ازادی بخش ملی، پس از جنگ جهانی دوم، اغلب مسائل قومیتی در درجه اول اهمیت قرار می‌گرفت.
موضوع ملیت در دهه‌های ۵۰ و ۶۰ قرن بیستم به دلیل فروپاشی نظام استعماری و پیدایش چند ده کشور نو ظهور در اسیا، افریقا و امریکای لاتین بازتاب مشهودی پیدا کرد و در ربع پایانی قرن بیستم در برخی از کشورهای دموکراتیک (بلژیک، کانادا و غیره) شدت یافت. مسائل قومیتی در کشور‌های تازه تاسیس همچنان باقی هستند. جدال مسلحانه و تشکیل کشور بنگلادش در بخشی از قلمرو پیشین پاکستان در دهه هشتاد سده گذشته و ایجاد کشور تیمور شرقی در بخشی از قلمرو اندونزی در سال‌های پایانی دهه ۹۰ قرن بیستم و موارد دیگر همگی گواه بر این موضوع هستند.
مناقشات قومیتی همراه با جنگ و خشونت مسلحانه دائماً در نقاط مختلف جهان رخ می‌دهند و اغلب نتیجه ان‌ها تشکیل کشور‌های جدید است. برخی از این کشور‌ها همانند اریتره که از اتیوبی جدا شده، توسط جامعه بین‌الملل به رسمیت شناخته شده‌اند. وضعیت بقیه ان‌ها مانند کوزوو، ابخازی، اوستیای جنوبی، فلسطین، سومالی، جمهوری ترک و قبرس شمالی تاکنون لاینحل باقی مانده است و این امر منشاءِ مناقشات بین ملیتی یا مذهبی است.
موضوع ملیت در روسیه همانند برخی از کشورهای پست سوسیالیستی اروپا (به ویژه بالکان) به دلیل از هم پاشیدگی نظام جهانی سوسیالیسم خودکامه با رویکرد جدید مطرح شده است. جریانات تمرکززدایی که منجر به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی گشتند، در روسیه نیز ظاهر شدند. گواه این موضوع، «رژه حاکمیت‌ها» در اوایل دهه ۹۰ قرن بیستم است که در ان زمان نخبگان سیاسی بومی در برخی از نواحی و مناطق «روسی» و همچنین قوم‌گرایان در جمهوری‌های مختلف خواهان استقلال کامل و به رسمیت شناخته شدن حق حاکمیت بودند.
فرایند پیچیده تبدیل روسیه به کشوری پیرو قانون اساسی و قانونمند علی‌رغم وجود دستاوردهای چشمگیر در زمینه حقوق و ازادی‌های سیاسی، همچنان در زمینه اجتماعی با مشکلاتی همراه است. فضای اجتماعی حاضر به دلیل حفظ و حتی تشدید مناقشات بین ملیتی شرایط حیات شایسته‌ای را برای شهروندان روسیه فراهم نمی‌کند.
خوداگاهی ملل به شیوه‌های دیگری (نظیر شیوه‌های فرهنگی، مذهبی، اداب و رسوم) هم جلوه‌گر می‌شود که جنبه مخرب و یا افراطی ندارند. حیات قومیت‌ها از مجموعه جریانات پیچیده اجتماعی تشکیل می‌شود که ماهیت ان متاثر از شیوه زندگی شکل گرفته و نیز قواعد کلی توسعه گروه‌های قومیتی در جامعه امروزی است. در عین حال، فعالیت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جوامع در یک نظام نهادینه معین صورت می‌گیرد و قومیت‌ها شیوه‌های ابراز موجودیت خود را در نهاد‌های کشور و جامعه مدنی می‌یابند.
بدین ترتیب، روابط قومیتی علی‌رغم تحولات بزرگ جمعیتی، همچنان تاثیر زیادی بر نظام حقوقی جهان و ثبات روابط درون دول و وضعیت اجتماعی مردم دارد. اصولاً اختلاف، زمانی به وجود می‌اید که خوداگاهی قومیتی، به دلیل ممکن نبودن ابراز موجودیت در قالب‌ها و به شیوه‌های پذیرفته شده در داخل کشور، بر پایه مخالفت منفی با دیگر اجتماعات شکل گرفته باشد. در حقوق بین‌الملل حق هر گروه مردمی برای انتخاب جمعی سرنوشت مشترک به صورت اصل حق تعیین سرنوشت ملت‌ها پذیرفته شده است اما حقوق معاصر این اصل را صرفاً به امکان جدایی محدود نمی‌کند و فارغ از مسئله تجزیه‌طلبی، امکان تفسیر موسع ان را فراهم کرده است. بسیاری از کشورها حتی به صورت قانونی روش‌های مختلفی را برای پذیرش ویژگی‌های اقوامی که دارای اداب و ایین خاص خود بوده و از ادیان مختلف پیروی می‌کنند، ارائه می‌دهند. برخی از کشورها (مثل استرالیا و کانادا) از سیاست چندفرهنگی استفاده می‌کنند؛ برخی دیگر (مثل اتریش و بلژیک) شیوه‌های جدیدی را برای ایجاد روابط فدراتیو امتحان می‌کنند. مسائل مربوط به تناسب فدرالیسم سنتی سرزمینی (ملی‌ سرزمینی) و خودمختاری سرزمینی اقوام تحت نگرش جدید قرار می‌گیرند. کشورها در قوانین اساسی خود تاکید می‌کنند که تنوع قومی و فرهنگی بنای توسعه ان‌هاست.
در مقابل جدایی طلبی مخرب که باعث ورود زیان اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به خود اقوام نیز می‌شود، شیوه همگرایی و ایجاد نهادهایی مطرح می‌شود که بتواند با حفظ وحدت تاریخی کشور، ضرورت ابراز وجود قومیتی را نیز در بر داشته باشد. چنین نهادهایی شامل مناطق سرزمینی داخل کشوری (مثل مناطق فدرال، مناطق خودمختار) و قالب‌های خودسازماندهی قومیتی فراسرزمینی (مثل جوامع ملت‌های بومی کم جمعیت، خودمختاری‌های ملی فرهنگی) می‌شوند. احیای نظریه مناطق خودمختار ملی فرهنگی در روسیه و تجربه قانونی ایجاد این مناطق به لحاظ ثبات بخشی به همراه دیگر عوامل تحکیم ساختار فدرال دارای اهمیت است
سیاست، علم و فرهنگ همچنان در جستجوی شیوه‌ها و قالب‌هایی هستند که ضمن بهره‌گیری از جنبه‌های مثبت جریان‌های مختلف بر جنبه‌های منفی و عوامل مخرب غلبه کرده و ان‌ها را حذف کنند. جنبه‌های منفی نظیر خودکامگی که محدودکننده ازادی و اصالت ملت‌هاست، یا جدایی طلبی که منجر به فروپاشی اجتماع عینی می‌شود. در این رابطه مطالعه جنبه‌های مختلف توسعه قومیتی، درک درست ان‌ها، تفسیر و به‌کارگیری مفاهیم در خور رویکرد اجتماعی بشر هزاره سوم و به‌کارگیری هنرمندانه برتری‌های اشکال مختلف ابراز موجودیت ملی می‌تواند در شرایط جهانی‌سازی به تحکیم وحدت ملت‌ها کمک کند.
حل مسئله ملی و برقراری روابط مثبت بین اقوام مختلف کشور نه تنها به‌کارگیری شیوه‌های سرزمینی خودابرازی موجود را مد نظر دارد بلکه در برگیرنده دیگر شیوه‌هایی است که در برخی شرایط می‌توانند به عنوان جایگزین کامل ان‌ها و هم به عنوان روش خودسازماندهی قوم به کار رفته باشند و به بهترین نحو متوجه ویژگی‌های تاریخی و ارزش‌های فرهنگی، مذهبی و غیره ان باشد.
اثر حاضر در واقع ادامه تلاش‌های سابق مولف در زمینه تعیین سرنوشت قومی و فرهنگی ملت‌ها بوده و در صدد تعیین نگرش و رویکرد معاصر به ابعاد حقوقی ان‌هاست. اصول و قواعد حقوق بین‌الملل در این زمینه مورد بررسی قرار گرفته‌اند. بر اساس تحلیل حقوق تطبیقی روش‌های سرزمینی و فراسرزمینی تعیین سرنوشت اقوام و تجربه عملی ان در برخی کشورها بررسی شده‌اند. مسئله تعیین سرنوشت ملت‌ها مجموعه‌ای از مسائل را در بر می‌گیرد که به غیر از حقوقدانان باید مورد توجه فعالان دیگر علوم نیز قرار بگیرد.

بخش اول
اصول نظری و حقوقی حق تعیین سرنوشت اقوام / ۱۳
فصل اول: اقوام در جهان معاصر؛ ابعاد سیاسی و حقوقی ۱۵
۱. مفهوم اقوام، ملیت‌ها و ملل ۱۵
۲. اقوام و کشور ۲۲
فصل دوم: حق اقوام برای تعیین سرنوشت؛ تاریخچه و دوره معاصر ۳۵
۱. حق ملت‌ها برای تعیین سرنوشت، از نظریه تا اصل حقوق بین‌الملل ۳۵
۲. تعیین سرنوشت اقوام در حقوق بین‌الملل و حقوق داخلی کشورها ۴۶
بخش دوم
اشکال و شیوه‌های سرزمینی تعیین سرنوشت اقوام / ۶۹
فصل سوم: کشور واحد، شکل اصلی تعیین سرنوشت اقوام ۷۱
۱. اقوام و کشور واحد ۷۱
۲. تعیین سرنوشت اقوام در داخل کشور واحد ۷۸
فصل چهارم: مدل فدراتیو تعیین سرنوشت اقوام ۹۵
۱. اقوام و ساختار فدراتیو کشور ۹۵
۲. منطقه فدرال، شیوه سرزمینی تعیین سرنوشت قوم ۱۴۵
فصل پنجم: خودمختاری سرزمینی، شیوه تعیین سرنوشت اقوام در کشور واحد ۱۷۹
۱. مفهوم و اشکال خودمختاری سرزمینی ۱۷۹
۲. اقوام و خودمختاری سرزمینی ۲۰۲
بخش سوم
خودسازماندهی اقوام، شکل فراسرزمینی تعیین سرنوشت انها ۲۱۱
فصل ششم: خودسازماندهی ملیت‌های بومی ۲۱۳
۱. ملیت‌های بومی، گروه خاص از اقلیت‌های ملیتی ۲۱۳
۲. اشکال و شیوه‌های خودسازماندهی ملیت‌های بومی ۲۲۸
فصل هفتم: خودمختاری ملی فرهنگی و تعیین سرنوشت معاصر اقوام ۲۵۷
۱. خودمختاری ملی فرهنگی؛ مفاهیم و ویژگی‌های اصلی ۲۵۷
۲. خودمختاری ملی فرهنگی در فدراسیون روسیه ۲۷۴
نمایه ۲۹۵