عمومی | پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری

شناسایی ۶۶محوطه پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی در حوضه آبریز زاینده رود

.

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری بابک رفیعی علوی  استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه هنر اصفهان این مطلب را امروز «چهارشنبه » در دومین نشست تخصصی روز دوم هفدهمین گردهمایی باستان شناسی ایران مطرح کرد و به ارایه گزارش کوتاهی از  بررسی باستان شناسی در شرق حوضه آبریز رودخانه زاینده رود، دشت کفرود-ورزنه پرداخت .
او افزود: در این پروژه مشخص شد که به طور خاص در دوران اسلامی نیز بناهای متعددی از انواع مسجد، امام زاده، قلعه و گورستان قابل شناسایی هستند که در فصول آتی اطلاعات آنها جمع آوری خواهد شد.
به گفته این باستان شناس ، داده های کنونی مشخص کرد که شرق حوضه آبریز زاینده رود، همان طور که انتظار می رفت، محوطه های مهم و ناشناخته ای دارد و قدیمی ترین آنها بنا بر مطالعات کنونی مربوط به دوره مفرغ است.
او تصریح کرد :این داده ها بیش از دیگر مناطق، با منطقه فارس قابل مقایسه هستند که نشان از ارتباطات فرهنگی این دو حوزه در دوران مذکور دارد و شواهد این ارتباط حتی تا امروز نیز قابل بررسی است.
این باستان شناس افزود:بهره گیری از یک نظام آبی پیشرفته آنچنان که در دوره اسلامی شواهد آن وجود دارد در دوره های قدیمی تر نیز قابل بررسی بوده و انتظار است ساکنان دوران پیش از تاریخ و دوران تاریخی با بهره گیری از یک نظام کارآمد اقدام به مدیریت آب کرده و شرایط زیست را بهبود بخشیده اند.
استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه هنر اصفهان خاطرنشان کرد :شناسایی مسیر ارتباطی کفرود حسن آباد از دیگر نتایج مهم بررسی کنونی بود و مشخص شد که می توان برای آن تاریخی هم پای قدیمی ترین محوطه های منطقه دانست.
وی گفت : فهم سیلاب های گسترده و رسوب گذاری زیاد دشت ضرورت انجام مطالعات باستان زمین شناسی را بیش از دیگر علوم بین رشته ای نشان می دهد و داده های آن می تواند به شناسایی بسیاری از محوطه های دفن شده منجر شود.
کاوش گورستان  های نو یافته عصر آهن ۲ و ۳  قره تپه سگزآباد
در ادامه این نشست بخشی از نتایج کاوش گورستان  های نو یافته عصر آهن ۲ و ۳  قره تپه سگزآباد (فصل سوم) توسط مصطفی ده پهلوان استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه تهران و سرپرست کاوش آموزشی و پژوهشی قره تپه سگزآباد ارائه شد .
این باستان شناس گفت : فصل سوم کاوش در گورستان قره تپه سگزآباد با دو هدف اصلی آموزش روزآمد دانشجویان دوره کارشناسی باستان‌شناسی ورودی ۱۳۹۴، تعیین گاهنگاری و تعاملات فرهنگی منطقه ای و فرا منطقه ای قره تپه سگزآباد براساس مواد فرهنگی گورستان نویافته، بررسی و شناسایی شیوه های تدفین و نحوه ارتباط میان تدفین ها و همچنین انجام پژوهش های انسان شناسی و باستان جانور شناسی (ژنتیک، پالئوپاتولوژی و ...) بر روی یافته های این محوطه انجام گرفت.
وی افزود : تمرکز بر لایه های فرهنگی مربوط به گورستان نو یافته شرق تپه در ترانشه ۱۲ اطلاعات ارزشمندی درباره چگونگی تدفین های عصر آهن منطقه بر ما آشکار ساخت  ولی به دلیل ضخامت بالای لایه های رسوبی که وقت زیادی از هیات کاوش را به خود اختصاص داد و همچنین  به علت کمبود زمان مجال بررسی دقیق و گسترده تر این گورستان دست نداد و ادامه کار بر روی این ترانشه به فصل های آینده موکول شد.
او تصریح کرد :در بخش غربی این گورستان در جنوب غربی تپه قبرستان، در ترانشه ۱۳، ساختار گورها از طرفی و ابعاد مختلف آنها نشان می دهد به احتمال هر کدام از این ساختارها همزمان با مرگ یکی از اعضای جامعه قره تپه در دوره آهن ایجاد شده اند.
این باستان شناس اظهار داشت: نظر به شباهت یافته های گورها به همدیگر، می توان گفت این بخش از گورستان طی یک دوره کوتاه ایجاد شده و با مرگ هر کدام از اعضای جامعه گوری به گورهای موجود اضافه شده است.
وی در پایان تصریح کرد :بی تردید کاوش های آتی افق های جدیدی از ویژگی های فرهنگی این گورستان نویافته را به روی ما خواهد گشود.
خواناسازی حصار بیرونی کوه خواجه سیستان
دیگر سخنران این نشست حسین مرادی دکترای باستان شناسی و سرپرست کاوش به منظور خواناسازی حصار بیرونی کوه خواجه سیستان با بیان اینکه مجموعه عظیم معماری خشتی موسوم به قلعه کافران، در دامنه جنوبی و سراشیبی کوه "اوشی دم" که امروز به کوه خواجه معروف است، در ۳۰ کیلومتری جنوب غرب زابل قرار دارد تصریح کرد : این آثار قلعه بزرگی می باشد که حداقل در دوره پارتی و ساسانی و احتمالا یک دوره اسلامی مورد استفاده قرار گرفته است.
وی با بیان اینکه یافته ها و مواد باستان شناختی موجود درا طراف حصار محدود به قطعات و بقایای ارگانیک است تصریح کرد : یافته های سفالی در فاصله بین برج سوم و چهارم  و نیز در بخش آبراه طبیعی و بخش شرقی دیواردر اطراف آبراه طبیعی بیشتر از سایر بخشها به دست آمده است.
به گفته این باستان شناس ، سفالها همگی ساده و با خمیره قرمز رنگ بوده که بعضا پوششی نخودی دارد، فرمهای سفال شامل کوزه ، تنگ و خمره و کاسه است که بعضا دارای دسته نیز می باشند.
مرادی افزود : نمونه های با سایر نمونه های سفالی به دست امده از دشت سیستان و همچنین دمب کوه درچابهار قابل مقایسه است  اما هیچ نمونه منقوش مشابه انچه در بلوچستان به نام نوع لوندو می شناسیم درا ینجا به دست نیامد و تزیینات روی سفال محدودبه نقوش کنده مواج و شیاردار بود.
دومین فصل کاوش بین المللی ربع رشیدی تبریز
دومین فصل کاوش بین المللی ربع رشیدی تبریز ۱۳۹۷نیز در ادامه توسط بهرام آجورلو سرپرست هیئت بین المللی ربع رشیدی تبریز ارایه شد .
این باستان شناس با بیان اینکه دومین فصل از کاوش های بین المللی ربع رشیدی یا رشیدیه تبریز که با شماره ۹۴۳ در سال ۱۳۵۴ در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده است افزود: پس از امضای تفاهم نامه چهار جانبه بین المللی ربع رشیدی با مجوز پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری انجام شد.
وی تصریح کرد : در گمانه شماره ۰۴ که در بافت باستان شناختی شماره ۱۵ به سر خاک بکر رسید، هیچ نشانه معماری برای تایید فرضیه دروازه بزرگ جنوبی و برج کوچک غربی گزارش نشد؛ اما نشانه های بسنده برای تایید کاربست فن کرسی چینی سنگی با دیوار آجری در سده هشتم هجری و سپس بازسازی شتابان عهد صفوی با خشت و چینه گلی به دست آمد.
آجرلو اظهار داشت :افزون بر این، از کانتکست های شماره ۰۴ و ۰۶ در گمانه شماره ۰۴ و بالاتر از کرسی چینی سنگی یک گلوله توپ کالیبر بالیئمز عثمانی، یک پاره سفالینه آبی – سفید گونه سده دهم هجری و یک کاسه سر متلاشی شده انسان پیدا شد  که در گاهشناسی نسبی یافته های این گمانه اثرگذار هستند.
وی افزود: در گمانه شماره ۰۶ که در بخش معروف به تل کاشی قرار دارد، باید به پیدا شدن بیش از شصت پاره کاشی معرق و نقش برجسته زیر لعاب و زرین فام – همانند تخت سلیمان – اشاره شود .
سرپرست هیات باستان شناسی گفت: اما در گمانه شماره ۰۷ در حالی که هیچ نشانه معماری برای تایید فرضیه وجود یک برج دیگر پیدا نشده و در نتیجه داربست فلزین نمادین باید برچیده می شد، ادامه کاوش تا سر خاک بکر بار دیگر ادامه فن کرسی چینی سنگی در سراسر باروی جنوبی و وجود سه مرحله معماری پیش از سده دهم هجری را تایید کرد .